نخست نیوز – مجید خروشی– نفیسه خردمند، مربی تیم ملی والیبال بانوان و استاد دانشگاه شهید هاشمینژاد ، یکی از این چهرههاست؛ زنی که پیش از آنکه مربی باشد، یک معلم است و پیش از آنکه به دنبال عناوین باشد، دغدغه انسانیت و تربیت نسل آینده را داشت. او که سالها میان صدای سوت مربیگری و صدای گریه فرزند خردسالش در سالنهای تمرین، برای دختران خراسان جنگید، امروز یکی از ارکان تربیت استعدادهای والیبال کشور است. در این گفتگو، از خاطرات سخت دوران مربیگری تا نقش اساتیدی که مسیر حرفهای او را ساختند، سخن میگوییم.
در ابتدا از شما میخواهیم خودتان را معرفی کنید و از موفقیتها و عناوین کسب شده در دوران فعالیتتان بفرمایید. خردمند: عرض احترام دارم به تمام علاقمندان والیبال ایران. من پیش از هر چیز یک معلم هستم و سپس مربی والیبال. سابقه من در آموزش و پرورش ۱۷ سال رسمی و ۲۹ سال غیررسمی است. مسیر من از ۱۶ سالگی شروع شد؛ به دلیل جهش تحصیلی، زودتر دیپلم گرفتم و از سال ۱۳۸۰ مربیگری را آغاز کردم. علاوه بر مربیگری، افتخار دارم که بهعنوان استاد دانشگاه در دانشگاه شهید هاشمینژاد فعالیت کنم. من مسیرم را از مناطق محروم خراسان شروع کردم؛ شش سال در مدارس شبانهروزی و مجتمعهای آموزشی مدیریت کردم. رسالت من این بود که دانشآموزان روستاها و مناطق دورافتاده را بهسوی ورزش و تحصیل سوق دهم. خدا را شاکرم که امروز علاوه بر معرفی تعداد زیادی بازیکن به تیم ملی، ۱۶ مورد از شاگردانم سهمیه دانشگاه فرهنگیان گرفتند و ۳ نفرشان دانشجوی پزشکی هستند. در مورد والیبال، شاید من هرگز ملیپوش نشدم و فقط در سطح سوپرلیگ بازی کردم، اما آرزویم این بود دخترانم به جایگاهی برسند که من نرسیدم. امروز حضورم به عنوان مربی تیم ملی، نتیجه همین باور قلبی و تکیهبر بارگاه حضرت رضا (ع) و تلاشهای بیوقفهای است که از سالها پیش آغاز کردم.
مسیر رسیدن به این جایگاه برای شما همواره هموار نبود. از چالشهای شخصی و دغدغههایی که در مسیر مربیگری والیبال بانوان داشتید بگویید.
خردمند: هرگز فرش قرمز برای من پهن نشد. نه پارتی بود و نه واسطهای؛ فقط تلاش و اتصالی که به خدا داشتم. خاطرات سختی دارم؛ وقتی وارد آموزشوپرورش مشهد شدم، فرزندم یکساله بود. یادم هست کالسکه به دست وارد سالنها میشدم، درحالیکه فرزندم در کالسکه بود، من تیم را کوچ میدادم و حتی در همان حال به او شیر میدادم. بچههای من با بچههای مردم بزرگ شدند. اما اگر بخواهم از دغدغههای کلی والیبال بانوان بگویم، بزرگترین چالش ما «باور» است. وقت آن رسیده که بانوان را باور کنیم. بسیاری از ورزشکاران ما به دلیل تمرینات فشرده، از تحصیل باز میمانند. ما نیاز به برنامهریزی منسجمی داریم تا ورزشکاران ما هم در میدان رقابت بدرخشند و هم مدارج عالی تحصیلی را طی کنند.
در توسعه و رونق والیبال بانوان در استان خراسان رضوی، نقش حامیان و سرمایهگذاران را چگونه ارزیابی میکنید؟ خردمند: حمایت مادی و معنوی، موتور محرک پیشرفت است. ما استعدادهای فوقالعادهای در حاشیه شهر مشهد و روستاهای خراسان داریم، اما برای تبدیل این استعداد به قهرمان، نیاز به «چتر حمایتی» داریم. حضور مدیران صنایع و فعالان اقتصادی در کنار تیمهای بانوان، رونق آکادمیها و برگزاری منظم لیگهای استانی میتواند آیندهای روشن بسازد. اگر حامیان ما را باور کنند و روی مدارس تخصصی والیبال بانوان سرمایهگذاری کنند، به طور قطع در سطح آسیا جزو ۴ تیم برتر خواهیم بود.
با توجه به تجربه شما در تیم ملی، خلاقیتها و نوآوریهای لازم برای ارتقای سطح والیبال بانوان ایران چیست؟
خردمند: کلید نوآوری در «انتقال تجربه» و «ساختارهای تخصصی» است. ما باید مدارس تخصصی والیبال بانوان را ایجاد کنیم تا دانش مربیان باتجربه به نسل جوان منتقل شود. همچنین باید در زمینه پوشش اسلامی و حجاب، راهکارهایی بیابیم که بانوان ورزشکار ما در عین رعایت شئونات اسلامی در رسانههای تصویری دیده شوند و الگوی دیگران باشند. وقتی دختران ما با پوشش سخت، قهرمان آسیا میشوند، این یعنی توانمندیم.
