به گزارش نخست نیوز، به گفته برخی پژوهشگران، خاستگاه فوتبال به چین بازمیگردد. جایی که حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازیای به نام «چوجو» (Cuju) رواج داشت. «چو» به معنای لگد و «جو» به معنای توپ چرمی. این بازی برای حفظ آمادگی بدنی نیروهای نظامی به کار میرفت و بعدها به دو گونه تقسیم شد: یکی صرفاً مبتنی بر مهارت فردی و دیگری با دروازهای در مرکز میدان، توری که با دو نی نگه داشته میشد و هر دو تیم میتوانستند به طور یکسان در آن گل بزنند.
اگر این روایت را بپذیریم، عجیبتر میشود که چین با جمعیت عظیمش تا به امروز فقط در یک جام جهانی شرکت کرده است. آن هم نه به این دلیل که این ورزش را پدیدهای غربی و بیگانه بداند (نمونهاش بازیهای المپیک است). چین در سال ۲۰۰۸ میزبان المپیک بود و در آخرین دوره در پاریس ۲۰۲۴، ۴۰ مدال طلا، ۲۷ نقره و ۲۴ برنز به دست آورد و با آمریکا در تعداد طلا برابر شد و فقط از نظر نقره و برنز (به ترتیب ۴۴ و ۴۲) عقبتر ایستاد.
چین از سال ۱۹۱۳ تیم ملی دارد، زمانی که در اولین مسابقهاش در بازیهای خاور دور با نتیجه ۱-۲ مقابل فیلیپین شکست خورد. آن زمان هنوز جمهوری چین بود، نه جمهوری خلق چین که پس از پیروزی مائو در سال ۱۹۴۹ نام رسمی این کشور شد. پیش از آن هرگز در جام جهانی بازی نکرد، هرچند در تورنمنت فوتبال المپیک برلین ۱۹۳۶ شرکت کرد و همان ابتدا مقابل بریتانیا حذف شد. پس از آن نیز تا سال ۱۹۸۱ دیگر حاضر نبود. حتی بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۹ از عضویت فیفا خارج بود چون فیفا تایوان را با نام جمهوری چین به رسمیت میشناخت.
تنها زمانی که تایوان با نام چین تایپه ثبت شد، جمهوری خلق چین به عضویت فیفا درآمد. با آگاهی از رشد فوتبال و اهمیت آن در روابط بینالملل، چین برای جام جهانی اسپانیا ۱۹۸۲ تلاش کرد و واقعیت این است که تا آستانه صعود هم پیش رفت. پس از عبور از فیلترهای متعدد به مسابقات نهایی آسیایی–اقیانوسیه با حضور کویت، نیوزیلند و عربستان سعودی رسید که دو سهمیه میداد.
کویت اول شد، چین و نیوزیلند برای رتبه دوم همامتیاز شدند و در بازی تک حذفی در سنگاپور روبروی هم قرار گرفتند که نیوزیلند ۱-۲ پیروز شد. شروع بدی نبود اما سپس چین در تلاش برای صعود به جامهای جهانی مکزیک ۱۹۸۶، ایتالیا ۱۹۹۰، آمریکا ۱۹۹۴ و فرانسه ۱۹۹۸ پیاپی ناکام ماند.
با این حال، عزم سوار شدن بر قطار فوتبال وجود داشت و در سال ۱۹۹۴ لیگ حرفهای با نام «جیا آ» تاسیس شد. سرانجام چین به جام جهانی ۲۰۰۲ راه یافت، اولین جام جهانی برگزارشده در آسیا و اولین دورهای که بهطور مشترک توسط دو کشور کره جنوبی و ژاپن میزبانی شد. به جز میزبانان که به صورت مستقیم صعود کردند، آسیا دو سهمیه دیگر داشت.
صعود با هدایت بورا میلوشینوویچ، یوگسلاو جهانگرد، رقم خورد، تنها سرمربیای که تا آن زمان پنج تیم ملی متفاوت را در پنج جام جهانی پیاپی هدایت کرده بود و چین دقیقاً پنجمین آنها بود. او بازیکن پارتیزان بود، مانند برادرانش میلو (اسطوره) و میلوراد. بورا هافبک خوبی با فیزیک مناسب و درک تاکتیکی بود، رهبری میکرد، سازمان میداد و ذات مربیگری داشت.
چون در حد ملیپوش شدن نبود، در ۲۲ سالگی اجازه یافت به خارج برود و زودتر دنیا را ببیند: وینترتور، موناکو، نیس، روان و در نهایت اونام مکزیک، همان پوماس معروف. همانجا مربیگری را آغاز کرد. از سن لورنزو و اودینزه گذشت و به مکزیک بازگشت تا هدایت تیم ملی را برای مکزیک ۱۹۸۶ بر عهده بگیرد. تیمی رقابتی ساخت و موجی از خوشبینی ملی برانگیخت.
