تاریخ : شنبه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۹ 2 صفر 1442 Saturday, 19 September , 2020
1

خرمشهر، “ایران شهرِ” سرفرازی

  • کد خبر : 5149
  • ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۵
خرمشهر، “ایران شهرِ” سرفرازی

خرمشهر برای ما یک کلمه نیست که نام شده و بر تابلوی یک شهر نشسته باشد. اسم رمز است برای ‏تاریخ سرفرازی یک ملت.

به گزارش نخست نیوز،خرمشهر برای ما یک کلمه نیست که نام شده و بر تابلوی یک شهر نشسته باشد. اسم رمز است برای ‏تاریخ سرفرازی یک ملت. اصلا خرمشهر یعنی ایران، همه ایران مگر نه این که سعدی بزرگ به ‏روزگاران سرود؛ بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش زیک گوهرند…اما این فقط آدم ها نیستند ‏که شانی چنین دارند که خاکِ وطن را هم با این نگاه باید دید همیشه چنان که چهار دهه پیش مااین را ‏برای وجب به وجب ایران مان هم باور داشتیم و هر ذره از خاک وطن را جزئی جدا نشدنی از پیکر ‏بلند بالای وطن می دانستیم و می دانیم هنوز لذا بیت دوم سعدی هم در ماجرای سقوط خرمشهر معنا پیدا ‏می کرد که می گوید؛ چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار….۳۶ روز به جان ‏جنگیدیم تا بی قراری نگیرد ایران را. پاسداران خون دادند، سربازان پیکرشان هزار پاره شد، تفنگداران ‏دریایی، دریای غریت را معنا کردند تا چاره کنند تیغ زنگی بدمست بعثی را که ایران را قطعه قطعه ‏می خواست. ‏
مردم سپر شهر شدند تا پای متجاوز به شهر باز نشود. دلاور خراسانی ارتش ایران، امیر شهید،سرتیپ ‏محمدعلی صفا در دفاع از خرمشهر بود که با تعدادی اندک، لشکر زرهی عراق را تاراند و رکورد ‏شکار تانک را در هفت روز شکست و شهر را به گورستان تانک های عراقی تبدیل کرد. اما قصه آن ‏شد که می دانیم وبی قرار شدیم در سقوط شهر. اما یادمان بود که فرمانده دلاور سپاه خرمشهر، محمد ‏علی جهان آرا، گفته بود که ؛ اگر شهر سقوط کند دوباره آن را پس می گیریم . ‏
مراقب باشید ایمان تان سقوط نکند و ما آن سال ها سخت مراقب ایمان مان بودیم و البته نگران ‏خرمشهرمان که به خون نشسته بود و در اسارت، درد می کشید. خرمشهر که اسیر بود، انگار دشمنان ‏همه ایران را به گرو گرفته بودند. انگار غیرت، توان و هویت ما را به ریشخند گرفته بودند، دشمنان ‏اما مگر می شود ایران، زیرگام سفلگان بماند؟ مگر می شود بر غیرت ایرانی تیغ کشید، تاوانش را ‏ندید و بر هویتش شلیک کرد؟ مگر می شود در سخت هنگامه ای چنین، ایرانی بر جای بنشیند؟ آری ‏‏۵٧۵ روز کافی بود تا ایران دوباره تمام قد برخیزد و ایرانیان نیز هم و چنین بود که در عملیات پرشکوه ‏بیت المقدس، دلاور مردان ارتشی، سپاهی، بسیجی و … نماز حماسه ای را قد قامت بستند که سلام آن ‏از گلدسته های مسجد جامع خرمشهر اذان می شد. آری، خرمشهر آزاد شد، تا شناسنامه ایران بیش از ‏این در دست های اکوان دیو نماند و پرچم بیگانه، نسیم دیار ایران را نیالاید و شیطانک ها بر پنجره ‏غیرت خانه ایرانیان سنگ نزنند و … دشمن آمده بود بماند، آمده بود تااز خرمشهر، «محمره» بسازد ‏اما … نفس قدسی حضرت روح الله در رگ های غیرت ایرانی، روحی تازه دمید، نفس ها، تسبیح شد و ‏نگاه ها، عطر مولا علی (ع) گرفت و عملیات پرشکوه بیت المقدس آغاز شد. ‏
تو گویی فرشتگان خدا به یاری جنود حق آمده بودند و گرنه مگر می شد خط خرمشهر را شکست؟ مگر ‏می شد، شهری را که صدام و حامیانش کلید بصره را در تاقچه اش گذاشته بودند، آزاد کرد و عراقیان ‏سرمست از باده اقتدار شیطان را به بند کشید؟ اما … ما را خدایی بود و غیرتی خدادادی و قدرتی ‏خداباور که از هفت خان و هفت جوی خون گذشتیم و خرمشهر را آزاد کردیم و ایران یک پارچه خندید ‏و قتی صدای کریمی در رادیو پیچید؛ شنوندگان عزیز توجه فرمایید! شنودندگان عزیز توجه فرمایید؛ ‏خرمشهر، شهر خون، آزاد شد‎.

غلامرضا بنی اسدی

لینک کوتاه : https://nakhostnews.com/?p=5149

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.