به یاد عکاس خاطره ساز
نخست نیوز، حسین نخعی شریف_عکاس دوستداشتنی با موهای سپید و دندانهای طلاییرنگش و البته خندهای که همیشه بر لبانش بود.اصلا رویداد ورزشی بدون او انگاریک چیزی کم داشت .وقتی هم که صحبتش گل میانداخت آنقدر شیرین و جذاب صحبت میکرد که فراموش میکردی این چندمین بار است که داری این خاطره را از زبانش میشنوی.تمام سرمایهاش یک دوربین معمولی بود که همیشه همراهش بود. یک سونی سایبرشات قدیمی که چندین بارهم ضربه خورده بود اما دوربینش هم مثل خودش جانسخت بود و خم به ابرونمی آورد.
اوحدی عکس پانوراما میگرفت زمانی که اصلا اینگونه عکس شناختهشده نبود و جالبتر اینکه خودش را هم در گوشهای از عکس پس از چاپ،جا میکرد تا اثرش نشانگر هنرهای بیشمارش باشد.
پارکینگ خانهاش درخیابان تورج،پرعکس بود. عکسهایی که دنیاها حرف داشتند وانگار با توسخن میگفتند .از دوران کودکیاش گرفته تا روزهای انقلاب و مراسم اداری شرکت برق که او کارمندش بود تا مراسم و مسابقات ورزشی.
حافظهاش هم عالی بود و برای هر عکس، کلی داستان و خاطره داشت. وقتی از فولکس سبز قدیمیاش میگفت و چگونگی گواهینامه گرفتنش،آنقدر خوب صحنهها را توصیف میکرد که انگار داری یک فیلم سینمایی ،تماشا میکنی . بااینکه یک دختر و یک پسرش را ازدستداده بود و دلی داغدار داشت اما هیچگاه گله و شکایتی از زمانه نداشت .
وقتی استخدام شرکت برق شد قرار بود کنتور خوان باشد اما او عاشق عکاسی بود و با همان دوربین معمولیاش،دل رییسش را برد تا وظیفه عکاسی به او سپرده شود و چون عاشق عکس و عکاسی بود نه روز میشناخت و نه شب .حتی برای گرفتن یک عکس با آن امکانات محدود از درودیوار بالا میرفت تا عکس بهتری شکار کند. عکسهایی که حالا هریک جزو گنجینه ماندگار این شهرند.محمدباقر اوحدی علیرغم سفرهای بیشمار داخلی و خارجی عاشق مشهد و امام مهربانیها بود و همیشه میگفت:مُرده مشهد هستم، مُرده امام رضا و مرده زائران امام رضا. روحش شاد و یادش گرامی.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.