مرحله گروهی را با برد برابر بلژیک و عراق و تساوی با پاراگوئه پشت سر گذاشت، سپس بلغارستان را در یک هشتم حذف کرد و در یک چهارم نهایی در ضربات پنالتی به آلمان باخت، شکستی بیسرزنش. به خاطر شادابی و پرحرفی دلنشینش به هر زبانی که به چالش کشیده میشد، در سراسر جهان محبوب شد.
در ایتالیا ۱۹۹۰ سرمربی کاستاریکا بود. باز هم از گروه صعود کرد، با پیروزی برابر اسکاتلند و سوئد و شکست مقابل برزیل. هرچند در یک هشتم به چکسلواکی باخت، اما سقف تاریخی کاستاریکا را بالا برد. برای آمریکای ۱۹۹۴ با توصیه مستقیم بکنباوئر به کیسینجر، هدایت تیم ملی آمریکا را گرفت. پس از اردوهای چندماهه در میشن ویخو که ۶۰ بازیکن از آن گذشتند، تیمی قابل قبول ساخت. گروه را با تساوی برابر سوئیس، برد مقابل کلمبیا و شکست از رومانی پشت سر گذاشت و در یک هشتم با نتیجه ۰-۱ برابر برزیل حذف شد که عملکردی آبرومندانه بود.
گام بعدی نیجریه در فرانسه ۱۹۹۸ بود که باز هم با برد برابر اسپانیا ( اشتباه مرگبار زوبیزارتا یادتان هست؟) و بلغارستان و شکست مقابل پاراگوئه از گروهش صعود کرد. این بار تیم ملی دانمارک در مرحله یک هشتم این مسابقات حذفش کرد.
به این ترتیب، او متخصص بزرگ جام جهانی بود و چین با منطق و امید فراوان او را برای کره و ژاپن ۲۰۰۲ استخدام کرد. مسیر صعود دو مرحله داشت: ابتدا ۱۰ گروه چهار تیمی، سپس دو گروه پنج تیمی با ۱۰ تیم صدرنشین. در مرحله اول، اندونزی، مالدیو و کامبوج را با شش برد کنار زد. در مرحله دوم، از امارات، ازبکستان، قطر و عمان با شش برد، یک تساوی و یک شکست عبور کرد.
صعود قطعی در روز برد برابر عمان موجی از شادی خیابانی به راه انداخت، گویی شکستن قرنها انزوا و حضور بر صحنه بینالمللی بود. میلوشینوویچ به قهرمان تبدیل شد و مدیران تلویزیون ملی گروهی از خبرنگاران و کارگردانان را برای مطالعه پخش مسابقات به انگلیس، آلمان، ایتالیا و اسپانیا فرستادند. زوج گزارشگر–کارشناس و استفاده از گرافیک و آمار را به کار گرفتند.
چین با هالهای از رمز و راز و وعدهای مبهم از تیمی شگفتیساز وارد جام شد اما فاجعهبار بود: سه بازی (کاستاریکا ۰-۲، برزیل ۰-۴ و ترکیه ۰-۳)، صفر گل زده و ۹ گل خورده. فقط عربستان وضعیت بدتری داشت. سالها بعد، در قطر که او به عنوان مشاور جام جهانی حضور داشت، به خبرنگاران گفت چین بازیکنانی از نظر فنی و بدنی خوب میسازد اما فاقد ابتکار فردی هستند.
دستکم آن حضور یک ثمر داشت: «جیا آ» به سوپرلیگ تغییر یافت با ۱۶ تیم به جای ۱۲، ایجاد دسته دوم به نام لیگ وان، ورزشگاههای بهتر و جذب مربیان و بازیکنان خارجی. اما تیم ملی پیشرفت نکرد. آری هان در رساندن این تیم به آلمان ۲۰۰۶ ناکام ماند، برای آفریقای جنوبی ۲۰۱۰ سراغ یوگسلاو ولادیمیر پتروویچ رفتند و در ۲۰۱۱ خوزه آنتونیو کاماچو را استخدام کردند اما باز هم راهیابی به برزیل ۲۰۱۴ ممکن نشد.
کاماچو از نبود زیرکی و عصبیّت رقابتی بازیکنانش شگفتزده بود: «بازیهای تمرینی را با دراپبال شروع میکردیم و آنها میگذاشتند توپ سه بار زمین بخورد تا تازه پا بزنند.» خبرنگاری به نام خاویر ماتایاناس که به چین سفر کرده بود، از یکی از اعضای کادر فنی شنید نظریه تکفرزندی (محدودیتی که چین از ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵ برای کنترل جمعیت اعمال کرد) یکی از دلایل این موضوع بوده است.
