×
×
جدیدترین‌‌ها

اضطرابِ «کم آوردن»

  • کد نوشته: 145477
  • ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
  • گرانیِ افسارگسیخته، دیگر صرفا یک مساله اقتصادی نیست؛ به مساله‌ای عمیقا اجتماعی و انسانی تبدیل‌شده است.
    اضطرابِ «کم آوردن»

    به گزارش نخست نیوز ،

    دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی

    امروز فشار تورم، پیش از آنکه بر بازار اثر بگذارد، بر روان خانواده‌ها سنگینی می‌کند؛ بر سفره‌هایی که هرروز کوچک‌تر می‌شوند و بر دل‌هایی که با اضطرابِ «کم‌آوردن» می‌تپند. خانواده‌های کم‌بضاعت، در خط مقدم این فرسایش خاموش ایستاده‌اند؛ بی‌سروصدا، بی‌ادعا و اغلب بی‌پناه.

    در این شرایط، هزینه زندگی فقط بالا نرفته، بلکه مفهوم «کفاف دادن» از زندگی بسیاری از مردم حذف‌شده است. پدرانی که با تمام تلاش، دخلشان به خرجشان نمی‌رسد؛ مادرانی که مدیریت معیشت را با حذف نیازهای خود آغاز می‌کنند؛ و کودکانی که زودتر از سنشان، معنای محدودیت را یاد می‌گیرند. این‌ها تصویرهای اغراق‌آمیز نیست؛ واقعیت روزمره بخشی از جامعه است که دیده نمی‌شود، چون فریاد نمی‌زند. مساله اصلی، فقط نبود پول نیست؛ از بین رفتن احساس امنیت است. وقتی خانواده‌ای نتواند برای فردای خود برنامه‌ریزی کند، وقتی هر افزایش قیمت، آرامش روانی را تهدید می‌کند، جامعه وارد چرخه‌ای از اضطراب مزمن می‌شود. در چنین وضعیتی، فرسودگی روانی، ناامیدی و کاهش تاب‌آوری اجتماعی پیامدهای اجتناب‌ناپذیرند. این فشار پنهان، آرام‌آرام کیفیت روابط خانوادگی و اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. بی‌تفاوتی عمومی در برابر این وضعیت، خطرناک‌تر از خود گرانی است. عادت کردن به رنج دیگران، جامعه را آرام‌آرام بی‌حس می‌کند و حساسیت اخلاقی را کاهش می‌دهد. وقتی فقر به یک «خبر تکراری» تبدیل شود، مطالبه‌گری اجتماعی جای خود را به انفعال می‌دهد و شکاف‌های طبقاتی عمیق‌تر می‌شوند؛ شکاف‌هایی که‌ترمیم آن‌ها در آینده، هزینه‌های بسیار بیشتری خواهد داشت. حمایت از خانواده‌های کم‌بضاعت در این شرایط، نه لطف است و نه صدقه؛ یک ضرورت اجتماعی است. جامعه‌ای که فشار معیشتی را فقط «مساله فردی» بداند، دیر یا زود هزینه‌های سنگین‌تری خواهد پرداخت؛ از کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی گرفته تا افزایش تنش‌های پنهان و نارضایتی‌های انباشته. حمایت عمومی، یعنی پذیرفتن این واقعیت که دوام جامعه، وابسته به حالِ ضعیف‌ترین لایه‌های آن است.

    این حمایت، الزاماً به معنای کمک‌های بزرگ نیست. گاهی مشارکت‌های کوچک اما گسترده، اثرگذارتر از اقدامات محدود و نمایشی‌اند. همراهی مردم، مسوولیت‌پذیری نهادها، ورود هدفمند گروه‌های مردمی و نقش‌آفرینی آگاهانه رسانه‌ها می‌تواند فشار را از روی خانواده‌هایی بردارد که مدت‌هاست بار زندگی را به‌تنهایی می‌کشند. مهم آن است که این حمایت‌ها مستمر، منسجم و عاری از نگاه مقطعی باشد. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، حفظ کرامت انسانی است. خانواده‌های کم‌بضاعت نیازمند دیده‌شدن محترمانه‌اند، نه نمایش فقر. سیاست‌های حمایتی و کنش‌های مردمی زمانی مؤثرند که عزت‌نفس افراد حفظ شود و کمک‌رسانی به ابزاری برای تحقیر ناخواسته یا برچسب‌زنی اجتماعی تبدیل نشود.

    در نهایت، این پرسش پیش روی همه ماست: در برابر گرانیِ فراگیر، جامعه چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟ پاسخ روشن است؛ یا هر کس فقط به خود فکر می‌کند و هزینه‌های اجتماعی آن را می‌پذیرد، یا مسئولیت جمعی را جدی می‌گیریم و اجازه نمی‌دهیم فشار اقتصادی، پیوندهای انسانی را از هم بگسلد. و حالا، در آستانه ماه رمضان، ماهی که فلسفه‌اش تمرین همدلی، احساس مسوولیت و دیدن دیگری است، این انتخاب بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می‌کند.

    سایر اخبار

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *