×
جدیدترین‌‌ها

از آتشِ جنگ تا پرچمِ عزت

  • کد نوشته: 148777
  • ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
  •   امیررضا رجبی، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق مشهد _ در تاریخ ملت‌ها، هیچ جنگی ابدی نبوده است.
    از آتشِ جنگ تا پرچمِ عزت
    نخست نیوز  -هر بحران بزرگی، حتی سخت‌ترین و طولانی‌ترین منازعات، سرانجام به نقطه‌ی پایان می‌رسد و پایان آن، غالباً از مسیر گفت‌وگو و مذاکره رقم می‌خورد. اما یک اصل را نباید فراموش کرد: *مذاکره همیشه هست، اما «به وقتش».* زمانی که ملت با انسجام، صبوری و ایستادگی، طرف مقابل را به پذیرش واقعیت واداشته باشد؛ نه زمانی که خستگی و تردید، دستاوردها را کم‌رنگ کند.
    آنچه پس از جنگ باقی می‌ماند، تنها متن توافق‌ها یا جابه‌جایی خطوط روی نقشه نیست؛ «احساس جمعی» یک ملت است. احساس پیروزی یا شکست، به نسل‌های بعد منتقل می‌شود و برای سال‌ها، گاهی برای قرن‌ها، بر اعتمادبه‌نفس ملی، امید اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و توان تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که پایانِ هر جنگ، از خودِ جنگ کم‌اهمیت‌تر نیست.
    تجربه‌ی تاریخی ما نیز گواه روشن این واقعیت است. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نمونه‌ای قابل تأمل است ،*ملت‌هایی که «می‌ایستند»، بعد از جنگ هم می‌توانند «بسازند».* ایستادگی، فقط یک مفهوم نظامی نیست؛ ریشه‌ی باور به آینده و توان ساختن است.
    از همین رو، نباید به پایان یافتن جنگ با «احساس شکست» رضایت داد. پایانِ تلخ و تحمیلی، اگر آرامشی کوتاه‌مدت بیاورد ، بهای سنگینی دارد؛ باید بدانیم نسل‌های بعد درباره ما قضاوت خواهند کرد: آیا از حق و خانه‌ی خود صیانت کردیم یا زیر فشار روایتِ تحمیل‌شده کوتاه آمدیم؟
    این سرزمین خانه‌ی ماست. هیچ بیگانه‌ای، اگر قدرتمند باشد و از هزاران کیلومتر دورتر آمده باشد، حق ندارد امنیت مردم را نشانه بگیرد و توقع داشته باشد اراده‌ی یک ملت فرو بریزد. سرخوردگی ناشی از پذیرش شکست، زخمی نیست که به این زودی‌ها التیام یابد؛ می‌تواند سال‌ها با ما بماند و فردا، فرزندان‌مان ما را بابت «ارزان تمام کردنِ عزت» سرزنش کنند.
    البته باید صادقانه گفت: مقاومت هزینه دارد. هیچ‌کس نباید دشواری‌ها و فشارهای ناشی از جنگ و تهدید را کوچک بشمارد. اما میان «هزینه‌ی مقاومت» و «هزینه‌ی تحمیل شکست» تفاوتی بنیادین وجود دارد. هزینه‌ی مقاومت، اگر با عقلانیت، وحدت و کارآمدی همراه شود، می‌تواند به سرمایه تبدیل شود. اما هزینه‌ی شکست، اغلب به زخم مزمنی بدل می‌شود که اعتمادبه‌نفس جمعی را می‌فرساید.
    در چنین روزهایی، نقش زیرساخت‌ها و نهادهای خدمت‌رسان معنایی فراتر از وظیفه‌ی اداری پیدا می‌کند. صنعت برق، ستونِ تاب‌آوری کشور است؛ ستونِ زندگی روزمره، تولید، درمان، آموزش، ارتباطات و امنیت.
    ما در شرکت توزیع نیروی برق مشهد خود را صرفاً *مسئول روشن ماندن چراغ‌ها نمی‌دانیم؛ مسئول «روشن ماندن امید»* نیز هستیم. پایداری شبکه توزیع، نگهداشت تجهیزات، آمادگی در شرایط اضطراری، مدیریت بار و مصرف و خدمت‌رسانی بی‌وقفه به شهروندان، بخشی از همان ایستادگی ملی است که پشتوانه‌ی هر تصمیم بزرگ و هر مذاکره‌ی عزتمندانه خواهد بود.
    و در پایان باید تأکید کنم: مذاکره زمانی سازنده و پایدار است که از موضع عزت و اقتدار ملی شکل بگیرد؛ اقتداری که از دلِ وحدت مردم، امید اجتماعی، و کارآمدی نهادها بیرون می‌آید. پایانِ جنگ باید به گونه‌ای رقم بخورد که ملت ایران احساس کند از حق خود دفاع کرده، سر خم نکرده، و آینده را ارزان نفروخته است.
     *به حول و قوه الهی کنار هم هستیم؛ همه با هم، برای ایران*
    برچسب ها

    سایر اخبار

    دیدگاهتان را بنویسید