به گزارش نخست نیوز ،
جواد لگزیان
پریسا کاهانی در این کتاب سعی کرده است خاطرات کاری خویش را به زبان عامیانه و با چاشنی طنز، نقل کند و تصویری علمی، زیبا و روشنی از نقش کتابدار برای مخاطب و اقشار مختلف جامعه در لفافۀ طنز به نمایش بگذارد. نویسنده با مهارت از ماجرای زندگی در کتابخانه و ملاقاتهای جالب، دیدنی و شیرینِ مراجعان کتابخانهها سخن گفته است تا آنجا که مخاطب در پایان داستان به این نتیجه میرسد که نویسندۀ داستان با مراجعانِ کتابخانهها همنفس است و صدای پای تک تک آنان را به خوبی میشناسد؛ علاوه بر آن، نباید فراموش کرد که هر یک از داستانهای این کتاب همچون حلقههای یک زنجیر به طریقی به دنیای کتاب و مطالعه متصل شده است.
کاهانی خود درباره «صدای پای کتاب» میگوید: «نگارش این اثر یک فرایند هدفمند را در راستای ترسیم و تعریف جایگاه درست حرفۀ کتابداری و نقش کتابدار در جامعۀ کنونی و در کشورمان ایران را طی میکند. اکثر خاطرات نقل شده در این اثر، رنگ و بوی معنوی و نشان از آستان متبرک و مقدس آقا علی بن موسیالرضا)ع) را دارد. من کاملاً باور دارم که هیچ رشتهای چون کتابداری و هیچ کتابخانهای چون کتابخانۀ عظیم و فاخر آستان قدس رضوی (گنج هزارساله) نمیتواند مرا اقناع کند.»
بنابراین در این کتاب میتوان خاطرات درسآموز کتابداری باسابقه را خواند و البته درباره کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی به عنوان یکی از باسابقهترین و بزرگترین کتابخانههای ایران و جهان اسلام به ویژه در زمینۀ نسخ خطی، اسناد، آرشیو مطبوعات و اشیای موزهای بسیار دانست. همچنین از خدمات شایسته، متنوع و بیشمار کتابخانههای سازمان آستان قدس رضوی نیز سخن به میان آمده است. بخشها و خدماتی مانند کتابخانه دیجیتال، فعالیتهای داوطلبانه در کانون خادمیاران کتاب، ترویج کتابخوانی و زنگهای کتاب، طرح امانت بین کتابخانهای ثامن، ایستگاههای مطالعاتی دیجیتال، مخزن کتب چاپی، مخطوطات، اسناد، کتابخانه گویای رضوی، کتابخانه سیار، تالار محققان و سایر خدمات ارزشمند دیگری که در خلال داستانها بیشتر معرفی خواهند شد.
در بخشی از «صدای پای کتاب» آمده است: «آن روز یک روز بارانی و هوا لطافت و خنکی دلنشینی داشت. اتوبوس مدرسه بعد از کمی وقفه، ساعت هشت صبح به کتابخانه ما میرسد. همکاران کتابخانه، همگی با حفظ وحدت سازمانی و با روی باز به استقبال کودکان میروند. بچهها از اتوبوس مدرسه با هیجان خاصی پیاده و اردوی کتابخانهگردی شروع میشود. در آغاز این اردو، بچهها، همگی، به صف میایستند. به آنها که نگاه میکنی، قد و نیم قد، یکی در میان، دندانهایشان را موشها خوردهاند. برخی چنان خودشان را پوشاندهاند که قیافهشان پیدا نیست. معلمان در حالی که صفها را آرایش میدهند، وارد حیاط کتابخانه میشوند و بعد، با استقبال بینظیر همکاران ما روبهرو میشوند و آنجاست که این فرشتگان کوچک، سفرنامۀ خود را با ادای سلام به تک تک همکاران آغاز میکنند.»
کتاب «صدای پای کتاب» نوشته پریسا کاهانی را انتشارات کتابدار در ۲۰۰ صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است.
ابتکار بزرگ، راه عبور از تنش بزرگ ایران – امریکا






دیدگاهتان را بنویسید