نخست نیوز – در راستای حتی اجرای مباحث پدافند غیر عاملی با سرمایه گذاریهای بخش های خصوصی یا خصولتی یا دولتی یا توامان باهم متناسب با اولویتهای مصرفی شان از شبکه سراسری جدایشان نمود نیز قدمهای موثری برداشت.
ب۷)مشارکت شهروندی:که دراین زمینه با ایجاد سازوکارهایی برای اینکه ساکنان مشهداز فرآیند تصمیمگیریهای مالی وعملکردی تانتیجه گیری در مقیاس شهری وشهروندی نقش موثری داشته باشند.
میتوان روند مردمی و نهادینه شدن افق چشم انداز۲۰ ساله مشهد در بین آحاد اجتماعی با نقش پذیری فعال تر شهروندان وبه خصوص نسل (z)را بالفعل تر نمود.
که در خلاصه کلام این مطلب: سند چشمانداز مشهد نباید صرفاً یک نقشه ساختوساز باشد؛ بلکه باید «تعادل» میان سه ضلع «میراث (گذشته)»، «احتیاجات زیارتی (حال)» و «توسعه مدرن و پایدار (آینده)» را برقرار کند.
که لزوم اجرای چنین انتظارات و باز تعاریف در سند چشم انداز تدوینی شهر مشهدهمواره این مطلب خواهد بود که براین مبنا استوار باشد
چراکه تامین منابع مالی سند چشم انداز در کدام مبحث وبه چه صورت باید مدنظر قرار داد؟ مهم است
زیرا در وهله اول باید گفت در تدوین یک سند چشمانداز، موضوع «تأمین منابع مالی» معمولاً در یک بخش مجزا یا به عنوان یکی از ستونهای اصلی تحت عنوان «سازوکارهای اجرایی و مالی» (Implementation & Financial Mechanisms) یا «مدلهای توسعه و سرمایهگذاری» هست که قرار میگیرد. و چشمانداز بدون برنامه مالی، صرفاً یک «آرزو» یا یک سند رویایی است. بنابراین، تأمین مالی نباید فقط یک گزارش از بودجههای دولتی باشد، بلکه باید به عنوان یک استراتژی در سند گنجانده شود. که در اینجا نحوه و محل قرارگیری این مبحث را از دو منظر «ساختار سند» و «ماهیت اقدامات»میتوانیم بررسی نماییم:
۱. محل قرارگیری در ساختار سند
که در سلسلهمراتب یک سند استراتژیک، تأمین مالی، معمولاً در بخشهای زیر میآید:
الف۱)در بخش استراتژیها (Strategic Pillars): که اگر هدف اصلی شهر، مثلاً «تحول در حملونقل» باشد، در زیرمجموعه آن باید استراتژی “توسعه مدلهای مالی نوآورانه” ذکر شود.و
ب۱)در بخش راهبردهای اجرایی (Operational Strategies): جایی که از “چگونگی” رسیدن به اهداف صحبت میشود. وباید مدنظرش قرارداد.
ج۱)ودر بخش جداگانه «مدلهای مشارکتی حکمرانی و مالی»: این قسمت بهترین محل ،برای ارائه نقشه راهِ تأمین منابع است تا از وابستگی صرف به بودجههای مستقیم دولتی بتوان جلوگیری نمود.
بنابراین با این فرضیات در بخشهای جداگانه از اسنادچشم انداز تدوینی مطروحی در «مدلهای گوناگون حکمرانی و مالی»: میتوان بهترین روش در اینگونه اسناد توسعه ای را بعنوان الگوی پایلوتی برای ارائه نقشه راهِ تأمین منابع دانست تا از وابستگی صرف به بودجههای مستقیم دولتی جلوگیری یا کاسته شود.
۲. ماهیت و صورتِ مد نظر قرار گرفته شده تأمین مالی یک سندوچشم انداز شهری چون مشهد است که باید به گونه ای باشد که تأمین مالی به صورت لیست کردن اعداد نباشد، بلکه به صورت «الگوهای تأمین مالی ای» تدوین شود. که این الگوها میتوانند شامل موارد زیر باشد:
الف۲) تنوعبخشی به منابع (Diversification)
در این شیوه از آنجا که یک سند کلان شهری چون مشهد باید تصریح کند که شهر مشهد نباید فقط به “بودجه شهرداری” یا “بودجه دولت” متکی باشد. همواره باید بر موارد زیر تأکید داشته باشد.
الف_مشارکت بخش خصوصی (PPP): که مدلهایی ازمشارکت عمومی-خصوصی برای پروژههای بزرگ (مانند ساخت مترو یا مجتمعهای تجاری یا سایر پروژه های زیربنایی از طریق هدایت منابع مالیاتی ملی تحت عنوانمنابع مالیاتی نشان دار شده یا بصورت سرمایه گذاری مستقیم مشارکتی )امکان پذیراست.
۱)الف_سرمایهگذاریهای مذهبی و خیریه: که در این زمینه باید گفت ،با توجه به جایگاه مشهد،میتوان با ایجاد سازوکارهایی برای هدایت منابع مالی نهادهای مذهبی و خیریهها به سمت پروژههای زیرساختی شهری مرتبط با بقاع واماکن متبرکه مشهد وحومه در قالب صندوقهایا حسابهای سرمایه گذاری زیرساختی خیریه ای تحت مدیریت شورای شهر (به جای صرفاً امور خیریه فردی) اقداماتی دردوران فرهنگی وهویتی مناسب بافت تدینی مشهد انجام داد.
۲)الف_سرمایهگذاریهای خارجی و بینالمللی: که جذب سرمایه برای پروژههای گردشگری و زیرساختهای زیارتی را حتی در قالب اخذ مالیات تحت قانون مالیاتهای نشان دار از اقصی نقاط کشور به سمت هویت فرهنگ وتدینی یا حتی باستانی واسطوره ای ملی گرایی ملی گروهها درمشهد یا حومه(منطقه توس) به بهترین نحو میتواندبه انجام برساند.
ب) ابزارهای مالی نوین (Financial Instruments)
که درابن روش نیز سندچشم انداز باید از سیاستگذاران بخواهد که از ابزارهای مدرن تری استفاده کنند.ازجمله؛
۱)ب_اوراق قرضه شهری (Municipal Bonds): برای تأمین مالی پروژههایی که بازگشت سرمایه دارند (مثل خطوط مترو(
۲)ب_استفاده از ارزش افزوده زمین (Land Value Capture): که یکی از کلیدیترین روشها سرمایه گذاریست.واین یعنی وقتی شهرداری زیرساختی (مثل مترو) ایجاد میکند و قیمت زمینهای اطراف بالا میرود، میتوان طی توافقی بخشی از این افزایش ارزش را از طریق مالیات یا حق توسعه از مالکان دریافت نمود و دوباره در پروژههای شهری سرمایهگذاری کرد.
ج) مدیریت هزینهها و بهرهوری (Efficiency)
در این مبحث چون تأمین مالی فقط «درآمد» نیست، بلکه «مدیریت خروجی منابع مالی» هم هست میتوان بر مبنای دسته بندی موارد زیر اقدامات مناسبی همسو با مدیریت هزینه ها وبهره وری انجام داد.بعنوان مثال میتواند در قالب ؛
۱)ج_اقتصاد چرخشی (Circular Economy): تبدیل پسماند به انرژی یا مواد اولیه برای کاهش هزینههای مدیریت شهری.
۲)ج_دیجیتالیسازی (Smart Management): کاهش هزینههای عملیاتی از طریق هوشمندسازی سیستمهای شهری،همچون در موضوعات تهیه وتایید شدن نقشه های بافتهای مسکونی یا تجاری یا صنعتی یاسایر نقشه های مرتبط با فضاهای سبز و خیابان کشیهای ماشین رو یا دوچرخه رو یا پیاده رو از طریق سامانه یکپارچه هوش مصنوعی مختص شهرداری مشهد
برنامه ریزی وتصمیم گیری نمود.
د) اولویتبندی بر اساس جریان نقدی (Cash Flow Prioritization)
که در اینگونه قسمتهای مرتبط با اسناد چشم انداز میتوان مشخص نمود که پروژهها بر اساس دو معیار تقسیم میشوند:
الف)د_پروژههای درآمدزا (Self-Financing): که پروژههایی که خودشان هزینه خود را تأمین میکنند تعریف میشوند. (مثل پارکینگهای هوشمند یا بازارهای تجاری(.
ب)د_پروژههای خدماترسان (Social/Public Service): پروژههایی که درآمد ندارند اما ضروری هستند (مثل پارکها یا مسیرهای پیادهروی) و باید از طریق مالیاتها یا بودجههای عمومی تأمین شوند.
