نخست نیوز – فحاشی، توهین، تحریک هواداران رقیب و گاه انتقال تنشهای خارج از فوتبال به ورزشگاه، آرامآرام فرهنگ رقابت سالم را تحتالشعاع قرار داده است.فوتبال ایران در گذشته نیز رقابتهای سنگین و هواداران متعصب داشت، اما سوت پایان مسابقه پایان اختلافات بود. هوادار رقیب، دشمن تلقی نمیشد و حرمت ورزشگاه و خانواده فوتبال بیشتر رعایت میشد. امروز اما گاهی نتیجهگرایی و هیجان، چنان بر رفتار برخی تماشاگران سایه انداخته که اخلاق و جوانمردی قربانی چند دقیقه هیجان میشود.در این میان، محدودیتهای اعمالشده برای ورود برخی گروهها، بستهشدن دروازهها و کاهش حضور بخشی از تماشاگران نیز نیازمند بازنگری کارشناسی است.
امنیت ورزشگاه ضرورتی انکارناپذیر است، اما حذف هوادار یا محدودکردن حضور او، بدون برنامه فرهنگی و راهکار اصلاحی، نمیتواند درمان ریشهای باشد. همانگونه که نباید اجازه داد تنشها و مسائل خارج از فوتبال به سکوها منتقل شود.حاشیههای اخیر میان برخی چهرههای شناختهشده فوتبال، از جمله ماجرای خداداد عزیزی و امید عالیشاه، فارغ از جزئیات و روند حقوقی آن، بار دیگر ضرورت توجه به فرهنگ فوتبال را یادآوری میکند. مسئولیت حفظ اخلاق فقط بر عهده هوادار نیست، بازیکنان، مربیان، مدیران، رسانهها و نهادهای متولی نیز در شکلگیری فضای فوتبال نقش دارند.در فوتبالی که هزاران میلیارد تومان سرمایه در آن گردش دارد، آیا زمان آن نرسیده است در کنار برخورد انضباطی، از ظرفیت روانشناسان، جامعهشناسان، پیشکسوتان و متخصصان اخلاق ورزشی برای آموزش و پیشگیری استفاده شود؟ محرومیت و جریمه لازم است، اما کافی نیست.
هوادار باید بماند، اما بیاخلاقی نباید بماند ، تعصب باید به حمایت تبدیل شود، نه دشمنی. فوتبال زمانی سرمایه اجتماعی باقی میماند که رقابت در زمین باشد، احترام در سکوها و مسائل خارج از فوتبال نیز بیرون از ورزشگاه بماند.
مهرشاد عنبری










