نخست نیوز – امروز مدیری که تصور میکند با اتکا به جمله من میدانم میتواند مسیر سازمان را به تنهایی تعیین کند، شاید از مهمترین واقعیت عصر ارتباطات غافل مانده باشد، هیچ مدیری در برابر افکار عمومی جزیرهای مستقل نیست.
والتر لیپمن، از نظریهپردازان برجسته افکار عمومی، بر نقش رسانه در شکلگیری تصویر ذهنی مردم از واقعیت تأکید داشت. مارشال مکلوهان نیز با طرح مفهوم دهکده جهانی نشان داد که ارتباطات، مرز میان تولیدکننده و مخاطب پیام را تا حد زیادی از میان برده است. امروز این واقعیت در ورزش بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است، زیرا هر شهروند میتواند با انتشار یک تحلیل یا خبر، بر فضای عمومی اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، رسانه حرفهای نباید روابط عمومی مدیر باشد و مدیر نیز نباید رسانه را صرفاً هنگام بحران یا برای انتشار اخبار مطلوب خود بخواهد. رابطه درست، رابطهای مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی، نقد منصفانه و گفتوگو است.
یک پرسش اساسی ،چرا باشگاهی حاضر است میلیاردها تومان برای جذب یک بازیکن هزینه کند، اما برای تقویت ارتباط حرفهای با رسانهها و افکار عمومی برنامهای جدی نداشته باشد؟
رسانه میتواند نظریه مدیریتی یک مدیرعامل را به جامعه معرفی کند، برنامههای او را به چالش بکشد و فرصت دهد عملکردش پیش از قضاوت نهایی، برای افکار عمومی تشریح شود. این ارتباط، نه تضمین ماندگاری یک مدیر، بلکه ایجاد فرصت برای دیدهشدن، شنیدهشدن است.
از سوی دیگر، نباید میان اقناع افکار عمومی و بازی با افکار عمومی اشتباه کرد. رسانه حرفهای باید اطلاعات را در اختیار جامعه قرار دهد، نه اینکه جامعه را به سمت قضاوت از پیش تعیینشده هدایت کند.
مدیران عامل باشگاهها باید بدانند که میدانند، مدیریت، ماندگار نیست، کارنامه است که میماند. بنابراین شفافسازی درباره تصمیمها، برنامهها و مشکلات باشگاه، پیش از پایان مسئولیت، میتواند هم به سازمان و هم به اعتبار مدیریتی فرد کمک کند.
امروز رسانه یک بخش تشریفاتی مدیریت نیست بخشی از مدیریت است. مدیری که این واقعیت را زودتر درک کند، به جای جنگیدن با افکار عمومی، میتواند با آن و با نرمش گفتوگو کندو همین گفتوگو، شاید مهمترین سرمایه برای عبور از بحرانها و ساختن اعتماد باشد.مهرشاد عنبری










