نخست نیوز – با آغاز دوره اسلامی، خداینامهها از زبان پهلوی به زبان عربی ترجمه شدند. از جمله این ترجمهها میتوان به خداینامهای اشاره کرد که عبدالله بن مقفع آن را به عربی برگرداند. خداینامههای پیش از اسلام در دوره اسلامی و در زبان عربی با نامهایی چون غرر اخبار ملوکالفرس، سیرالملوک و غررالسیر و تاریخ الرسل و الملوک شناخته میشوند.
تدوین شاهنامه به زبان فارسیِ دوره جدید از حدود سده چهارم هجری آغاز شد. در منابع معتبری چون آثارالباقیه بیرونی، قابوسنامه و نیز در دیباچه شاهنامه فردوسی و مقدمه تاریخ ثعالبی از شاهنامههایی مانند شاهنامه ابوالمؤید بلخی، شاهنامه ابوعلی بلخی و شاهنامه ابومنصوری یاد شده است.
پیش از فردوسی، دقیقی طوسی کار نظم داستانهای ملی را آغاز کرد، اما چنانکه در دیباچه شاهنامه فردوسی نیز آمده است، مرگ مهلتش نداد و این کار ناتمام ماند:
جوانی بیامد گشاده زوان
سخن گفتن خوب و طبعی روان
به شعر آرم این نامه را گفت من
ازو شادمان شد دل انجمن
فردوسی بر پایه شاهنامه منثور ابومنصوری که در دیباچه اینگونه از آن نام برده است:
یکی نامه بد از گه باستان
فراوان بدویاندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی
ازو بهرهای نزد هر بخردی
نظم شاهنامه را آغاز کرد و با توانایی و سربلندی آن را به فرجام رساند.
در نتیجه باید چنین جمعبندی کنیم که داستان ملی ایرانیان چهار دوره را پشت سر گذاشته است تا به شاهنامه فردوسی رسیده است:
۱. دوره تألیف خداینامهها در عصر ساسانی به زبان پهلوی؛
۲. دوره اسلامی و ترجمه این متون به زبان عربی در قالب آثاری چون سیرالملوکها، تاریخ طبری و غرر اخبار ملوکالفرس؛
۳. دوره نگارش شاهنامههای منثور به فارسیِ دوره جدید، بر پایه متون پهلوی و نسخههای عربی؛
۴. و در نهایت، دوره به نظم درآوردن متون منثور، و نظم شاهنامه ابومنصوری، به دست حکیم ابوالقاسم فردوسی.
✍️ محمدجعفر محمدزاده
*چکیده و تأملی در چهلوششمین شب شاهنامه
https://t.me/mjmohammadzadeh
پاسخگویی و مسوولیتپذیری مدیریتی






دیدگاهتان را بنویسید