به گزارش نخست نیوز ، علی عدالتیان _ من آن روز شاهد بودم؛ درجلوی درب منزل مرجع عالیقدر آیتالله شیرازی (رضواناللهعلیه)، که جمعیتی عظیم برای ابراز نفرت ازحکومت ستمشاهی گرد آمده بودند. این حضور، تجلی اتحاد عمیق مردم با علمای شهر بود.
بحران هنگامی اوج گرفت که ماشین جنگی رژیم پهلوی وارد عمل شد. تانکها و نیروهای ارتشی رسیدن به چهارراه شهدای کنونی (که آن زمان به چهارراه نادری شهرت داشت)، بیوقفه به سمت حرم و صف تظاهرکنندگان آتش گشودند. صدای شلیک پیاپی گلولهها و فریادهای «اللهاکبر» در هم آمیخته بود و فضای خیابان شیرازی کنونی (بالاخیابان آن زمان) از گاز اشکآور و وحشت سنگین شده بود.
اما مقاومت مردم تنها درشعارخلاصه نشد. با آغاز تیراندازیهای بیامان، مردم برای فرار از آتش مستقیم، به کوچه پس کوچههای اطراف پناه بردند. در این لحظات حساس، صحنههایی از ایثارگری را شاهد بودم که هرگز فراموش نخواهم کرد: اهالی شریف منازل، درب خانههای خود را به روی انقلابیون باز میکردند تا جان هموطنان خود را نجات دهند. این سرپناه دادن یک اقدام خودجوش و گسترده بود؛ صاحبان خانهها تا آرام شدن کامل خیابانها و عقبنشینی نیروهای سرکوب، اجازه خروج به کسی نمیدادند و پناهگاهی امن برای مجروحان فراهم میکردند.
پس از فرونشستن تیراندازیها، حقیقتی دردناک آشکار شد: خیابان شیرازی پس از آرام گرفتن نظامیان، سراسر مملو از پوکههای فشنگهای شلیکشده بود که خود، سند زندهای بر عمق جنایت آن روز بود. علاوه بر این من دیدم که مأموران رژیم خود اقدام به جمعآوری پیکر شهدای آن روز کردند و آنان را نزدیک به تجهیزات زرهیشان و نیروهای زمینی، انباشته ساختند.
قیام مشهد در۱۰ دی ماه 1357، پاسخی قاطع بود بر ادعای دروغین رژیم مبنی بر آرامش کشور؛ پاسخی که ثابت کرد اتحاد مردم و علما، قاطعانه برای برپایی نظام اسلامی شکل گرفته است. این خاطرهی تلخ، سند پایداری ما بر راه انقلاب تا پیروزی نهایی است و یاد آن روز، چراغ راه آیندگان خواهد بود.
سبکهای فرزندپروری و پیامدهای آموزشی






دیدگاهتان را بنویسید