نخست نیوز – غلامرضا بنی اسدی -از همین رو، برنامههایی که برای حضور مردم در میدان طراحی و اجرا میشود باید با همین فلسفه همخوانی داشته باشد. میدان، صادق است و به تعبیر، «قوی». دیپلماسی نیز توانا و «مغرور» است. هر دو، سرمایههای ملی و ناشکستنیاند؛ و دقیقاً به همین دلیل است که دشمن در جنگ ترکیبی خود، بیش از هر چیز، خیابان را هدف میگیرد. اما همه تیرهای این جنگ از بیرون شلیک نمیشوند. گاه یکی از مؤثرترین آنها، ناخواسته از سوی خود ما رها میشود؛ زمانی که ناخواسته، در طراحی خواستههای دشمن ایفای نقش میکنیم. نمونه روشن آن، برخی تریبونهایی است که در اختیار افراد مختلف با عناوینی چون استاد، تحلیلگر یا تبیینگر قرار میگیرد، اما آنچه از آنها شنیده میشود نه تبیین، بلکه توسعه ابهام است.
مشکل آنجاست که برخی از این سخنان بر پایه دادههای نادرست بنا شدهاند. فکتهایی که گاه فیک از آب درمیآیند. روشن است که با داده غلط نمیتوان به تحلیل درست رسید. مگر کسی با آدرس اشتباه به مقصد رسیده است که ما دومین آن باشیم؟ امروز دیگر عصر دسترسی آزاد به اطلاعات است. مخاطبان، گوشی هوشمند در دست دارند و با یک جستوجوی ساده میتوانند درستی یا نادرستی یک ادعا را بررسی کنند. وقتی در همان لحظه متوجه خطای سخنران میشوند، زخمی که بر اعتمادشان وارد میشود را چه کسی درمان خواهد کرد؟ نمونههای این دست کم نیست. از روایتهای نادرست درباره تاریخ جنگهای جهانی و تشکیل سازمان ملل گرفته تا اطلاعات غلط درباره حق وتو، نظام پولی جهان یا حتی نسبت دادن جوایز و افتخاراتی که هرگز واقعیت نداشتهاند. خوشبختانه برخی از گویندگان، پس از تذکر، خطای خود را میپذیرند؛ اما مشکل اینجاست که بذر کاشتهشده در ذهن مخاطب را دیگر نمیتوان به آسانی بیرون کشید.
حتی اگر شب بعد اصلاحیهای هم بیان شود، معلوم نیست همان شنوندگان حضور داشته باشند و آن را بشنوند. بدتر آنکه در برخی کلیپها و سخنرانیهای سیار، به جای افزایش اعتماد که نتیجه آن وحدت است، بذر سوءظن کاشته میشود. محصول چنین کِشتی چیزی جز اختلاف و تفرقه نخواهد بود. اگر خرمن ذهن مردم از این محصولاتِ نادرست انباشته شود، حاصل آن جامعهای خواهد بود که حتی نان وحدت را نیز با طعم چنددستگی بر سفره میگذارد. خیابان، سنگر سرمایه اجتماعی کشور است؛ پاسداری از آن، پیش از هر چیز، با پاسداری از حقیقت ممکن خواهد بود و لاغیر….










