نخست نیوز – تغییر دکترین دفاعی تنها به تغییر در نحوه مواجهه نیروهای مسلح با تهدیدها محدود نمیشود و بهطور طبیعی، الزامات تازهای را در سازمان رزم، نحوه بهکارگیری ظرفیتهای نظامی و ساختار فرماندهی ایجاد میکند. با توجه به اینکه دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران سال گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه، از «دفاع بازدارنده» به «آفندیِ فعال و پیشدستانه» با تأکید بر عملیاتهای «برقآسا» و «دامنهدار» و راهبردهای «ناهمگرا و کوبنده» تغییر کرد، در همین چارچوب، ادغام ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء(ص) را میتوان بخشی از روند تطبیق ساختار فرماندهی با الزامات دکترین جدید دانست؛ روندی که پیش از جنگ ۴۰ روزه آغاز شد و هدف آن، نزدیکتر کردن سطوح راهبردی و عملیاتی و ایجاد هماهنگی بیشتر میان تشخیص تهدید، تصمیم فرماندهی و اجرای عملیات است.
از این منظر، مسئله اصلی در این تحول، صرفاً قرار گرفتن دو مجموعه در کنار یکدیگر نیست بلکه تغییر در نحوه ارتباط میان «ستاد» و «میدان» است؛ در ساختار جدید، قرار نیست تفاوت مأموریتهای راهبردی و عملیاتی از بین برود بلکه تلاش میشود فاصله میان این دو سطح کاهش یابد تا اطلاعات و اقتضائات میدان با سرعت بیشتری وارد فرآیند تصمیمگیری شود و تصمیمهای راهبردی نیز سریعتر به مرحله اجرا برسند.










