نخست نیوز – در چنین شرایطی، حضور تیم ملی فوتبال در جام جهانی آمریکا میتوانست مرهمی بر زخمهای جامعه باشد، اما تیمی که از نگاه بسیاری از کارشناسان در گروهی نسبتاً مناسب قرار داشت و شانس صعود به مرحله بعد را نیز در اختیار داشت، با سه تساوی و تنها سه امتیاز در همان دور نخست از رقابتها کنار رفت.آنچه بیش از خودِ حذف، افکار عمومی را شگفتزده کرد، تلاش گسترده برای تبدیل یک ناکامی آشکار به دستاوردی تاریخی بود. گویی ماشین تبلیغات به جای پاسخگویی، مأموریت یافته بود شکست را پیروزی، حذف را حماسه و مطالبهگری را تخریب جلوه دهد. تا آنجا که برخی، به جای نقد فنی، پای شانس، کائنات، عوامل متافیزیکی و روایتهای غیرورزشی را به میان کشیدند و کوشیدند مسئولیت ناکامی را از دوش مدیران و کادر فنی بردارند.شگفتآورتر آنکه هر صدای منتقد، با برچسبهایی چون ضد منافع ملی، آب به آسیاب دشمن ریختن، اخلالگر یا غار نشین نواخته شد ،گویی مطالبه پاسخگویی جرم است و تمجید از حذف، وظیفه ملی، اگر این روند ادامه یابد، شاید فردا برای سه تساوی و حذف از مرحله گروهی، کتابهای درسی، پایاننامههای دانشگاهی و کلاسهای آموزشی نیز تدوین شود و از آن به عنوان الگویی برای موفقیت یاد کنند!اما واقعیت را نمیتوان با تبلیغات تغییر داد. افکار عمومی بهخوبی سره را از ناسره تشخیص میدهند. مردم میدانند میان افتخارآفرینی و حذف، فاصلهای عمیق وجود دارد و هیچ عملیات رسانهای نمیتواند این فاصله را از بین ببرد. کسانی که امروز به جای پذیرش مسئولیت، در رسانهها علیه منتقدان موضع میگیرند، در حقیقت بیش از هر چیز به ناتوانی خود در پاسخگویی اعتراف میکنند.فوتبال ایران امروز بیش از هر تاکتیک و شعار، به یک جراحی مدیریتی نیاز دارد. تا زمانی که فرهنگ پاسخگویی جای خود را به تبلیغات، فرافکنی و حماسهسازی از ناکامی بدهد، نه اعتماد مردم بازخواهد گشت و نه فوتبال ایران رنگ پیشرفت خواهد دید. مطالبه امروز افکار عمومی روشن و صریح است ،استعفای مسئولانه و تغییر اساسی در ارکان مدیریت فوتبال، از صدر تا ذیل. زیرا مدیریت، زمانی معنا دارد که در کنار موفقیتها، مسئولیت ناکامیها را نیز بپذیرد، نه آنکه حذف را جشن بگیرد و منتقدان را متهم کند.مهرشاد عنبری