که خلاصه برای ارائه یک سند چشم انداز۲۰ ساله شهری کارآمد در سند مذکور این بخشها را حتما باید در سند مدنظر قرار دهیم و بنویسیم، و عنوان آن را «استراتژی پایداری مالی با مدلهای مشارکتی» بگذاریم و در آن تأکید کنیم که:
“هدف، گذار از مدل ‘تکیه بر بودجههای مستقیم’ به مدل ‘تولید ارزش و جذب سرمایه هوشمند’ از طریق مشارکت بخش خصوصی، با بهرهگیری از ارزش افزوده زمین و استفاده از منابع مالی مذهبی و خیریه وغیره توضیحی جهت تحقق اهداف توسعهای شهری می باشد(
ولی در بازگشت وبازتعریف اجرای برنامه ریزی وسیستم نوین مدیریتی برمبنای اندیشه ها وتفکرات اسلامی عقلایی ، یک سند چشم انداز از منظر نگاه و اندیشه های مدیریت نوین شامل قسمتهایی به شرح زیر میباشد؛
که با پرسش بسیار عمیق و تخصصی این سوال مشروح میگردد که ابتدا باید درک کنیم که اندیشه پشت تدوین سندچشم اندازمدنظر بر چه پایههایی استوار است؟ آیا اندیشه های مستتر در اهداف یک سند چشم اندازی، فراتر از یک مدیریت اجرایی ساده، وبر پایه «نظم علمی»، «تعادل بین سنت و مدرنیته» و «توسعه انسانمحور» قرار است بناشود؟ اگر بالواقع معتقد باشیم که برنامهریزی نباید صرفاً یک فرآیند تکنیکال (فنی) باشد، بلکه باید یک فرآیند «ارزشی» و «فرهنگی» باشد.و اگر بخواهیم یک «سند چشمانداز» را بر اساس منظومه فکری ایدئولوژیکی و مدیریتی نوین تدوین کنیم، یقینا این سند نباید فقط شامل نقشهها و آمار باشد، بلکه باید شامل بخشهای زیر نیز باشد:
۱. بخش مبانی فلسفی و ارزشی (Value-Based Foundations)
که در نگاه مدیریتی وایدئولوژیکی آرمانی، هر برنامهریزی باید از یک «مبنای غایی» پیروی کند. برخلاف مدلهای غربی که ممکن است صرفاً بر رشد اقتصادی (GDP) تمرکز کرده باشد، که قاعدتا این سند باید شامل:
الف۱)تعریف غایت توسعه: که توسعه در اینجا به معنای رسیدن به چیزی فراتر از مادیات است (ومنظور توسعه معنوی و اخلاقی در کنار مادی است (.
ب۱)اصالت ارزشها: که یعنی،تعیین اینکه چه ارزشهایی (مثلاً عدالت، کرامت انسانی، یا هویت مذهبی) ستون فقرات تصمیمگیریهای شهری چون مشهد را تشکیل میدهند.؟
۲. بخش تحلیل ساختاری و سیستمیک (Systemic Analysis)
که در این نوع نگاه مدیریتی وایدئولوژیکی، به شدت بر نگاه «سیستمی» تأکید خواهد داشت. بنابراین در این نوع نگاه، سندچشم انداز مورد نظر تدوینی نباید قطعهقطعه یا منفک وجدا از هم باشد، بلکه باید شامل:
الف۲)در قالب تحلیل وابستگیها:که بررسی اینکه تغییر در یک بخش (مثلاً ساختوساز) چگونه بر بخشهای دیگر (مانند محیط زیست یا بافت اجتماعی) اثر میگذارد.
ب۲)در قالب شناسایی متغیرهای کلیدی: که شناسایی دقیق نیروهای محرک و بازدارنده در شهر (مانند جمعیت، منابع آب، و جریانهای مذهبی) را در ایام پیک ترافیکی زواری مدنظر قرار میدهد. بعنوان مثال آیا در پیک ترافیکی زواری یا خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی باید از پایانه مسافربری اتوبوسهای برون شهری منتهی به خیابان امام رضا بهره برد یا باید پایانهواتوبوسرانی برون شهری دیگری راه اندازی نمود ودر پیک مسافرتی زیارتی مترددین وزواران مشهد مقدس برای کاهش بار ترافیکی ایجادی ،از پایانه مسافربری اتوبوسرانی جدید یا قدیمی یا توامان باهم بهره برد را باید در دستور کار قرار داد.
۳. بخش مدیریت زمان و مراحل توسعه (Temporal Dimensions)
که مدیران اینگونه تفکرات معتقدند برنامهریزی نباید یک نگاه تکبعدی به آینده باشد. بلکه سند زائیده شده از دل چنین تفکراتی باید شامل لایههایی تعریفی به شرح ذیل باشد:
الف۳)چشمانداز بلندمدت (ایدهآل): تصویری که شهر در ۵۰ سال آینده باید داشته باشد.
