تیر 17, 1400 | 8:50 ق.ظ
12946

راه‌حل:داور خارجی برای همه بازی‌ها

نخست نیوز – چند هفته مانده تا این لیگ تمام شود و اتفاقات عجیب یکی پس از دیگری پشت سرهم دارد می‌افتد. یک سوی قضیه سپاهان است که به ره دری می‌زند تا قهرمانی خارج از زمین را به نام خود بزند. داخل زمین سبز که انگار زورش به پرسپولیس نرسیده است. پس بیرون زمین دارد تمام تلاشش را می کند که ذهن مردم را با حرف‌های پوچی مثل گل فلان تیم مردود بود یا داورها به نفع یک تیم می‌گیرند سرگرم کند تا ناتوانی خودش را سرپوش بگذارد. این تلاش بی وقفه تا آنجا ادامه سافته است که اخراج درست شهاب گردان در بازی سایپا و ذوب آهن را هم به پرسپولیس ربط می‌دهد. عجیب نیست دو تیمی که در پایین جدول برای بقا می‌جنگند را به صدرنشین لیگ ربط داد؟ اما بازوی رسانه‌ای سپاهان این کار را کرده است. این البته روشی غیر قابل انکار و امتحان پس‌داده برای مواجهه با افکار عمومی است. گوبلز مسئول تبلیغات رایش سوم عقیده داشت که اذهان مردم را به ‌آسانی می‌توان با پروپاگاندا دستکاری کرد:«بیشتر مردم گرامافونی هستند که افکار عمومی را بازپخش می‌کنند. افکار عمومی را هم نهادهای افکار عمومی مثل مطبوعات، رادیو، مدرسه، دانشگاه و آموزش همگانی شکل می‌دهند.» به باور آنها، هدف پروپاگاندا باید توده‌ها باشد نه روشنفکران، در واقع پروپاگاندا باید عامه‎‌پسندترین چیز ممکن باشد. باید احساسات را برانگیزد نه منطق را. گوبلز در یادداشت‌های روزانه‌اش نوشت:«اساس پروپاگاندا ساده بودن و استفاده دائمی از تکرار است.» سادگی و تکرار واژه‌ها و نمادها رمز پروپاگاندا است.

سخنرانی‌ها باید ساده، کوتاه، با کلمات تند و تیز، متعصبانه و همیشه با اعتماد به نفس ایراد شوند. محتوایشان اغلب باید “ما” را در مقابل “آنها” قرار دهد. “ما” کسانی بودند که هیتلر نژادشان را “خالص” می‌دانست، ژرمن‌ها و آریایی‌ها. “آنها”، معمولا یهودیان بودند اما ممکن بود کمونیست‌ها، بُلشویک‌ها، سوسیالیست‌ها، کولی‌ها، هم‌جنس‌گرایان یا هر گروه دیگری باشند که او انتخاب می‌کند.

 

هیتلر سر سوزنی مقید به اخلاقیات نبود و هدفش ایجاد نفرت و ترس در مردم بود بنابراین راحت دروغ می‌گفت. او نوشت که «دروغ بزرگ بهتر از دروغ کوچک توده‌ها را متقاعد می‌کند چرا که توده‌ها خودشان اغلب در مسائل جزئی دروغ‌های کوچک می‌گویند اما از گفتن دروغ در ابعاد بزرگ شرمنده می‌شوند.» این روشی است که تئوری‌های آشنایش از سالهای دور جنگ جهانی دوم تا کنون هنوز کار می‌کند.

*

دقیق نمی‌دانم یحیی گل‌محمدی چرا دارد با خودش همچین کاری می‌کند. یک پنالتی را داور به اشتباه برای گل گهر نگرفته است و به یحیی و تیمش لطف کرده که بازی را مساوی نکرده است، اما او از کوره درمی‌رود و تا مرز اخراج از کنار زمین با داور درگیر می‌شود. داور اما به یک کارت زرد برای یحیی قناعت می‌کند. چرا واقعا؟ و چرای مهم‌تر اینکه داور به چچه دلیلی یحیی را اخراج نکرد. مربیان دیگر برای کمتر از این هم اخراج می‌شوند هم جریمه. سوالم این است که یحیی چه نیازی به این یقه‌درانی‌ها دارد؟ تیم او برده است. دارد برای پنجمین بار پیاپی قهرمان می‌شود، چه نیازی به داد و قال؟ رفتارهای او رفتار مربی بازنده است.
*

انگار دیگر نمی‌شود مماشات کرد. حالا که دوستان فدراسیون در آوردن وی ای آر ناتوانند، به نظرم بد نیست برای هفته‌های باقی‌مانده لیگ داور خارجی بیاورند. دست کم شبهه‌ها را تا حدی می‌توان برای قضاوت‌های مورد دار مرتفع کرد. به این شکل هم صدرنشین ناراضی است که در طول فصل کم ضرر ندیده از داوری، هم سپاهان که تیم دوم جدول است هم استقلال که دیگر امیدی به قهرمانی ندارد و برای سهمیه می‌جنگد،هم تیم‌هایی که دارند سقوط می‌کنند.راستی از سقوط گفتیم باید یادآوری کنیم که یکی از تیم‌های اصفهانی در حال رفتن به لیگ یک است. ذوب‌آهن که روزی در فینال لیگ قهرمانان آسیا بازی کرد دارد سقوط می‌کند. شاید ابزار این سقوط را هم همشهری‌اش سپاهان در یک هفته مانده به پایان بازی‌ها برایش مهیا کند. جالب است دیدن نبردی که برای یک شهر دوسر باخت است. سپاهان باید ببرد تا قهرمانی احتمالی‌ را به دست بیاورد،ذوب هم باید ببرد تا به لیگ یک نرود. خدا بخیر کند

راسا موتور

دیدگاهتان را بنویسید