نخست نیوز – دکتر مهدی یاراحمدی خراسانی- جامعه، شبکهای از رابطهها، اعتمادها، ارزشها و احساس تعلقی است که افراد را به یکدیگر پیوند میدهد. یکی از مهمترین پایههای این پیوند، انسجام اجتماعی است؛ مفهومی که نشانه ظرفیت جامعه برای حفظ همبستگی، مدیریت تفاوتها و عبور از بحرانهاست. هرچه این سرمایه نیرومندتر باشد، جامعه در برابر بحرانها مقاومتر خواهد بود.
انسجام اجتماعی را نباید با یکسانسازی اندیشهها و رفتارها اشتباه گرفت. جامعه منسجم جامعهای نیست که در آنهمه یکسان فکر کنند؛ برعکس، جامعه سالم، تفاوت را به رسمیت میشناسد و برای تبدیل اختلاف به گفتوگو، سازوکارهای مدنی ایجاد میکند. انسجام زمانی شکل میگیرد که انسانها، باوجود تفاوت در نگرش و منافع، بتوانند دیگری را بهعنوان عضوی مشروع از جامعه بپذیرند و بر سر اصول مشترک زندگی جمعی توافق کنند.
در میان عوامل مؤثر بر انسجام اجتماعی، اعتماد جایگاهی بنیادی دارد. اعتماد، هزینه تعامل را کاهش میدهد و زمینه همکاری را فراهم میکند. هنگامیکه شهروندان به یکدیگر و به نهادهای اجتماعی اعتماد داشته باشند، مشارکت افزایش مییابد و افراد بیشتر مسوولیتپذیر میشوند. اما گسترش بیاعتمادی، رابطه میان افراد و نهادها را فرسوده میسازد. در چنین شرایطی، شایعه آسانتر از حقیقت منتشر میشود، سوءظن جای گفتوگو را میگیرد و هر گروه، دیگری را عامل مشکلات میپندارد.
عدالت اجتماعی نیز از ارکان اساسی انسجام است. نمیتوان از شهروندان انتظار داشت نسبت به جامعه احساس تعلق کنند، اما همزمان شاهد نابرابریهای گسترده، تبعیض یا توزیع ناعادلانه فرصتها باشند. عدالت تنها به درآمد و ثروت محدود نمیشود؛ دسترسی برابر به آموزش، سلامت، فرصتهای شغلی، مشارکت سیاسی، منزلت اجتماعی و امکان شنیدهشدن نیز بخشی از عدالت است. هرچه تجربه بیعدالتی عمیقتر شود، احساس تعلق کاهش مییابد و شکافهای اجتماعی بهتدریج به شکافهای هویتی تبدیل میشوند. در این میان، نهادهای آموزشی، بهویژه دانشگاه، مسوولیتی تاریخی دارند. دانشگاه نباید صرفا کارخانه تولید مدرک و نیروی متخصص باشد؛ بلکه باید میدان تمرین گفتوگو، مدارا و تفکر انتقادی باشد. دانشجوی امروز شهروند فرداست؛ جامعه فردا ظرفیت بیشتری برای حل مسالمتآمیز اختلافها خواهد داشت. آموزش شهروندی و تقویت فرهنگ گفتوگو، برای توسعه پایدار ضروری است.
رسانهها نیز در معماری انسجام اجتماعی نقشی تعیینکننده دارند. رسانه میتواند با برجستهکردن نفرت، ترس و شکاف، جامعه را قطبیتر کند یا با ارایه اطلاعات دقیق، شنیدن صداهای متنوع و گفتوگوی مسوولانه، به ترمیم اعتماد عمومی کمک نماید. رسانه حرفهای، اختلاف را پنهان نمیکند؛ بلکه آن را به مسالهای قابل گفتوگو تبدیل میسازد. جامعه برای حفظ انسجام، بیش از خبرهای هیجانانگیز، به حقیقت و اخلاق رسانهای نیاز دارد. انسجام اجتماعی در لحظات بحران خود را نشان میدهد. جامعهای که سرمایه اجتماعی بیشتری دارد، سریعتر بسیج میشود و از اعضای آسیبپذیر حمایت میکند. در مقابل، جامعهای که پیوندهای اجتماعی آن ضعیف شده است، حتی بحران محدود را با بیاعتمادی و تعارض تشدید میکند. بنابراین تابآوری ملی، به زیرساختهای اقتصادی و فنی وابسته نیست؛ بخش مهمی از آن در روابط انسانی و کیفیت اعتماد عمومی ریشه دارد.
امروز باید انسجام اجتماعی را یک هدف راهبردی بدانیم، نه شعاری اخلاقی. این انسجام با دستور ایجاد نمیشود؛ از تجربه روزمره عدالت، احترام، مشارکت و اعتماد ساخته میشود. اگر شهروند احساس کند دیده میشود، صدایش شنیده میشود و در سرنوشت جامعه سهم دارد، تعلق او عمیقتر خواهد شد. درنهایت، قدرت واقعی یک ملت فقط در میزان ثروت، فناوری یا توان نظامی آن خلاصه نمیشود؛ در توانایی انسانهایش برای کنار هم ماندن در روزهای دشوار نیز نهفته است. انسجام اجتماعی ستون پنهان تابآوری است؛ ستونی که اگر استوار باشد، جامعه میتواند از بحرانها عبور کند، اختلافها را مدیریت کند و آیندهای مشترک بسازد. ساختن این ستون، وظیفه دولت، دانشگاه، رسانه و تکتک شهروندان است.










