به گزارش نخست نیوز ، مهرشادعنبری
در دیدار هفته شانزدهم رقابتهای لیگ یک فوتبال کشور، تیم سایپا با شکست ۲ بر ۱ مقابل پالایش نفت آبادان، با وجود حفظ ۲۵ امتیاز، در جایگاه چهارم جدول متوقف شد،شکستی که اگرچه در نگاه نخست ممکن است یک اتفاق معمول فوتبالی تلقی شود، اما در بطن خود حامل نشانهها و هشدارهای جدیتری برای آینده این تیم ریشهدار است.
واقعیت آن است که این نتیجه، به دلایل متعدد، چندان دور از انتظار نبود. نخست آنکه ابراهیم صادقی، سرمربی پالایش نفت، به واسطه سالها حضور و فعالیت در باشگاه سایپا، اشراف کاملی بر ساختارهای نرمافزاری و سختافزاری این مجموعه داشت و همین شناخت، برگ برندهای جدی برای طراحی یک تقابل هدفمند در خانه محسوب میشد. از سوی دیگر، خلأ سیاستهای مؤثر انگیزشی در تیم سایپا باعث شد بازیکنان این تیم نتوانند با توان واقعی خود در میدان حاضر شوند و با دست پر زمین مسابقه را ترک کنند.
نباید نتایج فوتبال را صرفاً در چارچوب ۹۰ دقیقه و مستطیل سبز تحلیل کرد. تجربه ثابت کرده است که مهمترین مؤلفههای پیروزی، اغلب در بیرون از زمین و در نحوه سیاستگذاری، مدیریت منابع و ایجاد انگیزه از سوی مدیران باشگاه شکل میگیرد. سایپا در ماههای اخیر با مشکلات جدی مالی دستوپنجه نرم کرده و این مسئله بارها از سوی سرمربی تیم در مصاحبههای رسمی و رسانهای مطرح شده است، هشدارهایی که به دلیل کمبود نقدینگی، آنگونه که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت.
پیامد این بیتوجهیها، بهتدریج خود را در قالب نارضایتی بازیکنان، اعتصابهای مقطعی و انتشار کلیپهای اعتراضی نشان داد ،روندی که نهایتاً در شکست برابر پالایش نفت به اوج خود رسید و زنگ خطر را با صدایی بلندتر به صدا درآورد.
بیتردید، باخت بخشی جداییناپذیر از فوتبال است و این عبارت پذیرفتهشده و درست به شمار میآید. اما آغاز پرقدرت و سپس افت محسوس سایپا تا آستانه هفته شانزدهم، روایتگر واقعیتهایی فراتر از یک شکست ساده است، واقعیتهایی که نیازمند بررسیهای عمیقتر و تفسیرهای مدیریتی و ساختاری جداگانهاند.
در فصل جاری، تقریباً تمامی ابزارهای لازم برای صعود سایپا به لیگ برتر مهیا بود، اما سیاستگذاریهای غیرتخصصی و تصمیماتی خارج از چارچوب فوتبال حرفهای، بخش عمدهای از انرژی این تیم را صرف حاشیههایی کرد که کمترین ارتباطی با مسیر موفقیت نداشت. ورود به جزئیات این رفتارها، هرچند ساده به نظر میرسد، اما نیازمند نگاهی کارشناسانه و مسئولانه است.
اگرچه سازوکار رسمی و دادگاهی مشخص برای رسیدگی به چنین تصمیمگیریهایی در ساختار فوتبال کشور تعریف نشده است، اما مسئولیت این روند به هیچوجه قابل انکار نیست. تاریخ فوتبال، افکار عمومی و پیش از همه، وجدان حرفهای، قاضیانی هستند که دیر یا زود عملکرد مدیران و تصمیمسازان را مورد داوری قرار خواهند داد، داوری که بیتردید نام کسانی را ثبت خواهد کرد که با سیاستگذاریهای نادرست، مسیر یک تیم ریشهدار را از مدار پیشرفت به سوی پسرفت سوق دادند.
ادعای دلسوزی آمریکا و رژیم صهیونیستی ریاکارانه است






دیدگاهتان را بنویسید