نخست نیوز- همانگونه که یقیناً دوستان عزیز استحضار دارند، روزهای دهم تا پانزدهم ماه مه هر سال، مصادف با ۲۱ تا ۲۶ اردیبهشتماه، در کشورهای مختلف دنیا “روز جهانی مادر” نامگذاری شده است. در روز جهانیِ مادر نیز، لزوماً بیش از هرچیز دیگر مسائل و مباحث ” مرتبط با “مادری” مطرح میشوند. بنده به مناسبت این روز، و به اشاره ذیلاً نکاتی در زمینه تحول در مفهوم “مادری” طی دهههای اخیر را در کانون توجه دوستان گرامی قرار میدهم. امیدوارم برای عزیزان سودمند باشد.
همچنین اگر عُمری نیز باقی باشد، در تاریخ ۱۵ مه مصادف با ۲۵ اردیبهشتماه که در سال ۱۹۹۳ میلادی از سوی سازمان ملل به عنوان “روز جهانیِ خانواده” نامگذاری شده است، نیز پیرامون “تحولات خانواده در فرایند نوسازی” مطالبی را تقدیم خواهم نمود. همینطور در ۲۰ نوامبر (تقریباً آخر آبانماه) که از سوی سازمان ملل متحد “روز جهانی کودک” نامگذاری شده، نیز در زمینه تحول در مفهوم و معنای “کودکی” در مقایسه دوران پیشامدرن، مدرن و پسامدرن مطالبی را تقدیم دوستان عزیز خواهم نمود. به هر حال، مطالعات و بررسیهای مربوط به تاریخ تحول مفاهیم “مادری”، “کودکی” و “خانواده” نه تنها برای مادران عزیز حاضر و آینده، که در سیاستگذاریها، برنامهریزیها و فعالیّتهای فرهنگی برای ایجاد دگرگونیهای لازم و موثر در نگرشهای عمومی نسبت به بانوان، کودکان و نیز برنامههای مربوط به استحکام و تقویت نهاد خانواده نیز کاربُرد دارند.
وامّا، امروزه خانواده همچون بسیاری از نهادهای اجتماعی دچار تحولات عمیقی شده و از ساختار متعلق به جوامع سنّتی فاصله گرفته است. با تغییرات رُخ داده زنان در تلاشند هویّت و تصویری متمایز و جدید از خود به نمایش بگذارند و آنان بدین طریق در گروههای مختلف احساس تعلق و نقشآفرینی میکنند. با این تغییر و تحولات، “نقش مادری” بهمثابه یک فرآیند پویا و یک تغییر دائمی در زندگیِ زنان در حال تحول میباشد. این امر مستلزم بازاندیشی و تحول در نقشها و انتظارات از “مادری” است که میتواند ابعاد و جهتگیریِ خاصی بههمراه داشته باشد.
در همین رابطه، طی دهههای اخیر افزایش نرخ تحصیلات عالیِ زنان و مشارکت بیشتر آنان در فعالیتهای اجتماعی و شغلی، و همچنین بروز تحولات ارزشی و نگرشی در زمینه اهمیّت نقشهای اجتماعیِ زنان، در کنار رشد فردگرایی و توجه و علاقه دختران و زنان جوان به آرمانها و علایق شخصی، بازاندیشی در زمینه نقشهای شایسته و بایسته زنان در خانواده و اجتماع، و بازتعریف معنا و نقش “مادری” رُخ داده است. در واقع بروز این تحولات نقشهای نهادینهشده زنان در خانواده و اجتماع را به مسئله اجتماعی بدل کرده است.
زنان دیگر همچون گذشته در قید سبکهای زندگیِ سنّتی نیستند و با انتخابهای بیشتری روبرو میباشند. این تحول در سبک زندگیِ زنان در ابعاد مختلف آن، نگرش به نقش مادری را با چالشهایی روبرو ساخته است. این رویه تضادهایی در تعاریف سنّتی، عامگرایانه و رایج از “مادری” ایجاد کرده است؛ یعنی آنچه به طور سنّتی در جامعه درخصوص نحوه ایفای نقش مادری ترویج میشود، با تغییراتی در نگرش زنان ایجاد شده است. برای مثال در زمینه نانآوری و مسئولیت مراقبت از کودکان و یا تامین نیازهای حیاتی خانه، زنان دیگر همچون گذشته اهتمام چندانی به “مرد نانآور” در مقابل “زن خانهدار” و با “مرد بیرون از خانه” و “زن تربیتکننده فرزندان” ندارند. از این رو شاهد نوعی تحول نگرشی در بین زنان و مادران هستیم که تجارب خاص آنها از “مادری” را تغییر داده است.
این تحول نگرش زنان نسبت به نقشهای مادری،درمضامینی همچون : “مادریِ مشارکتی”، “مادریِ جبرانی و ترمیمی”، “مادریِ اکتسابی و انتخابی”، “مادریِ چندساحتی و شبکهای”، و مواردی از این دست، تجلّی پیدا کردهاند. زنان دریافتهاند که ارزشهای آنها چیزهایی نیستند که صرفاً از طریق “مادریِ سنّتی” حاصل شود، بلکه از طریق “مادریِ مشارکتی” در جهت تقسیم وظائف خانواده و مراقبت از کودکان بین مادر و پدر،”مادریِ جبرانی و ترمیمی” در جهت کاهش محرومیّتهای قبل و حین ازدواج با بازاندیشی در کُنش مادری و مانند مادریِ سنّتی فقط دنبال فدا کردن زندگیِ خود برای بقیه و نیز خدمت به سایر اعضای خانواده نبودن،”مادریِ اکتسابی و انتخابی” از این نظر که فرزندآوری یک ارزش و افتخار اجباری محسوب نمیشود بلکه به انتخاب است، و “مادریِ چندساحتی و شبکهای” از طریق همسویی و مشارکت با جامعه و بهخصوص سایر زنان، حاصل میشود.
شاهرخ عربشاهی











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید