نخست نیوز – زیرساختهای ورزشی کشور، از ورزشگاهها تا مراکز تمرینی، سالهاست با فرسودگی، کمبود امکانات، ضعف نگهداری و فاصله چشمگیر با استانداردهای جهانی دستوپنجه نرم میکنند ،واقعیتی که دیگر نمیتوان آن را با آمار، شعار یا گزارشهای امیدوارکننده پنهان کرد.
حذف تیم ملی فوتبال از جام جهانی، زنگ هشداری بود که نشان داد افکار عمومی دیگر روایتهای حماسی را جایگزین عملکرد نمیداند. مردم نتیجه میخواهند، نتیجهای که محصول برنامهریزی، مدیریت، سرمایهگذاری در زیرساختها و توجه به استعدادیابی باشد، نه توجیه و فرافکنی.
هر شکست، بازتاب سالها غفلت از توسعه پایدار ورزش است ،غفلتی که آثار آن تنها در فوتبال خلاصه نمیشود و بسیاری از رشتههای ورزشی نیز با آن مواجهاند.
مدیریت ورزش در دنیای امروز بدون احترام به افکار عمومی و بهرهگیری از نظرات کارشناسان، محکوم به شکست است. متأسفانه شواهد نشان میدهد که مطالبات قانونی و منطقی مردم، پیشکسوتان و متخصصان ورزش در بسیاری از موارد یا شنیده نمیشود یا در فرآیند تصمیمگیری جایگاهی ندارد. ادامه این رویکرد، علاوه بر کاهش اعتماد عمومی، شکاف میان مردم و مدیران ورزش را عمیقتر خواهد کرد و هزینههای آن در قالب افت جایگاه بینالمللی، دلسردی نسل جوان و تداوم ناکامیهای ورزش کشور نمایان خواهد شد. بیتوجهی به افکار عمومی، نه یک انتخاب مدیریتی، بلکه تصمیمی پرهزینه است که تبعات آن دیر یا زود متوجه مدیران و آینده ورزش ایران خواهد شد.
امروز مطالبه جامعه ورزش روشن است، نوسازی ورزشگاهها، توسعه زیرساختهای سختافزاری، تجهیز مراکز تمرینی، سرمایهگذاری در استعدادیابی و پاسخگویی شفاف مدیران. مردم انتظار دارند مسئولان به جای وعدههای تکراری، برنامهای عملی با زمانبندی مشخص ارائه کنند. نادیده گرفتن این مطالبه، نه تنها فاصله میان مردم و مدیران را بیشتر میکند، بلکه فرصتهای توسعه ورزش کشور را نیز از بین خواهد برد.تاریخ، مدیرانی را به نیکی به یاد خواهد آورد که در لحظه های حساس تصمیمهای بزرگ گرفتند، نه آنان که با سکوت، تأخیر و بیتفاوتی، فرسودگی ورزش ایران را به نسلهای بعدی منتقل کردند.
مهرشاد عنبری










