نخست نیوز – دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی– یکی از این پدیدهها که در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران رفتار سازمانی قرار گرفته، «اثر صندلی چرمی» است. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که نشستن بر صندلی قدرت، بهویژه زمانی که فرد به جایگاه مدیریتی دست مییابد، میتواند نگرش، رفتار و شیوه تصمیمگیری او را تغییر دهد.
اثر صندلی چرمی استعارهای از این است که مقام و قدرت، گاهی شخصیت و رفتار افراد را دگرگون میکند. مدیری که پیش از ارتقا فردی همدل، مشارکتجو و شنونده بود، ممکن است پس از قرار گرفتن در جایگاه مدیریت، بهتدریج از کارکنان فاصله بگیرد، کمتر به نظرات دیگران توجه کند و تصمیمهای خود را بدون مشورت اتخاذ نماید. این تغییر معمولا آگاهانه نیست، بلکه نتیجه تأثیرات روانی قدرت، اقتدار و فاصلهای است که میان مدیر و کارکنان ایجاد میشود.
از منظر روانشناسی سازمانی، قدرت احساس کنترل و اعتمادبهنفس را افزایش میدهد. هرچند این ویژگیها برای رهبری موثر ضروری هستند، اما اگر با خودآگاهی همراه نباشند، میتوانند به اعتمادبهنفس کاذب، نادیده گرفتن دیدگاههای مخالف و کاهش انعطافپذیری منجر شوند. در چنین شرایطی مدیر تصور میکند که همواره بهترین تصمیم را میگیرد و نیازی به دریافت بازخورد از دیگران ندارد.
یکی از مهمترین پیامدهای اثر صندلی چرمی، کاهش ارتباط موثر میان مدیر و کارکنان است. هنگامی که مدیر در محیطی مجزا، با امکانات متفاوت و فاصله فیزیکی و روانی از کارکنان فعالیت میکند، بهتدریج درک واقعی خود از مشکلات سازمان را از دست میدهد. این فاصله سبب میشود اطلاعاتی که به مدیر میرسد، فیلتر شده یا خوشبینانه باشد و تصمیمها بر پایه واقعیتهای سازمان اتخاذ نشوند.
اثر صندلی چرمی همچنین میتواند فرهنگ سازمانی را تحت تاثیر قرار دهد. در سازمانهایی که مدیران بیش از حد بر اقتدار خود تأکید میکنند، کارکنان از بیان انتقاد یا ارایه ایدههای جدید خودداری میکنند. در نتیجه، خلاقیت کاهش یافته، نوآوری محدود میشود و تصمیمهای اشتباه دیرتر اصلاح میشوند. این وضعیت به مرور زمان موجب افت عملکرد سازمان و کاهش انگیزه کارکنان خواهد شد.
برای پیشگیری از این پدیده، مدیران باید به اصل فروتنی مدیریتی پایبند باشند. حضور مستمر در میان کارکنان، گفتوگوهای غیررسمی، دریافت بازخورد صادقانه و ایجاد فضایی امن برای بیان نظرات، از مهمترین راهکارهای مقابله با اثر صندلی چرمی است. همچنین استفاده از مدیریت مشارکتی، تشکیل جلسات هماندیشی و واگذاری بخشی از اختیار تصمیمگیری به تیمها، میتواند فاصله میان مدیر و کارکنان را کاهش دهد.
خودارزیابی نیز نقش مهمی در کنترل این اثر دارد. مدیران موفق بهصورت منظم عملکرد، تصمیمها و سبک رهبری خود را بررسی میکنند و از مربیان، همکاران یا مشاوران بازخورد دریافت میکنند. این فرایند به آنها کمک میکند تا از گرفتار شدن در دام غرور ناشی از قدرت جلوگیری کرده و همواره دیدگاهی واقعبینانه نسبت به سازمان داشته باشند.
در نهایت، اثر صندلی چرمی یادآور این حقیقت است که مدیریت بیش از آنکه به جایگاه وابسته باشد، به شیوه تعامل با انسانها بستگی دارد. صندلی مدیریت نباید نماد فاصله گرفتن از کارکنان باشد، بلکه باید سکویی برای خدمت، هدایت و ایجاد ارزش برای سازمان تلقی شود. مدیرانی که قدرت را با فروتنی، گوش دادن فعال و یادگیری مستمر همراه میکنند، نهتنها از اثرات منفی صندلی چرمی مصون میمانند، بلکه اعتماد کارکنان را جلب کرده و زمینه رشد پایدار سازمان را فراهم میآورند.










