نخست نیوز : نهمین امام ما را لقب “جواد” است، بخشندگی در اوج. رفتاری که چون در زندگی ما به تکرار برسد، زندگی را نسقی نو خواهد بخشید. رابطه امت- امامت هممعنا و بروندادی عملی دارد نه اینکه بنشینیم و با هزار سال فاصله، خطوطی از زندگی آنان را بخوانیم و کتاب را به کناری نهیم و به دنبال کار خود برویم. باید بخوانیم و کار خود را با آن تنظیم کنیم. جامعهای که میداند “ملقب شدن پیشوای نهم شیعیان به جواد را به دلیل کثرت بخشش و احسان او به مردم” است نمیتواند در برابر دیگران، گره در ابرو بیندازد و دست خود را از یاریشان، مشت کند و کنار کشد. مردمانی که خواندهاند زمانی که امام جواد از سوی پدر به جود و سخاوت امر شده است نمیتوانند از این فضیلتهای اخلاقی، دست بشویند. ما میدانیم وقتی امام جواد در مدینه و پدرش در خراسان بود، اصحاب، ایشان را از درب فرعی خانه خارج میکردند تا با افراد کمتری مواجه شود که برای دریافت کمک گرد خانهاش تجمع میکردند. حضرت رضا(ع) در نامهای به فرزندش سفارش نمود تا به حرف کسانی که به او میگویند از درب اصلی رفتوآمد نکند، گوش ندهد. مینویسد: “هر وقت میخواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکه طلا و نقره همراه داشته باش. هیچکس از تو درخواستی نکند مگر اینکه چیزی به او بدهی. همچنین سفارش بستگان نزدیک را به او کرده بود.” پس باید سخاوت را بخشش را، داد و دهش را تمرین کنیم. صلهرحم را هم به کمک معنایی نو بخشیم. چنین است که میشود باور به امامت حضرت جواد را زندگی کرد. اینگونه است که رابطه ما در نظام امت- امامت صاحب مبنا میشود و الا اگر در شهادت امام به اندازی دریا اشک بریزیم امانگاهمان با مشرب ایشان غریبه بماند، بهرهای که باید را نخواهیم برد.











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید