نخست نیوز – اما نکته ظریف اینجاست که مذاکره موثر، زاییده قدرتی است که گاه در پشت میز مذاکره و گاه در عرصه میدان شکل میگیرد.
مطالبه خیابان و عملیات میدان، به ویژه در شرایط تهدید یا تجاوز، هرگز بهمعنای کنار گذاشتن دیپلماسی نیست، بلکه این ابزارها در چارچوب حفظ عزت ملی و بازدارندگی معنا مییابند. وقتی حاکمیتی نشان دهد برای حراست از منافع خود تا دفاع تمام عیار مسلحانه پیش میرود، وزن مذاکرات بعدی آنچنان خواهد بود که طرف مقابل ناگزیر از احترام به خطوط قرمز میشود.
تاریخ معاصر ایران نیز بارها نشان داده که در حساسترین برههها از دفاع مقدس تا جنگهای تحمیلی 12 و 40 روزه این حضور در میدان بود که دیپلماسی را از موضع کرامت تقویت کرد و اجازه نداد مذاکره به مسیری تحقیرآمیز منحرف شود.
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل روابط بینالملل، دوگانگیِ جنگ یا مذاکره است، در حالی که در رویکرد عقلانی و عزتجو، منافع ملی هدف است مذاکره و جنگ یا تهدید به آن، ابزاری برای رسیدن به این هدف راهبردی می باشد.
میدان به توان بازدارندگی و چانهزنی در مذاکره میافزاید و مذاکره از وقوع یا تداوم جنگی که هزینههای جبرانناپذیر دارد، جلوگیری میکند.
بنابراین قویترین سیاست راهبردی آن است که بتوان با حفظ اهرمهای قدرت و اشرافیت بر آن ، از درگیری تمامعیار و مستمر بپرهیزد و مطالبات ملی را از مسیر گفتوگو با سلاح قدرت تامین کند.
در نظام مبتنی بر عقلانیت و عزتجویی، هیچ دستاوردی بالاتر از حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی و ثبات و تقویت منافع ملی نیست. از این رو هرگونه مذاکرهای که بدون پشتوانه قوی میدانی صورت گیرد، به امتیازدهی یک طرفه تبدیل میشود و هرگونه اقدام نظامیای که بدون چارچوبی برای بازگشت به دیپلماسی طراحی شود، میتواند کشور را در باتلاق فرسایشی بیپایان و چه بسا ویرانگر گرفتار کند.
رمز ماندگاری و موفقیت در نظام بینالملل ،درک این حقیقت است که قدرت چانهزنی حاصل توانایی در هر دو عرصه نظامی و دیپلماتیک است.این همان مفهومی است که در سیاست خارجیِ کشورمان گاه از آن با عنوان مقاومت زنده و فعال یاد میشود یعنی آمادگی برای دفاع در برابر تجاوز، اما اولویتبندی گفتوگو برای جلوگیری از جنگ در این نگاه، مذاکره برای نجنگیدن است و میدان برای شرافتمندانهتر کردن آن مذاکره محسوب می شود.











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید