×
×
جدیدترین‌‌ها

معترضیم اما به دشمن میدان نمی‌دهیم!

  • کد نوشته: 144988
  • ۱۹ دی ۱۴۰۴
  • اعتراضات صنفی را اگر از هیاهوی سیاسی و امنیتی جدا کنیم، به یک واقعیت ساده می‌رسیم: جامعه حرف دارد و می‌خواهد شنیده شود.
    معترضیم اما به دشمن میدان نمی‌دهیم!

    به گزارش نخست نیوز ،

    غلامرضا بنی اسدی

    این نه نشانه فروپاشی است و نه مقدمه بحران؛ بلکه یکی از معدود فرصت‌های ترمیم در نظام حکمرانی است. اعتراض، زمانی که در چارچوب مطالبات روشن و روش‌های مدنی بروز می‌کند، بخشی از سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که اگر به رسمیت شناخته نشود، مستهلک می‌شود. در این میان، اصل نخست حکمرانی عقلانی «پاسخ‌گویی» است. نظام سیاسی اگر خود را از شنیدن مطالبات معترضان بی‌نیاز بداند، ناخواسته میدان را به تندروها واگذار می‌کند؛ تندروهایی که یا اعتراض را اساساً برنمی‌تابند یا آن را یکسره به توطئه خارجی فرو می‌کاهند. این نگاه تقلیل‌گرا، نه به نفع دولت است و نه به سود جامعه. از سوی دیگر، نیز تندروهای با نگاه دیگر میدان‌دار می‌شوند که اغتشاش را جایگزین اعتراض می‌کنند. رفتاری آنارشیستی که نه‌تنها هیچ نظم و منطقی را برنمی‌تابد که تخریب را  زبان رفتار خود می‌کند. هر دو گونه تندروی، ضد منافع ملی و امنیت ملی است. باید به این مفاهمه برسیم که مردم حق‌دارند صدایشان را بلند کنند. حق‌دارند اعتراض کنند، تجمع داشته باشند و حتی خشمگین باشند. اعتراض، حق شهروندی است و نه امتیاز امنیتی. اما در کنار این حق، یک خط تمایز بنیادین وجود دارد که نادیده گرفتن آن، هم به اعتراض ضربه می‌زند و هم به منافع ملی: مرز میان اعتراض و اغتشاش. اغتشاش، نه ادامه اعتراض که انحراف آن است. جایی که مطالبه جای خود را به تخریب می‌دهد، و خشونت جای گفت‌وگو را می‌گیرد، دیگر با کنش مدنی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با پروژه‌ای مواجهیم که خواسته یا ناخواسته، در زمین دشمن بازی می‌کند. دشمنی که سابقه‌اش روشن است: بمب و موشک، تحریم و تهدید. سرزمینی که زخمیِ سلاح‌های آنان است، نمی‌تواند ساده‌لوحانه دلسوزی‌شان را باور کند. اینجا مساله «بیگانه» است؛ نه به‌عنوان یک مفهوم شعاری، بلکه به‌مثابه واقعیت ژئوپلیتیک. هیچ جامعه‌ای اختلافات درونی خود را با باز کردن در به روی دشمن حل نمی‌کند. بیگانه هم حتی اگر در باغ سبز نشان دهد، در همان باغ خون به پا می‌کند. دشمن هیچ‌گاه دوست نمی‌شود. در مواجه با شرایطی چنین، راه‌حل، نه در انکار اعتراض است و نه در تساهل با اغتشاش؛ بلکه در عقلانیت، پاسخ‌گویی و مرزبندی روشن. سیاستی که چنین کند، هم سرمایه اجتماعی را حفظ می‌کند و هم ایران را. هم معترض را عزیز می‌دارد و در کنار خویش می‌گیرد و هم اغتشاشگر را به اقتدار ملی و قانونی، سر جای خود می‌نشاند.

    سایر اخبار

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *