×
×
جدیدترین‌‌ها

اکرم‌شاه_غفوری،
بخش دوم خاطرات چهارمین روز سفر

  • کد نوشته: 127782
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
  • جلوی ورودی بازار صدبرگ در میدان «عینی» برای نخستین بار اکرم‌شاه را دیدیم. همراه او به هتل «دوشنبه» در میدان صدرالدین عینی رفتیم و برای امشب جا گرفتیم. میدان صدرالدین عینی در تقاطع بلوار رودکی و بلوار عینی قرار گرفته و بازار معروف صدبرگ نیز در جنب این میدان است.
    بخش دوم خاطرات چهارمین روز سفر

    به گزارش نخست نیوز ،

    موزه قدیم دوشنبه، که الان دانشگاه هنر و رسانه است، نیز در این میدان قرار دارد و روی ساختمان آن یک «ساعت قدیمی» نصب شده است. مجسمه صدرالدین عینی (کسی که خط نوشتاری تاجیکستان را به الفبای سیریلیک تغییر داد) نیز وسط میدان قرار دارد. چمدان‌‌های مان را در هتل می‌گذاریم. هتل دوشنبه از هتل‌های قدیمی است که امتیاز آن قرار داشتن در مرکز شهر و قیمت مناسب است، اما ساختارش قدیمی شده. به کتابفروشی «عالم کتاب» (محل کار اکرم شاه) می‌رویم.

    علاوه بر کتاب، انواع لوازم‌التحریر را هم در این فروشگاه بزرگ می‌فروشد. سپس همراه اکرم شاه به طبقه هفدهم ساختمان بالای آن کتابفروشی می‌رویم و اتاقی را برای شب‌های شنبه تا دوشنبه کرایه می‌کنیم. با اکرم شاه به بوستان «رودکی» می‌رویم که بسیار بزرگ و زیبا و سر سبز است و در وسطآن بوستان آب‌نمایی بزرگ و مجسمه رودکی قرار دارد. جمعیتی از مردم آنجا جمع شده بودند و مراسم جشن فرهنگی به مناسبت روز جوانان در آنجا برگزار می‌شد.

    نزدیک اذان مغرب به منزل آقای اکرم شاه رفتیم تا نماز بخوانیم. سجاده‌ها را پهن و روی آنها مهر گذاشتند و نماز را به جماعت خواندیم. اکرم شاه سه فرزند دارد به اسامی: سکینه، مجتبی و مهدی. می‌گوید چند سال پیش همسرش دچار تومور سرطانی بدخیم مغزی پیشرفته می‌شود و در حالی‌که تقریبا فلج کامل بدنی شده بود او را به مشهد می‌آورند تا سپس برای بستری شدن در بیمارستان به تهران منتقل کنند، اما حال همسرش چنان وخیم می‌شود که قادر به انتقال او به تهران نبوده‌اند و به بیمارستان رضوی مشهد می‌برند. پزشک آن بیمارستان می‌گوید او را به حرم امام رضا (ع) ببرید و شفایش را از آن حضرت طلب کنید و بعد به بیمارستان بیاورند. همین کار را می‌کنند. در حالی که همسرش شانسی برای زنده ماندن نداشته، ۱۸ روز بعد همه علایم سرطان از مغز او پاک می‌شود و روی پاهای خودش از بیمارستان مرخص می‌شود.
    بعد از نماز، سه نفری برای صرف شام به رستوران «طاقی» در محله‌ی امیر اسماعیل سامانی رفتیم. جلوی رستوران مجسمه‌های کاروان شتران، یادآور مسافران جاده‌ی ابریشم است. تقریبا تمام نماهای این رستوران به شکل «طاقی‌های» سنتی مساجد کشورهای اسلامی است. در فضاهای باز و سرپوشیده و رواق‌های خصوصی این باغ- رستوران بزرگ، میزها و تخت‌ها و سفره‌ها گسترده شده و جمعیت انبوه گردشگران خارجی آنجا مشغول صرف انواع غذاهای متنوع تاجیکی هستند.

    دفترچه منوی غذاهای آنجا طیف وسیعی از انواع پیش‌غذاها، خوراکی‌های متنوع تاجیکی، انواع سالاد و دسر می‌شود. از تمام صفحات آن دفترچه عکس گرفتم تا بهتر با انواع غذاهای تاجیکی آشنا شوم. ما آش شوربا و یک پرس ماهی و دو سیخ کباب و سالاد و نوشابه سفارش دادیم. پس از شام با اکرم شاه خداحافظی کردیم و به هتل دوشنبه برگشتیم.

    #پایان خاطرات روز چهارم سفر

    سایر اخبار

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *