به گزارش نخست نیوز،
نگاهی به تحلیلهای منتشرشده در فضای مجازی و یادداشتهای متعدد در رسانههای اجتماعی نشان میدهد که اغلب کارشناسان بر چند نکته کلیدی تاکید دارند: استفاده از تاکتیکهای تکراری و کهنه، نبود برنامههای جایگزین برای شرایط متغیر بازی، افزایش میانگین سنی بازیکنان، و ضعف محسوس در ترکیب نیمکتنشینان. این چالشها باید با نگاهی جدی و مسئولانه در مدتزمان اندک باقیمانده، اصلاح و بهینه شوند؛ در غیر این صورت، تیم ملی نه یک مدعی، بلکه به زنگ تفریح رقبا بدل خواهد شد.
امیر قلعهنوعی، با تمام تجربه و تلاشش، آنچه امروز در اختیار دارد برای
حضور در جام جهانی کافی نیست. باید پذیرفت که حضور لژیونرهایی که در باشگاههای مطرح و زیر نظر مربیان بزرگ دنیا بازی میکنند، سطح توقع و استانداردهای تاکتیکی این بازیکنان را بالاتر برده و هماهنگی آنها با سبک سنتی مربیگری، پیچیدهتر شده است.
از سوی دیگر، فضای رسانهای علیه سرمربی تیم ملی ،که بخشی از آن به فعالیت برخی چهرههای مشکوک و دلالمسلک در پشت پرده رسانهها بازمیگردد– نفس کار را برای او دشوارتر کرده است. حال یا باید در مقابل این هجمهها، قاطعانه بایستاد و پاسخ درخور بدهد، یا اینکه با نگاه به آینده و با حفظ احترام، فضا را برای ورود مربیان تازهنفس، با دانش و سبک مشخص، باز کند، زیرا تیم ملی ملک شخصی هیچکس نیست.
نه مردم به حمایت بیقید و شرط از یک فرد خاص تعهدی دارند، و نه جایگاه تیم ملی باید در گرو نامها باشد. امروز بیش از ۵۰ میلیون ایرانی با شور و حساسیت اخبار و نتایج تیم ملی را دنبال میکنند. برای آنان فرقی نمیکند چه کسی بر نیمکت نشسته است؛ آنچه اهمیت دارد، سبک بازی مدرن، استفاده از بازیکنان جوان و باانگیزه، و برنامهریزی علمی در برابر شرایط گوناگون مسابقات است.
افکار عمومی از تیم ملی، بازی زیبا و نتیجهگیری میخواهد، وقت آن است که برای نجات اعتبار فوتبال ایران، تصمیمی شجاعانه و مسئولانه اتخاذ شود. هنوز فرصت هست، اگر بخواهیم.
مهرشاد عنبری
اعتراض، میراثِ ابوذر!






دیدگاهتان را بنویسید