به گزارش نخست نیوز، دکتر علی خسروشاهی_پاسخ دقیق را کسی نمیداند، اما واقعیتهای روزمره همچنان خودشان را بر مردم تحمیل میکنند. قیمتها نوسان دارند، مغازهها گاهی شلوغ و گاهی خلوت میشوند، اما جیبها همچنان سبک و ذهنها پر از پرسشاند.
سالهاست که از «اقتصاد مقاومتی» سخن گفته میشود ، قرار بود استقلال و بهبود ملموس به ارمغان آید، اما تجربه زیسته مردم روایت دیگری دارد.
مقاومت واقعی نه در گزارشهای رسمی و نه در سخنرانیها، بلکه در نفس کشیدن زیر بار گرانی و ادامه دادن زندگی روزمره شکل گرفته است.
تورم ابتدا شوک میزند، سپس نگرانی میآفریند و در نهایت به بخشی عادی از زندگی تبدیل میشود. طبقه متوسط اکنون دائما در حال محاسبه و بازمحاسبه است، حقوق که میرسد، پیش از واریز شدن، خرجها در ذهن ردیف شدهاند. کسی دیگر قضاوت نمیکند که این وضعیت خوب است یا بد؛ فقط میگوید: «همین است.»
فردا ماه رمضان آغاز میشود، ماهی که همواره حالوهوای خانهها و دلها را نرمتر میکرد. اما امسال سفرهها کوچکتر، مهمانیها محدودتر و خریدها حسابشدهتر شدهاند. خرما، برنج، مرغ و دیگر مایحتاج پیش از افطار دقیق محاسبه میشوند. با این حال، رمضان خود به بازار کمی جان میدهد، شبها شلوغتر است، مغازهداران امیدوارتر، و برخی باور دارند که شاید چند هفته فروش اندکی بهتر شود. اقتصاد بر سفره اثر گذاشته و سفره نیز در تلاش است تا ذرهای امید را در دلها زنده نگه دارد، یک بدهبستان تلخ و شیرین.
بازار و مردم پس از مذاکرات همچنان در حالت بلاتکلیفی به سر میبرند، نه خوشبینی چشمگیری شکل گرفته و نه یاس کامل حاکم شده است. همه در انتظارند ببینند گام بعدی چیست؟…
تورم نه تنها سفرهها را کوچک کرده، بلکه حوصله و ظرفیت تحمل مردم را نیز فرسوده است. کسی دیگر منتظر معجزه نیست؛ فقط میخواهد بداند سال آینده چه پیش میآید، اجارهبها تا کجا بالا میرود و آیا میشود حتی اندکی بدون اضطراب برای آینده برنامهریزی کرد.
نتیجه مذاکرات هنوز در هالهای از ابهام است. مردم میان امید محتاطانه و احتیاط امیدوارانه معلق ماندهاند.
شاید پرسش اصلی همین باشد: آیا این بار خبرها بالاخره نوید زندگی اندکی آسانتر را خواهند داد؟
زندگی ادامه دارد






دیدگاهتان را بنویسید