ماجرا به یک عصر تابستانی در مردادماه سال۹۵ بازمیگردد، زمانی که یک تازهعروس و تازهداماد برای پیادهروی به پارکی در یکی از شهرهای استان فارس رفته بودند. پارک شلوغ بود و حضور چند جوان زمینهساز یک سوءتفاهم شد.آن روز درگیری لفظی میان تازهداماد و پسری جوان شکل گرفت، برخوردی که خیلی زود به تنش و درگیری فیزیکی انجامید. تازهداماد که سابقه فعالیت حرفهای در رشته بوکس داشت، در اوج عصبانیت با مشت ضرباتی به سر و صورت پسرجوان وارد کرد.
ضربهای که مرگ آفرید
پسر جوان که از ناحیه صورت و سر آسیب دیده بود، نقش زمین شد و هرچند برای درمان به بیمارستان انتقال یافت، اما ساعتی بعد مشخص شد شدت ضربه به قدری بوده که جان او را گرفته است، حادثهای ناگهانی که نهتنها به زندگی یک جوان پایان داد، بلکه سرنوشت چند خانواده را برای سالها تغییر داد.
قتل اشتباهی
پس از وقوع حادثه، تازهداماد بازداشت و پرونده قضایی برایش تشکیل شد. در جریان تحقیقات، مشخص شد او بوکسور حرفهای است و به فنون رزمی تسلط دارد. متهم در بازجوییها به وارد کردن ضربه اعتراف کرد، اما انگیزه خود را سوءتفاهمی مرگبار دانست.
او در اعترافاتش گفت: روز حادثه من و همسرم برای پیادهروی به پارکی که در نزدیکی خانهمان بود رفتیم. ناگهان پسری جوان به همسرم متلک پراند. من خیلی عصبانی شدم و برگشتم، اما به جای اینکه به جوان متلکپران ضربات مشت وارد کنم، به اشتباه، جوان دیگری را هدف ضربات مرگبار قرار دادم. وی ادامه داد: وقتی مقتول خونآلود روی زمین افتاد، تازه متوجه شدم که بهاشتباه جان جوان دیگری را گرفتهام.
وی افزود: این اشتباه جبرانناپذیری که مرتکب شدهام نهتنها زندگی مقتول را گرفت، بلکه خودم نیز تا آخر عمرم با این عذاب وجدان زندگی خواهم کرد. خیلی پشیمانم و فقط درصورتی آرام خواهم شد که اولیای دم قصاصم کنند.
متهم در ادامه صحنه جنایت را بازسازی کرد و سرانجام با تکمیل تحقیقات کیفرخواست پرونده صادر شد.
صدور حکم قصاص
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری ارجاع شد. در جلسه محاکمه، اولیای دم خواستار قصاص قاتل شدند و او بار دیگر با دفاع از خودش مدعی شد که بهاشتباه با مقتول درگیر شده و از کردهاش پشیمان است. هرچند او از اولیای دم و هیأت قضایی درخواست بخشش کرد، اما با توجه به شواهد و مدارک موجود در پرونده، اعتراف متهم و شکایت اولیای دم، دادگاه حکم قصاص تازهداماد را صادر کرد.
منبع صدآنلاین
خودروی دست ساز ایرانی ماشین پلیس دبی شد!






دیدگاهتان را بنویسید