نخست نیوز – جوابِ صادقانه این است: به این زودیها نه.
تفاهمنامهای که چند هفته پیش با امید امضا شد، دوام نیاورد. تنگهی هرمز بسته میشود، باز میشود، دوباره بسته میشود. دلار بالا میرود، یکقدم پایین میآید، دوباره بالاتر میرود. این رفتوبرگشت، خودش دارد به ما چیزی میگوید که شاید دوست نداشته باشیم بشنویم: این جنگ تمامشدنی نیست، فرسایشی است.
جنگی، تمام میشود، که یک خط دارد؛ یک روزِ مشخص که منتظرش میمانی. جنگِ فرسایشی خط ندارد؛ فقط یک سرازیریِ آرام دارد.هرروز گرانی بیشتر، برقِ کمتر، امیدِ کمتر، بدونِ اینکه هیچوقت بهطور رسمی بگویند؛ امروز بدترین روز بود.
تحلیلگرها سه راه، جلوِی روی مان میبینند: یا همین کشوقوس ادامه پیدا کند، یا یکجا همهچیز بشکند، یا دوباره با پای لرزان برگردند، سرِ میز مذاکره.
اما هرکدام از این سه راه که پیش برود، یک حقیقت مشترک دارند: هیچکدامشان فردا اتفاق نمیافتد.
و همینجاست که باید تصمیم بگیریم چطور زندگی کنیم.اگر منتظرِ چند هفتهی دیگر تمام میشود، بمانیم، هر هفته دوباره ناامید میشویم.
اما اگر بپذیریم این راه، راهی طولانی است، میتوانیم برای آن برنامهریزی کنیم: برایِ کسبوکارمان، برایِ پساندازمان، حتی برایِ روحیهمان .
هیچکس تاریخِ دقیقِ خاموشیها را نمیداند، همانطور که هیچکس تاریخِ دقیقِ روشنشدنِ همیشگیشان را هم نمیداند.
اما یک چیز را میشود با اطمینان گفت:چراغی که امشب خاموش میشود، ممکن است فردا هم خاموش بماند.
این خاموشی ، تنها با یک چیز روشن میشود : با امید به توان ایرانی و با تدبیر ایرانی و عقلانیت مومنانه که همواره بن بست شکن بوده است. هر کدام مان باید مدیریت زندگی مان را با تدبیر کلان کشور همراه کنیم. نظام حکمرانی هم با عنایت به مردم و زندگی شان راه را به سوی روشنایی افزونتر ریل گذاری کند. درک درست شرایط، شرط موفقیت همه ماست. همه با هم می مانیم برای ایران تا ایران بماند برای ما.
علی خسروشاهی










