به گزارش نخست نیوز ، دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی
هیجاناتی مانند خشم، ترس، شادی، شرم، همدلی و امید نهتنها تجربهای درونی محسوب میشوند، بلکه در بستر اجتماع معنا پیداکرده و پیامدهای رفتاری گستردهای به همراه دارند. ازاینرو، مدیریت رفتار در هیجانات اجتماعی بهعنوان یک مهارت کلیدی روانشناختی و اجتماعی، اهمیتی دوچندان یافته است.
مدیریت رفتار در هیجانات اجتماعی به معنای توانایی شناسایی، درک، تنظیم و هدایت واکنشهای رفتاری افراد در مواجهه با هیجاناتی است که در تعامل با دیگران شکل میگیرد. این مفهوم فراتر از کنترل صرف احساسات بوده و بر تنظیم آگاهانه رفتار بهگونهای تأکید دارد که هم سلامت روان فرد حفظ شود و هم روابط اجتماعی دچار آسیب نگردد. در جوامع امروزی که ارتباطات اجتماعی پیچیدهتر و سریعتر شدهاند، ضعف در این مهارت میتواند به بروز تعارضات، پرخاشگری، انزوا یا تصمیمگیریهای هیجانی و ناپایدار منجر شود.
یکی از ارکان اصلی مدیریت رفتار در هیجانات اجتماعی، خودآگاهی هیجانی است. فردی که بتواند هیجانات خود را بهدرستی تشخیص دهد و منشأ آنها را درک کند، آمادگی بیشتری برای انتخاب رفتار مناسب خواهد داشت. بهعنوانمثال، تشخیص تفاوت میان خشم ناشی از بیعدالتی اجتماعی و خشم ناشی از ناکامی شخصی، به فرد کمک میکند واکنشی متناسب و سازنده نشان دهد. خودآگاهی هیجانی همچنین مانع از فرافکنی احساسات منفی بر دیگران میشود.
عامل مهم دیگر، تنظیم شناختی هیجان است. این مهارت شامل بازنگری در افکار، تفسیر مجدد موقعیتها و کاهش بزرگنمایی تهدیدهاست. در هیجانات اجتماعی، برداشتهای نادرست میتوانند به رفتارهای افراطی یا تدافعی منجر شوند. فردی که قادر است افکار خود را مدیریت کند، بهتر میتواند از رفتارهای تکانشی پرهیزکرده و پاسخهای منطقیتر ارایه دهد. این امر بهویژه در موقعیتهایی مانند اعتراضات اجتماعی، اختلافات گروهی یا فشار افکار عمومی اهمیت دارد.
همدلی اجتماعی نیز نقش تعیینکنندهای در مدیریت رفتار هیجانی دارد. همدلی به معنای درک احساسات و دیدگاههای دیگران بدون قضاوت است. در بستر هیجانات اجتماعی، همدلی میتواند از قطبیشدن، خشونت کلامی و رفتارهای طردکننده جلوگیری کند. افرادی که توان همدلی بالاتری دارند، حتی در شرایط هیجانی شدید، رفتارهایی مسوولانهتر و اخلاقیتر از خود نشان میدهند.
از منظر اجتماعی، نهادهایی مانند خانواده، مدرسه، رسانه و سازمانها نقش اساسی در آموزش و تقویت مدیریت رفتار هیجانی دارند. الگوهای رفتاری والدین، شیوه مواجهه معلمان با تعارضات و نوع بازنمایی هیجانات در رسانهها، همگی در شکلگیری رفتارهای هیجانی افراد مؤثرند. آموزش مهارتهای زندگی، سواد هیجانی و ارتباط مؤثر میتواند بهعنوان راهبردی پیشگیرانه، از بروز بحرانهای رفتاری در سطح جامعه جلوگیری کند.
افزون بر این، نقش فرهنگ و ارزشهای اجتماعی در چگونگی مدیریت رفتارهای هیجانی غیرقابلانکار است. هنجارهای فرهنگی مشخص میکنند کدام هیجانها مجاز به ابراز هستند و کدام رفتارها ناپسند تلقی میشوند. در این میان، آگاهی فرهنگی به افراد کمک میکند واکنشهای هیجانی خود را متناسب با بافت اجتماعی تنظیم کنند و از سوءتفاهم یا تعارضهای ناخواسته پرهیز نمایند. همچنین تمرین مهارتهایی مانند گفتوگوی سازنده، حل تعارض و کنترل خشم میتواند ظرفیت فرد را برای مواجهه سالم با فشارهای هیجانی اجتماعی افزایش دهد. در شرایط بحرانی، بهرهگیری از حمایت اجتماعی و مشاوره تخصصی نیز بهعنوان عاملی محافظتی عمل میکند و مانع از تبدیل هیجانات جمعی به رفتارهای مخرب میشود. بنابراین، تقویت این مهارتها در سطح فردی و نهادی، سرمایهای پایدار برای سلامت جامعه محسوب میگردد.
ادعای دلسوزی آمریکا و رژیم صهیونیستی ریاکارانه است





دیدگاهتان را بنویسید