نقش هیات والیبال استان در توسعه والیبال بانوان؟
خردمند: اعتقاد دارم که باید به انسانهایی که دلشان برای آینده و نسل دختران این کشور میتپد، بها داد. طیبه صادق و محدثه ریحانه، کجا دیده میشوند؟ من پدر پدری میکنم، رییس هیات پدرها هستم؛ ولی در این مسیر، احساس میکنم که دیگر نمیتوانیم پدرانه و دلسوزانه عمل کنیم، چرا که در حال از دست دادن همدلی و همراهی هستیم.
ما در حوزه بانوان، چندین سال است که کمیته استعدادیابی و کمیته آموزش فعال نداشتیم؛ درحالیکه زمانی خراسان جزو برترینهای ایران در این حوزه بود، ولی حالا داریم به سمت فلت و رکود میرویم. چرا؟ چون این کمیتهها غیرفعال شدهاند و این غیبت، بهشدت آسیب میزند. من بارها با رییس فدراسیون و بانوان مشاور، خانم امینی، صحبت کردم و در این حوزه کار کردم؛ اما باید بگویم، اگر سرپرستیهای فعلی ادامه پیدا کند، این حوزهها تعطیل خواهند شد. نایب رییس محترم که چهار سال است عوض نشده، باید تفویض اختیار شودتا کمیتهها را بچینند و فعال شوند. همکاران من، مربیان و کادر فنی، تشنه فعالیت هستند و آمادهاند. ما باید به مربیان خراسان، خانم کدخدایی، خانم سلیمانی، خانم پرور، خانم داوطلب و دیگر مربیان توانمند، فرصت بدهیم. بیایید کار را به دست آنان بسپارید، فراخوانی بدهید و از سرمایهگذاران و کارخانهها کمک بخواهید. باور کنید، اگر این حمایتها باشد، ما میتوانیم در سوپرلیگ شرکت کنیم و جزو چهار تیم برتر ایران شویم، چون پتانسیل بالای بازیکنان خراسان را داریم. من خودم در لیگ آزاد تهران با تیمهای بزرگ و اسپانسرهای معتبر کار کردم؛ لیگهای پر اسپانسری که بازیکنان خراسان در آن قهرمان شدند. هرچند با تلاش شخصی و هزینههای شخصی، این توانمندیها را ثابت کردیم. اگر اسپانسری باشد، ما میتوانیم این استعدادها را حمایت کنیم و نشان دهیم که عدم حضور در سوپرلیگ، عدم توانمندی نیست بلکه نبود حمایت است. مربیان خراسان مربیان توانمندی هستند، بازیکنان هم با استعدادند، اما نیازمند همدلی و حمایت است. نیاز است پدرانه و حامیانه وارد میدان شویم، سرمایهگذاری کنیم و مربیان و استعدادهای این استان را در میدانهای بزرگ ببینیم، با افتخار میگویم، مربیان و بازیکنان خراسان، توانمند و پرپتانسیل هستند؛ بیایید، دست در دست هم، این استعدادها را شکوفا کنیم و پرچم والیبال خراسان را در رقابتهای ملی و بینالمللی بلند کنیم. ما آمادهایم، فقط حمایت میخواهیم، چون اینجا، در خراسان، قلب والیبال ایران میتپد.
میگویند «حرمت امامزاده را متولیش نگه میدارد». شما در این مسیر موفقیت، چه کسانی را به عنوان متولیان و اساتید راهنمای خود میشناسید؟
خردمند: دقیقاً همینطور است. من هر آنچه در دنیای والیبال کسب کردم رامدیون کسانی هستم که به من اعتماد کردند و دستم را گرفتند. در ابتدا باید از «مادر والیبال خراسان رضوی»، مهری جانداری تشکر کنم.
همچنین خانم فریبا سلیمانی (مربی نفت و گاز تهران) و خانم فریبا صادقی سپاسگزارم. در حوزه داوری، سرکار خانم خشتچین لولهای حرفهای را به من آموختند. در محیط آموزش و پرورش نیز، از حمایتهای سرکار خانم امینی و اعتماد سرکار خانم صفار مقدم (مسوول فعلی انجمن والیبال آموزش و پرورش) بینهایت سپاسگزارم. شاکرم که توانستم پاسخ اعتماد این عزیزان را با کسب مقام قهرمانی بدهم.
سخن پایانی خود را خطاب به فعالان این عرصه بفرمایید.
نفیسه خردمند: من در خانوادهای بزرگ شدم که مادرم دبیر قرآن و پدرم ارتشی بود و تمام خواهرانم معلم هستند؛ ما هفت خواهر و برادر بودیم. پدر و مادرم در تربیت ما تلاش کردند تا از دل تمام محدودیتها، قدرت، انرژی و ایمان بسازیم. روحشان شاد. رسالت من همیشه رسیدن به «مدینه فاضله» و خدمت به انسانیت بود. از تمام کسانی که در این مسیر سخت کنار من بودند، از همسر و خانوادهام که صبوری کردند، سپاسگزارم.
در پایان میگویم دختران امروز، مادران فردا هستند. اگر امروز برای سلامت روحی و جسمی آنها سرمایهگذاری کنیم، جامعهای پویا خواهیم داشت.