ب۳)برنامههای میانمدت (راهبردی): که گامهای استراتژیک برای رسیدن به آن بصورت ایده آل همواره باید مدنظرش باشد.
ج۳)برنامههای کوتاهمدت (اجرایی): که اقدامات عملیاتی که نتایج ملموسی را ایجاد میکنند (برای جلوگیری از سرخوردگی عمومی) در فهوای محتوایی خود داشته باشند.
۴. در قالب بخش توسعه انسانی و سرمایه اجتماعی (Human-Centric Development)
غالبا در اینگونه اسناد، هسته اصلی، اندیشه های مدیریتی نوین است.چراکه در سند چشماندازهایی اینگونه ، «شهر» صرفاً مجموعهای از کابلها، آسفالتها و ساختمانها نیست، بلکه مجموعهای از «انسانها» است. بنابراین در نظر گرفتن بخشهای زیر در چنین اسنادی ضروری است:
الف۴)ارتقای کیفیت زندگی (Quality of Life):که در قالب تمرکز بر سلامت جسمی، آرامش روانی و امنیت اجتماعی
میتوان لحاظ نمود.
ب۴)آموزش و فرهنگسازی:که در قالب برنامههایی برای تربیت شهروندانی که نسبت به محیط زیست و میراث خود مسئولیتپذیر باشند. میتوان مبحث وسرفصلی در نظر گرفت.
ج۴)مشارکت فعال: که در قالب تبدیل شهروند از یک «مصرفکننده خدمات» به یک «شریک در توسعه وآبادانی شهر» میتوان سرفصلی تعریف کرد.
۵. بخش مدیریت بحران و انعطافپذیری (Resilience & Adaptability)
که با توجه به نگاه مدیریتی نوین به تغییرات محیطی شهری ، از آنجا که سند تهیه شده مذکور نباید «صلب و خشک» باشد. بلکه باید نسبت به هر حوزه ای اعم از فرهنگی تا تأمین مالی و هزینه کردی منعطف باشد.
مستلزم چنین رویکردی هستیم تا با در نظر گرفتن موارد ذیل است.که عبارتند از؛
الف۵)پویایی برنامه: در فالب مکانیسمهایی برای بازنگری در اسناد بالا دستی در صورت بروز تغییرات ناگهانی (اجتماعی، اقتصادی یا محیط زیستی) بتوان برای اهداف بهره برد.
ب۵)پیشبینی سناریوها:که در این روش به جای پیشبینی یک آینده واحد،چرا که سند باید «سناریوهای مختلف»شامل (بهترین حالت، بدترین حالت و حالت معمولی احتمالی) را پیشبینی کرده باشد.مدنظر تدوین کننده باید قرار گیرد.
۶. بخش مدیریت منابع و کارآمدی (Resource Optimization)
که در چنین نگاه مدیریتی، مدیریت به معنای «بهرهوری» است. واین بهره وری از طریق در نظر گیری اقدامات ذیل میتواند حاصل شود.که عبارتند از؛
الف۶)تخصیص بهینه منابع: که شامل استفاده از منابع محدود شامل (مالی، انسانی و طبیعی) به گونهای که بیشترین خروجی ارزشی را داشته باشند شامل میشود.
ب۶)پایداری مالی: (که براساس همان بحثی که قبلاً درمورد هدایت پذیری منابع با روشهای نوآورانه وخلاقانه تامینومنابع متناسب با هر موضوع محتوایی جداگانه بایدمطرح شود) اما با تأکید بر اینکه منابع مالی باید در خدمت «اهداف ارزشی» باشند، نه اینکه اهداف، تابع محدودیتهای مالی شوند میتوانند در نظر گرفته شوند.
بنابراین اگر یک سند چشمانداز معمولی را با یک سند بر پایه اندیشه دکترین مدیریتی نوین برپایه ایدئولوژی محوری مقایسه کنیم:
میتوانییم بگوییم که سند معمولی: میگوید «ما میخواهیم شهر مشهد را مدرن و بزرگ کنیم و مترو داشته باشیم.»
در حالی که سند بر پایه اندیشه مدیریتی نوین وایدئولوژی محور: میگوید «ما میخواهیم مشهد را به مکانی تبدیل کنیم که در آن نظم علمی و ارزشهای انسانی با تکنولوژی مدرن پیوند بخورند، به گونهای که توسعه اقتصادی، آرامش روانی و هویت معنوی شهر را نیز خدشهدار نکند و هر شهروند در آن احساس مشارکت و کرامت کند.»
سروش خدمتی – امیرخیرآبادی












دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید