×
جدیدترین‌‌ها

چلۀ با هَم(۶)

  • کد نوشته: 146961
  • ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
  • نخستین تجربۀ فرمانداری‌ام در سال‌های پایانی دهۀ هفتاد، در حالی اتفاق افتاد که جامعه شیوه‌ای جدید در حکمرانی را تجربه می‌کرد. نگاهی نو پا به میدان گذاشته و شوقی بزرگ در دل مردم پدید آمده بود.
    چلۀ با هَم(۶)

    نخست نیوز – من در آستانه سی سالگی، به‌عنوان نخستین فرماندار بومی پس از انقلاب، در چنان وضعیتی انتخاب و منصوب شده بودم و بر خود تکلیف می‌دانستم شیوۀ حضور و مدیریتم نیز متناسب با همین حال و هوا باشد. نخستین کاری که انجام دادم، گشودن درهای فرمانداری به روی عموم بود. تا پیش از آن، رفت و آمد شهروندان به فرمانداری آسان نبود. من اما نمایندۀ اندیشه‌ای بودم که به‌راستی مردم را صاحبانِ اصیلِ کشور می‌دانست و حق حضور ایشان و رفت و آمدشان را در نهادهای حاکمیتی غیرقابل چشم‌پوشی می‌انگاشت. باز شدن راه تردد شهروندان به فرمانداری، آغاز راه مردمی‌سازیِ راستین در نهاد مدیریت عالی شهرستان بود. امیدوار بودم که می‌توانیم «با هَم» فکر کنیم و گره‌ها را باز نماییم. گفتنی‌ها در این‌باره فراوان است اما نکته‌ای را در این نوبت مرور می‌کنم.

    هنوز انتخابات شوراها در کشور برگزار نشده بود که به ذهنم رسید باید در شهرستان خودمان «پارلمان دانش‌آموزی» راه بیندازیم. در مدارس شوراهای دانش‌آموزی طراحی شد و برگزیدگان‌شان به عنوان اعضای پارلمان شهرستان تعیین شدند.
    اولین پارلمان‌دانش آموزی کشور راه اندازی شد. رئیس پارلمان دانش آموزی را به شورای اداری شهرستان دعوت کردیم تا در جلسات حضور داشته باشند. این کار موجب انتقال این پیام به متن جامعه شد که برای ساختن، از هیچ ظرفیتی نباید چشم پوشید و یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ما، دانش‌آموزان‌مان هستند. دانش‌آموزانی که به این ترتیب وارد چرخۀ مدیریت کلان می‌شوند و فرآیند جامعه‌پذیری‌شان معقول و منطقی طی خواهد شد. آن روزها به این فکر می‌کردم که سرمایۀ اجتماعی‌مان را نیز باید «با هَم» بسازیم.

    برچسب ها

    سایر اخبار

    دیدگاهتان را بنویسید