نخست نیوز – همین حقیقت به واقعیت درآمدهاست که « روایت» میسازد و معنا میآفریند. روایتهایی که ارزشافزوده ایجاد میکند و معنایی که شبکهای از مفاهیم کاربردی و حتی راهبردی تولید میکند. من یازده اردیبهشت، روزِ کارگر و دوازدهم اردیبهشت، روز معلم را از این حیث در شمار پرمعناترینهایی میدانم که به هر روایت، ساحتی نو پدید میآورد. به هر خوانش، خونی تازه در رگهای حیات جاری میکند. ما کارگر را نه بهعنوان ابزار تولید که در جایگاه «روحِ سازندگی» میبینیم.
در نظام تعلیمی دینی نیز کارگر، سازندهای است که مظهرشان حضرت صانع است. توسعه و پیشرفت، رهین کوشندگی اوست. از سوی دیگر، معلم راداریم که علم، فرزند لحظههای اوست. اوست که از یک کودکِ عامی و امی، یک عالِم میسازد که میتواند همه عالَم را بر مدار شکوفایی، چند گام بهپیش برد.
تامل در جهان به ما میگوید که پیشرفت، نتیجه غایی باور کارگری و معلمی است. باور اینکه باید کار کرد و این کار باید بر مدار علم در نظمی عالمانه باید به انجام رسد. چه علمی که به کار تبدیل نشود، تنها نقش دفتری خواهد ماند که خاک خواهد خورد اما خاکی را آباد نخواهد کرد. کار بدون علم هم کوششی بیحاصل خواهد بود که تنها خستگی را خواهد افزود اما راحتی برای هیچکس ایجاد نخواهد کرد. کارِ عالمانه است که عالَم را میسازد و به فضایی بهتر برای زندگی تبدیل میکند. همیشه به کرداری چنین و آدمهایی اینگونه نیاز داریم اما این « نیاز» امروز به صدر حوائج ما رفته است چه جنگ تحمیلی جهان باطل علیه ما و سازندگی بعدازآن به کاری علمی و علمی عملگرا نیاز دارد.
ما امسال و سالهایی که درراهاند بیش از همیشه به معلم و کارگر نیاز داریم تا برای رفع نیاز ایران همت کنند. به مطهریهایی که باید فراوان شوند تا معلمی، در همه علوم انسانساز باشد. ما به کارگرانی حلال اندیش چون شهید برونسی نیاز داریم تا همواره حلال مشکلات مردم باشند. بله، ما با امروز و فردا خیلی کار داریم. دستِ عمل ایران، نیز همین کارگران فراز یافته به نگاه علمی و معلمان عملگرا هستند که باید دستشان را بوسید. بوسیدنی هم هست دستهایی که گره از کار مُلک و مِلت باز میکنند و پرچم ایران را در اهتزاز نگه میدارند…
غلامرضا بنی اسدی











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید