به گزارش نخست نیوز ،
نصرتالله تاجیک بیان کرد: برای ارایه روایتی ممزوج از واقعیت و آرزو در سیاستورزی امروزه ایرانی و آنچه در روز جمعه در مسقط گذشت، من معتقدم اگر دست دیپلماتهای ایرانی باز باشد و سیاستمداران فقط اصول و سیاستها را انتخاب کنند و استراتژی مذاکراتی، نحوه عمل و تاکتیک از جمله شکل و محل مذاکره را به آنها بسپارند، به توانایی سیاستورزی و کیاست آنها نمیتوان شک کرد و بهترین استراتژی مذاکراتی و نحوه نیل به آن اصول تدوین و اجرا میشود.
توجه کنیم ایران قبل از نشست مسقط با هجمهای وسیع از اطلاعات گمراهکننده و بازی روانی روبهرو بود تا اهداف طرف امریکایی و اراده ترامپ در زمینه بسته مورد نظر او شامل هستهای، موشکی، منطقه و حقوق بشری به ایران در قالب اجلاس استانبول و با دعوت همسایگانش تحمیل شود. اگر قرار بود در استانبول هم به جز هستهای محورهای دیگر نیز مطرح شود و هم همه یکطرف و ایران در طرف دیگر باشد، همین درخواست ایران برای انتقال محل مذاکره به مسقط و دوجانبه شدن آن سیاستی عقلانی بود. اگر چه باعث دلخوری قطر شده باشد که طبعا سفر وزیر امور خارجه به دوحه پس از مذاکرات، میتواند التیامبخش باشد.
بنابراین انتقال محل مذاکره به مسقط برای اجرای دوجانبه آن و موافقت امریکا با این خواست ایران، خردمندانه و نشان از انعطاف امریکا داشت که طلیعه مثبتی برای این دور از مذاکرات بود. زیرا ایران از برنامه ترکیه برای برگزاری اجلاس استانبول به دلیل طراحی وسیع آن و مشارکت همسایگانش راضی نبود. زیرا آنها هم در مورد توانایی هستهای و موشکی ایران تحفظ دارند و هم با سیاستهای منطقهای ایران جدای از نظری که در مورد درستی یا نادرستی آن داریم، سر سازگاری ندارند!
اهداف ومنافع ترکیه و اردوغان از برگزاری چنین شکل و شمایلی چندان برای ایران مفید نبود که درست هم هست. چون احتمال خروج ترکیه از بیطرفی در مقابل سوابق مثبت عمان در این زمینه، کم نبود! و از سوی دیگر هم ایران نباید خودش رقبایش را بزرگ کند. ایران به تاثیر و ارتباط ترکیه و شخص آقای اردوغان نسبت به جایگاه عمان نزد ترامپ واقف بود. .
اما بین تاثیر وزن در مقابل اهداف، منافع و مطامع ترکیه و اردوغان بر این دور ازمذاکرات، ایران دومی را انتخاب کرد! زیرا با این شکل که مذاکرات قبلی ایران و امریکا تبدیل به یک اجلاس برای زیر فشار قرار دادن ایران طراحی شده بود، بعید بود به دلیل ساختاری و فواصل اهداف، خواستها و انتظارات و نیمهتمام ماندن دو مرحله قبلی جنگ ایران و امریکا، این دور از تلاشهای میانجیگرانه به جایی میرسید!
پس به باور من بسیار عاقلانه بود که تمرکز مذاکرات بر مسائل هستهای باقی بماند و ادامه همان مذاکرات عمان در مسائل هستهای دنبال شود، چراکه گسترش دامنه مذاکرات لزوما نمیتوانست نه تنها برای ما بلکه طرف امریکایی و مذاکرات کارساز باشد. از اینرو، بهنظر من همانطور که در این استراتژی از استانبول به مسقط رسیدیم، این خود نوعی رهایی از تلهگذاری هوشمندانه بود و سبب شد در شروع مذاکره عوامل امیدوارکننده را بیشتر و قویتر از عوامل مأیوسکننده بدانم.
ترکیب تیمها و برخی اتفاقاتی که در یکی، دو روز گذشته رخ داده، در این خوشبینی قابل توجه بود. در ترکیب ایران، درقبال مسائل هستهای، مهمترین موضوع مسائل اقتصادی کشور و فشار وارده به سفره خانوار است. بهنظر میرسد اضافه شدن داماد ترامپ در آن سوی مذاکره و اضافه شدن معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه، در این سو، میتواند ذهن ما را حداقل از جهت تحلیلی به این سمت ببرد که این بخش نیز که همواره درخواست ایران بوده، مورد توجه قرار خواهد گرفت، زیرا خواست دایمی ایران این بوده که درقبال هرگونه پذیرش یک تفاهم قابل راستیآزمایی و اطمینانبخش در توانمندیهای هستهای، باید سامانی به وضعیت اقتصادی، بهویژه از منظر تحریمها، داده شود تا جدای از بحثهای داخلی و سوءمدیریت، مخصوصا در مسائل اقتصادی که اغلب در کمکاری و ترک فعل دولتها بوده، عامل منفی و ویرانگر تحریم خارجی را حذف نماید و کشور را روی ریل توسعه قرار دهد.
منبع فرارو
بیرغبتی پزشکان عمومی برای ورود به تخصص






دیدگاهتان را بنویسید