×
جدیدترین‌‌ها

حکایت روزنامه‌نگاری وحید حسینی ایرانی کتاب شد

  • کد نوشته: 153399
  • ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
  • وحید حسینی ایرانی، متولد سال ۱۳۵۸ در مشهد داستان‌نویس و روزنامه‌نگار فعال شهر اکنون گزیده یادداشت‌ها و مصاحبه‌های خود در مطبوعات را در کتابی به نام «آدم با صدای بلند برای فرزندانش گریست» منتشر کرده است.
    حکایت روزنامه‌نگاری وحید حسینی ایرانی کتاب شد

    نخست نیوز –  آثاری گرانبها که از تلاش و همت حسینی ایرانی برای روایت شهر و آدم‌ها حکایت دارد و امید همیشگی او به فردای شهر و آدم‌ها…
    حسینی ایرانی در باب روزنامه‌نگار شدن خود می‌نگارد: ورود منِ داستان‌نویس به دنیای مطبوعاتْ سال ۱۳۸۴ با انتشار داستان‌های کوتاهم رقم خورد. گمانم مجلۀ «گلستانه» نخستین نشریه‌ای بود که کاری از من چاپ کرد و بعد هم یک نشریۀ دانشجویی به اسم «ایران امروز» که جوانانی ملی‌گرا و عاشق ایران در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد درمی‌آوردند. سال ۸۴ آغازی پرجنب‌وجوش برای فعالیت مطبوعاتی من بود و یک نشریۀ تخصصی ادبیات داستانی به اسم «داستان» هم به‌شکل کتاب به چاپ رساندم (قرار بود به هیئت مجله منتشر شود اما چون گرفتن مجوز نشریه بسیار دشوار و تنیده با کاغذبازی‌های زمان‌برِ اداری بود، به انتشارش در قالب کتاب رضایت دادم). این تلاش و جدیت در یک شماره متوقف ماند، اما توجه صاحب‌امتیاز نشریه‌ای نوبنیاد به نام «دال» را جلب کرد و به همکاری من با آن نشریه به‌عنوان سردبیر در سال ۸۵ انجامید. سال‌های ۸۶ و ۸۷ سردبیر مجله‌ای هنری با مجوز گسترۀ بین‌المللی به نام «هنر اولیاء» شدم.

    فعالیت در بخش خصوصی فرهنگ تا این زمان اگرچه نان و آبی نداشت، تا دلت بخواهد بالیدن و نازیدن داشت به هم‌صحبتی با بزرگان فرهنگ -به‌ویژه نامداران ادبیات- یا چاپ مطالب آن‌ها در نشریه (اصغر الهی، سیمین بهبهانی، احمد پوری، بهاءالدین خرمشاهی، اسماعیل خویی، رضا دانشور، علی‌اشرف درویشیان، محمود دولت‌آبادی، محمدعلی سپانلو، قاسم صُنعوی، پوران فرخ‌زاد، رضا قیصریه، شمس لنگرودی، فرشته مولوی، و…). رفته‌رفته به روزنامه‌نگاری تبدیل شدم که می‌کوشید در حد خود حرفه‌ای عمل کند و سال‌های بعد حتی برای گذران زندگی، پشت‌گرم به این حرفه باشد. این سال‌ها نوشته‌های بسیاری در رسانه‌های داخل و گاه خارجِ کشور (آسمان، بهار، تجربه، خوانش، رودکی، سازندگی، گلستانه، نافه، نوشتا، همشهری داستان، آوای زن، آندرلاین، و…) منتشر کردم. صرف‌نظر از داستان‌هایم، شمار فراوانی اثر مطبوعاتی -خبر و یادداشت و گزارش و گفت‌وگو و…- هم به چاپ رساندم که طبعاً با کاستی‌هایی ناگزیر -مانند فداشدن کیفیت به‌سبب لزوم عنصر شتاب و به‌هنگام‌بودنِ روزنامه‌نگار- همراه بوده است. از سویی صفت «ژورنالیستی» [= روزنامه‌نگارانه] برچسبی است که گاه جامعۀ ادبی –که من در درجۀ نخست به آن تعلق دارم– به اثر ادبیِ یک شاعر یا نویسنده می‌زند تا بر سطحی‌نگری یا مصرفی‌بودن آن اثر پافشاری کند! بااین‌همه، گمان می‌کنم در کارنامه روزنامه‌نگاری‌ام آثاری یافت می‌شود که می‌ارزد برای خوانده‌شدن دوباره و رهایی از گم‌شدن در صفحات کاهی و فرسوده روزنامه و مجله، صورت کتاب پیدا کند. دست‌کم علاقه شخصی به این مطالب یا محتوا و سوژه‌شان –مثلاً کسی که درباره او نوشته‌ام یا با او مصاحبه کرده‌ام– انتشار گزیده‌ای از آن را در کتاب پیشِ‌رو توجیه می‌کند.
    یادداشتهای مطبوعاتی و همچنین مصاحبه‌های روشنگرانه وحید حسینی ایرانی با اهالی فرهنگ و هنر ایران را در کتاب «آدم با صدای بلند برای فرزندانش گریست» باید خواند و آموخت و حتما به دوستان توصیه کرد و هدیه داد.
    «آدم با صدای بلند برای فرزندانش گریست» اثر وحید حسینی ایرانی، داستان‌نویس و روزنامه‌نگار را نشر عینک در ۲۵۲ صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است.

    جواد لگزیان

    برچسب ها جواد لگزیان

    سایر اخبار

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.