دستیار کاماچو این نوع تربیت را با فقدان رقابتجویی و روح همکاری بازیکنان مرتبط میدانست. ماتایاناس آن را در اسپانیا نوشت، گزارش به چین رسید و کاماچو زیر فشار پرسشهای رسانهها قرار گرفت، موضوعی که از جانب او مطرح نشده بود.
شی جینپینگ در سال ۲۰۱۳ به قدرت رسید و به شدت روی فوتبال سرمایهگذاری کرد، پروژهای بلندمدت برای قهرمانی جهان در ۲۰۵۰ و با هدف میزبانی یک جام پیش از آن. فوتبال را درس اجباری مدارس کرد، تعداد آکادمیها را با هدف رسیدن به ۵۰ هزار آکادمی و ۵۰ میلیون بازیکن افزایش داد، خانوادههای متمکن را به پرداخت بورسیه برای آموزش فرزندانشان در کشورهای فوتبالی تشویق کرد و به سوپرلیگ جان تازهای بخشید که به نوعی الدورادوی جدید تبدیل شد و ستارههای بزرگی از آن گذشتند، شبیه آنچه امروز در عربستان میبینیم: اسکار، توز، هالک، ویتسل، جکسون مارتینز، لاوتزی، کاراسکو، دروگبا، آنلکا…
این طرح ویژگیهای خاصی داشت: جذب دروازهبان ممنوع بود و به ازای هر بازیکن خارجی در ترکیب، باید یک بازیکن زیر ۲۳ سال بومی حضور میداشت. رونق بزرگی ایجاد شد اما این حباب به دلیل هزینههای افراطی و فساد مالی و ورزشی ترکید. نماد فروپاشی، سقوط غول ساختمانی اورگراند (مالک گوانگژو، قهرمان هشت دوره سوپرلیگ) بود که آکادمیاش ۳۰ هزار بازیکن داشت. این باشگاه امروز عملا وجود ندارد.
در این میان، مربیان ایتالیایی مانند فابیو کاناوارو و مارچلو لیپی در تیم ملی حضور داشتند. برای جام جهانی بعدی، مربی جهانگرد دیگری به نام برانکو ایوانکوویچ استخدام شد که ایران را به آلمان ۲۰۰۶ برد و با شاندونگ لوننگ قهرمان سوپرلیگ شد. ایوانکوویچ جانشین لی تی شد که عضو این تیم در سال ۲۰۰۲ بود که حتی به اورتون هم رفت اما کم بازی کرد. پس از ناکامی در راهیابی به قطر ۲۰۲۲، لی تی به ۲۰ سال زندان محکوم شد چون مشخص شد با پرداخت ۳۰۰ هزار دلار به دبیر فدراسیون (که او هم زندانی شد) این سمت را خریده بود.
چین از مرحلهای با ۹ گروه چهار تیمی عبور کرد اما در مرحله بعدی با قرار گرفتن در رتبه پنجم حذف شد (دو تیم اول به جام جهانی میرفتند و دو تیم بعدی به پلیآف)، تنها بالاتر از بحرین و پشت سر ژاپن، استرالیا، عربستان سعودی و اندونزی با سه برد، هفت باخت و تفاضل ۱۳- قرار گرفت.
این تیم شکست دردناک ۰-۷ مقابل ژاپن را متحمل شد. روز شکست تعیینکننده برابر اندونزی که ۳۰ سال بود چین را نبرده بود، موجی از خشم عمومی به پا خاست. شائو یوانسن، تحلیلگر، نوشت: «هرچه انتظارها بیشتر، ناامیدی بزرگتر.» با توجه به این که این جام جهانی با ۴۸ تیم برگزار میشود (هشت سهمیه مستقیم آسیا و احتمال یک سهمیه پلیآف)، انتظار میرفت این بار موفق شوند.
شبکه اجتماعی ویبو (معادل ایکس در چین که مسدود است) برای برچسب «تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد» ۱۳۰ میلیون بازدید ثبت کرد، با نظرهای تند و فهرست کردن همه کاستیهای فوتبال چین که دامنهاش بازیکنان، مربیان، ساختار، مدیران و به ویژه فساد را دربر میگرفت.
حالا شائو جیایی به عنوان سرمربی جدید تیم ملی چین منصوب شده است، همتیمی لی تی زندانی در کره و ژاپن ۲۰۰۲ که در آلمان هم با موفقیتی متوسط بازی کرد. به هر دلیل، چین بازیکنانی در حد ژاپنیها یا کرهایها تولید نمیکند و برای رازآلودتر شدن ماجرا جالب است بدانید که تیم ملی زنان این کشور به طور منظم در جام جهانی حضور دارد: ۱۰ بار شرکت کرده و در آمریکا ۱۹۹۹ نایبقهرمان شده است.
چراغ برات آیینی از گذشتهها برای درگذشتگان






دیدگاهتان را بنویسید