نخست نیوز – کمتر از یک ماه پسازآنکه تفاهم میان ایران و آمریکا به کاهش نسبی تنشهای نظامی در منطقه و ایجاد امید برای بازگشت دیپلماسی انجامید، اظهارات دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا مبنی بر پایان یافتن تفاهم و حمله ارتش تروریستی این کشور به مناطقی از خاک کشورمان آنهم در سه مرحله، بار دیگر معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه را وارد شرایط جدید کرد. اگرچه هنوز ابعاد این ماجراجویی جدید برای ناظران سیاسی و نظامی روشن نیست اما از نگاه اقتصاددانان و فعالان بازار، بازگشت «نا اطمینانی» به منطقه، خود میتواند بهاندازه یک بحران امنیتی، آثار اقتصادی قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
بازارهای مالی جهان همواره نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی واکنشی سریعتر از دولتها نشان میدهند. سرمایهگذاران پیش از آنکه منتظر تصمیمات رسمی بمانند، ریسکهای احتمالی آینده را در قیمت داراییها منعکس میکنند. به همین دلیل نیز تنها ساعاتی پس از انتشار اظهارات رییسجمهور آمریکا درباره پایان تفاهم، نگاه معاملهگران بار دیگر به خلیج فارس، تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی معطوف شد؛ مناطقی که طی دهههای گذشته هر بار با افزایش تنشهای سیاسی، به مهمترین کانون نگرانی اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند.
البته در سه ماه گذشته، اگرچه اختلافات تهران و واشنگتن بهطور کامل پایان نیافته بود، اما وجود یک تفاهم نسبی باعث شده بود بخشی از ریسکهای ژئوپلیتیکی از بازارها حذف شود. همین موضوع به ثبات نسبی قیمت نفت، کاهش نگرانی فعالان اقتصادی و آرامتر شدن بازارهای مالی کمک کرده بود. اکنون اما با زیر سؤال رفتن این تفاهم، شرایط بار دیگر تغییر کرده است.
چرا بازارها بیش از سیاستمداران نگران هستند؟
اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به جریان آزاد انرژی وابسته است. اگرچه طی سالهای اخیر بسیاری از کشورها تلاش کردهاند وابستگی خود را به نفت کاهش دهند، اما هنوز هم نفت و گاز، ستون اصلی اقتصاد جهان به شمار میروند. هرگونه تهدید علیه مسیرهای انتقال انرژی، بلافاصله خود را در قیمت نفت، هزینه حملونقل، نرخ بیمه، بازار سهام و حتی نرخ تورم کشورها نشان میدهد.
از این منظر، پایان تفاهم میان ایران و آمریکا صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه پیامی است که میتواند انتظارات فعالان اقتصادی را تغییر دهد زیرا تجربه اقتصاد نشان داده است که بازارها بیش از وقوع جنگ، از احتمال وقوع جنگ و طولانی شدن نااطمینانی آسیب میبینند. سرمایهگذار زمانی که آینده را مبهم ببیند، پروژههای جدید را متوقف میکند، بانکها در اعطای تسهیلات محتاطتر میشوند و شرکتهای بینالمللی نیز تصمیمات سرمایهگذاری خود را به تعویق میاندازند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگرچه پایان تفاهم الزاماً به معنای آغاز درگیری نظامی نیست، اما میتواند موج جدیدی از نااطمینانی را به اقتصاد جهانی تزریق کند؛ موجی که آثار آن بهمراتب گستردهتر از مرزهای ایران و آمریکا خواهد بود.










