غیر حرفهای مثل طارمی!
عجب بازیای بود بازی با لبنان. لبنانی بدتر از بحرین.یک گل بادآورده-واقعا این ل بازی با ژاپن در جام ملتهای دو سال قبل کار دست ما داد. نزدیک بود این بار از لبنان هم نقرهداغ شویم. و همه اینها حاصل حرکت مهدی طارمی چند روز قبل از بازی است. فشار بیش از اندازهای که تیم دراگان اسکوچیچ و خود او در این 90 دقیقه تحمل کردند شاید در ده سال اخیر بی سابقه بود. جوری که وقتی گل مساوی را در دقیقه 92 زدیم اسکو به سمت نیمکت لبنان رفت و برایشان کری خواند. اینهمه حاصل غیرحرفهای گری ستاره تیم ملی بود و لاغیر. شاید خیلیها اعتقاد داشته باشند باید سو تفاهم بین او و اسکو با میانجیگری رفع شود. من شخصا این اعتقاد را ندارم. بازیکنی که بارها ثابت کرده فقط برای خودش بازی میکند نه تیمی که در آن نقش مهمی دارد، به درد هیچ تیمی نمیخورد. همین آقای طارمی از پرسپولیس دو فینال آسیا را گرفته است، یکی از دلایل قهرمان نشدن پرسپولیس در سال اول برانکو همین آقای طارمی بود که با انبوه تکبهتکهای گل نشده این اتفاق را رقم زد. هنوز یادمان نرفته وقتی در یک اقدام غیرحرفهای به پرسپولیس بازگشت و فیکس پرسپولیس شد و بابت برگشتنش دو پنجره نقل و انتقالاتی پرسپولیس بسته شد، به حسین هدایتی پشت تلفن گفت :«حاجی به خاطر تو دارم برمیگردم. یه چیزی بذار روش.» مهدی طارمی در همه مقاطع زندگیاش به همین اندازه برای خودش بازی کرده است.
***
به بازیکنان تیم ملی حق میدهیم که ناراحتیشان در مورد برخی کمبودها را ابراز کنند. ازاینجهت استوری هماهنگ آن ها علیه فدراسیون فوتبال بعد از پیروزی بر لبنان جای ملامت ندارد. بههرحال وظیفه تشکیلات مدیریتی در فوتبال ایران است که شرایط لازم برای موفقیت تیم اول ایران را فراهم کند. مخصوصا حالا که این بچهها دارند عالی نتیجه میگیرند و باعث غرور مردم شدهاند، خوب نیست که معطل چند دست لباس نو و باکیفیت و چیزهایی شبیه این باشند. این از این؛ اما راستش شاید بهتر بود این حرفها از طریق کاپیتان یا نماینده ملیپوشان به شکلی خصوصیتر با مسوولان در میان گذاشته میشد تا کام مردم وسط این همه گرفتاری و کمبود تلخ نشود.
غیرازاین اما، یک نکته دیگر هم هست. در بخشی از بیانیه دستهجمعی ملیپوشان، به عقب افتادن پاداش پیروزیهای تیم هم اضافه شده است. نمیگوییم نباید وجهی بابت حضور و موفقیت در تیم ملی به بازیکنان پرداخت شود. قصد شعار دادن هم نداریم، اما حقیقتا خود بازی در تیم ملی نوعی «پاداش» است؛ موهبتی که نصیب هر بازیکنی نمیشود. خیلی باید تلاش کنی، باکیفیت باشی و اصول و قواعد حرفهای را رعایت کنی تا اجازه بیابی زیر پرچم کشورت پا به توپ بزنی. کم چیزی نیست که دهها میلیون نفر از پشت تلویزیون چشم به ساقهای تو بدوزند و با هیجان و احترام در موردت حرف بزنند.
فقط کافی است یک نگاه بیندازید و ببینید بازیکنانی که به اردو دعوت نشدهاند چه حالی دارند و چطور اعتراض میکنند. با این اوصاف شاید بهتر بود برای گلایه از تعویق در دریافت پاداشهایتان کمی دست نگه میداشتید؛ مخصوصا حالا که اغلبتان لژیونر هستید و از باشگاههای خارجی به دلار پول میگیرید.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.