نخست نیوز – روزهایی که از چند روز قبل درباره مسابقه حرف زده میشد، سکوها جان میگرفتند و فوتبال بخشی از هیجان و زندگی شهر بود.در قلب آن خاطرات، یک نام بیشتر از همه تکرار میشود: ابومسلم.نامی که برای بسیاری از مردم خراسان فقط نام یک باشگاه فوتبال نیست؛ بخشی از خاطرات جوانی، هویت ورزشی و غرور شهری آنهاست.سالها گذشت.ابومسلم از صحنه اول فوتبال ایران دور شد، سکوها خاموشتر شدند و نسلی از کودکان و نوجوانان مشهد بزرگ شدند بیآنکه آن شور و هیجان را آنگونه که پدرانشان تجربه کرده بودند، لمس کنند.اما قصه ظاهراً تمام نشده است.ابومسلم دوباره از دل همان خاطرات و از میان خاکستر سالهای سخت سر برآورده است.
فارغ از اینکه امروز نام این تیم در کدام لیگ و در کدام ردیف جدول نوشته شده، اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است: یکی از نامهای ریشهدار فوتبال ایران دوباره زنده شده و امروز پرچم فوتبال باشگاهی خراسان رضوی را در سطح ملی حمل میکند.شاید مهمترین اشتباه این باشد که ارزش این اتفاق را فقط با «لیگ دو یا لیگ سه» بسنجیم.ابومسلم بسیار بزرگتر از شماره لیگی است که امروز در آن بازی میکند.آنچه دوباره شکل گرفته، فرصتی برای احیای یک سرمایه اجتماعی است.هنوز کافی است تصویری از سکوهای ابومسلم منتشر شود تا خاطرات بسیاری زنده شود. هنوز رنگهای این تیم برای بخشی از مردم این شهر معنا دارد. هنوز هستند پدرانی که خاطره ابومسلم را برای فرزندانشان تعریف میکنند و هنوز هوادارانی هستند که پس از سالها دوری، حاضرند دوباره به ورزشگاه برگردند.این همان سرمایهای است که بسیاری از شهرها آرزوی ساختنش را دارند و با میلیاردها تومان نیز نمیتوان یکشبه آن را ایجاد کرد.ابومسلم آن را دارد؛ مردم را.اکنون اما سؤال مهم اینجاست:آیا قرار است بار دیگر این تیم را تنها بگذاریم تا چند نفر با امکانات محدود برای زنده نگهداشتن نامی به این بزرگی بجنگند؟یا این بار قرار است خراسان برای ابومسلم به میدان بیاید؟احیای واقعی این باشگاه از توان یک مدیر، یک مالک یا یک مجموعه خصوصی خارج است.
اگر قرار باشد ابومسلم دوباره به جایگاهی متناسب با تاریخ و ظرفیت اجتماعی خود برسد، نیازمند یکهمت جمعی و استانی است.استانداری، شهرداری، آستان قدس رضوی، اداره کل ورزش و جوانان، هیات فوتبال، نمایندگان مردم، صنایع و بنگاههای اقتصادی استان و بخش خصوصی، هرکدام میتوانند بخشی از این مسیر باشند.نه لزوماً با پول.یکی با زیرساخت.یکی با زمین تمرین.یکی با ورزشگاه.یکی با حمایت اقتصادی و اسپانسری.یکی با تسهیل امور.و دیگری فقط با برداشتن یک مانع از سر راه.اگر این قطعات کنار یکدیگر قرار بگیرند، آنچه امروز جوانه زده میتواند دوباره به یکی از مهمترین ظرفیتهای ورزشی و اجتماعی شرق کشور تبدیل شود.تصور کنیم دوباره روزی را که یکی از بزرگان فوتبال ایران برای مسابقه با ابومسلم وارد مشهد میشود.از چند روز قبل شهر درباره بازی حرف میزند.پیراهنهای سرخ و سیاه در خیابان دیده میشود.پدر دست فرزندش را میگیرد و راهی ورزشگاه میشود.جوان مشهدی بازیکنان شهر خودش را تشویق میکند و سکوهایی که سالها دلتنگ فوتبال بودهاند، دوباره جان میگیرند.این تصویر رؤیایی دستنیافتنی نیست.این شهر یکبار آن را زندگی کرده است.شاید امروز فوتبال خراسان در یکی از حساسترین مقاطع خود ایستاده باشد. نه به این دلیل که یک تیم باید از یک لیگ به لیگ بالاتر برود؛ بلکه به این دلیل که فرصتی برای بازگرداندن بخشی از هویت فوتبالی این استان به وجود آمده است.ابومسلم هنوز راه بسیار سختی در پیش دارد. قطعا مشکلات، کمبودها و اشتباهاتی هم خواهد داشت. حمایت از ابومسلم نیز نباید به معنای چشم بستن بر ضعفها یا کنار گذاشتن اصول حرفهای باشد.اما میتوان هم مطالبهگر بود و هم اجازه نداد این فرصت دوباره از دست برود.امروز نه زمان تقسیم کردن ابومسلم میان افراد و مجموعهها، بلکه زمان جمع شدن دور یک نام مشترک است.نامی که پیش از بسیاری از مدیران و مسوولان امروز وجود داشته و بعد از همه ما نیز میتواند باقی بماند.ابومسلم متعلق به یک نفر نیست.متعلق به یک نسل هم نیست.این نام، بخشی از حافظه فوتبال خراسان است.شعلهای که پس از سالها دوباره روشن شده، هنوز کوچک و آسیبپذیر است.اگر امروز دستبهدست هم بدهیم، شاید چند سال دیگر دوباره همان صحنهای را ببینیم که سالهاست مردم مشهد دلتنگش هستند:ورزشگاهی مملو از جمعیت،یک شهر در انتظار مسابقه،و ابومسلمی که دوباره برای خراسان میجنگد.این بار شاید وظیفه همه ما فقط یک چیز باشد:نگذاریم چراغی که بعد از سالها دوباره روشن شده، خاموش شود.ابومسلم از خاکستر برخاسته است؛حالا نوبت خراسان است که پشت آن بایستد.










