به گزارش نخست نیوز ،
پس از سه فصل پیاپی حضور در این سطح، تیم در فصل گذشته با هدایت ابراهیم صادقی تا آستانه صعود پیش رفت ،اما در نهایت، تنها با اختلاف یک امتیاز از صعود باز ماند.
در آغاز فصل ۱۴۰۴، پس از تغییرات مدیریتی جدید، سکان باشگاه از خطیبی به سردار زارعی رسید. انتخاب سرمربی جدید یکی از تصمیمات کلیدی او بود، تصمیمی که با گزینههای متعددی همراه شد، اما برخلاف انتظار افکار عمومی، رضا عنایتی به عنوان سرمربی انتخاب گردید. انتخابی جسورانه یا به تعبیری دیگر، پر ریسک ، زیرا انتظار میرفت فردی با تجربه و سابقه صعود انتخاب شود. هرچند که رضا عنایتی در دوران بازیگریاش نامی پرآوازه بود، اما در عرصه مربیگری هنوز نتوانسته اعتبار قابلتوجهی کسب کند.
شروع دیرهنگام همکاری با عنایتی، باعث شد بسیاری از بازیکنان باتجربه تیم، سایپا را ترک کرده و راهی تیمهای نفت گچساران، آلومینیوم اراک و نساجی مازندران شوند. اکنون، چارهای جز استفاده از بازیکنان جوان و امیدهای باشگاه وجود ندارد، اتفاقی که میتواند فرصتی برای ساخت نسل جدید باشد، اما همزمان یکی از سختترین آزمونهای عنایتی محسوب میشود.
در چنین شرایطی، حتی کوچکترین اشتباه در تصمیمگیری میتواند کارنامه مربی جوان سایپا را زیر سوال ببرد. بهویژه آنکه حمایت مالی شرکت سایپا نیز در هالهای از ابهام قرار دارد؛ موضوعی که به وضوح در بیتوجهی باشگاه به تیمهای پایه قابل مشاهده است. تنها دو هفته تا شروع رقابتهای پایه باقی مانده، اما تیمها هنوز با کمبود امکانات ابتدایی مانند تجهیزات تمرینی و حتی آب شرب روبرو هستند. وعدههای تکراری مسئولان نیز تاکنون گرهی از مشکلات باز نکردهاند.
نباید فراموش کرد که در دنیای حرفهای فوتبال، وعده و امید به آینده کافی نیست. تیمها برای رقابت نیاز به حداقلهای حمایتی، تغذیه مناسب، تجهیزات و شرایط مطلوب تمرینی دارند. بیتوجهی به این نیازها، حتی پیش از شروع مسابقات، میتواند ضربهای جبرانناپذیر وارد کند.
رضا عنایتی پیش از آغاز رقابتها باید تکلیف خود را با مدیران باشگاه مشخص کند. در غیر این صورت، احتمال دارد سرنوشتی تلختر از آنچه در تیم ملی امید یا تیم پیکان تجربه کرد، در انتظار او باشد. آینده سایپا و عنایتی، در گرو تصمیمات امروز است؛ تصمیماتی که باید با تدبیر، شجاعت و آیندهنگری همراه باشند.
مهرشاد عنبری
ادعای دلسوزی آمریکا و رژیم صهیونیستی ریاکارانه است






دیدگاهتان را بنویسید