فروردین 10, 1405 | 7:26 ب.ظ
148514

هفت کلید تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی

به گزارش نخست نیوز،
دکتر حسین چناری
مدرس دانشگاه و مشاور امور آموزشی  

تصمیم‌گیری یک فرآیند پویا در هر جنبه از زندگی انسان‌ها است. از انتخاب‌های روزمره تا تصمیمات استراتژیک، هر تصمیم اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی ما دارد. اما در شرایطی که مواجه با پیچیدگی و عدم‌قطعیت هستیم، تصمیم‌گیری با چالش‌های خاصی روبرو می‌شود. در این شرایط، نیاز به رویکردهای خاص و متفاوت در فرآیند تصمیم‌گیری احساس می‌شود. یافتن بهترین شیوه تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی می‌تواند به ما کمک کند تا تصمیمات مؤثرتری بگیریم. این می‌تواند شامل استفاده از تکنیک‌های تحلیلی، گردآوری اطلاعات کافی، مشورت با افراد متخصص و تجربه‌دار، و توسعه استراتژی‌های انعطاف‌پذیر برای مدیریت بحران باشد. همچنین، توانایی پذیرش ریسک، ارزیابی انتخاب‌های مختلف و تمرکز بر روی اهداف بلندمدت نیز جزء عوامل مهم در این فرآیند محسوب می‌شوند.
بهترین تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی نیاز به یک سری کلیدهای خاص دارد. هفت کلید تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی به شرح زیر است:
۱. تحلیل دقیق: درک دقیق از شرایط و عوامل موجود اولین گام در تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده است. تجزیه و تحلیل دقیق موقعیت، ارزیابی مزایا و معایب هر گزینه، و تجربه گذشته می‌تواند به افراد کمک کند تا تصمیمات خود را بر اساس اطلاعات کامل‌تری بگیرند.
۲. استفاده از منابع: مشورت با افراد متخصص و تجربه‌دار، استفاده از داده‌های موجود و منابع قابل اعتماد، و استفاده از روش‌های تحلیلی می‌تواند در فرآیند تصمیم‌گیری کمک کننده باشد.
۳. انعطاف‌پذیری: انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری بسیار اهمیت دارد. توانایی تغییر در رویه‌ها، بازنگری تصمیمات، و اعمال تغییرات در صورت نیاز می‌تواند به افراد کمک کند تا بهترین راه‌حل را پیدا کنند.
۴. مدیریت ریسک: درک و مدیریت ریسک‌های مرتبط با هر گزینه، از جمله قابلیت‌های مهم در تصمیم‌گیری است. ارزیابی دقیق احتمال وقوع ریسک‌ها و پیدا کردن راهکارهای متناسب برای کاهش آن‌ها اهمیت دارد.
۵. تمرکز بر اهداف: در تصمیم‌گیری، اهداف و مسیرهای طولانی‌مدت باید در نظر گرفته شوند. انتخاب راهکارها و گزینه‌هایی که با اهداف بلندمدت هماهنگی دارند، می‌تواند به‌طورقابل توجهی به بهبود نتایج تصمیم‌گیری کمک کند.
۶. تمرکز بر نقش‌های محوری: یک کشتی، دارای یک کاپیتان است که یک فکر دارد. کاپیتان‌های یک شرکت بزرگ پیچیده و مدرن اگر صدها نفر نباشند حداقل ده‌ها نفرمی‌باشند. به کار گماری این رهبران کلیدی به‌گونه‌ای که بتوانند شرکت را در شرایط تغییر هدایت کنند چالش بزرگی برای اغلب شرکت‌ها است. اولین قدم این است که تعیین شود چه کسی عهده‌دار نقش‌های کلیدی سازمان است. برخی شرکت‌ها ممکن است فقط چند نفر را جهت ایفای این نقش‌ها انتخاب کنند، برخی نیز ممکن است نقش‌های کلیدی را به ۲۰، ۱۵۰ یا حتی تعداد بیشتری از افراد بدهند. از سوی دیگر، هر چه این رقم کمتر باشد، متمرکز کردن ارتباطات لازم جهت اخذ تصمیمات مهم به صورت مؤثر و مشترک آسان‌تر خواهد بود. اما از طرف دیگر، تعداد این افراد باید آنقدر باشد که افراد تصمیم‌گیرنده بتوانند به‌طورمشترک به طیف کامل دانش موجود در افراد شرکت و روابط‌شان با سایر سازمان‌ها دسترسی داشته باشند. البته، پوشش کامل هرگز به دست نمی‌آید، از آنجا که تصمیم‌گیری در شرایط ناپایدار نیاز به بحث‌های سنجیده در میان طیف وسیعی از افراد در کل سازمان دارد، وجود فرآیندها و پروتکل‌های مشخص برای رسیدگی به اموری از این دست بسیار ضروری است.
۷. تصمیم‌گیری به موقع: بیشترین بخش هنر تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی توانایی زمان‌بندی صحیح است. اگر بیش از حد تعلل کنید، ممکن است هزینه‌های فرصت بالا برود، هزینه‌های سرمایه‌گذاری افزایش یابد و در نهایت می‌تواند به ضرر منتهی شود. اما در عین حال، اخذ زودهنگام تصمیمات بحرانی نیز می‌تواند به انتخاب‌های نامناسب یا ریسک‌های فراوان بیانجامد. همچنین، اخذ تصمیمات شتاب‌زده تحت فشار زمانی یا تنگنای اقتصادی ممکن است فضای کمی ‌برای بررسی جزئیات درباره موضوع بدهد. در ذیل چند راه‌حل ارائه می‌شود تا توسط آن شرکت‌ها بتوانند توانایی مدیریت‌ زمان را به صورت قاطعانه به دست آورند و به این ترتیب مزیت رقابتی کسب کنند.
الف. حل مسائل بحرانی: بیشتر شرکت‌ها، خود را اغلب درگیر مسائل داخلی می‌کنند، مثلاً ایجاد واحد جدید در شرکت، خارج کردن بخشی از دارایی شرکت یا تعدیل نیرو. اما کار سخت‌تر پرداختن به فرصت‌ها و تهدیدهایی است که از مسائل خارجی مثل تغییر تقاضا، رفتار رقابتی، ساختار صنعتی قوانین و محیط اقتصاد خرد بر می‌خیزد. یک تیم کوچک از مدیران منتخب باید تمام این مسائل را بررسی کنند، آن‌هایی که واقعاً بحرانی هستند را مشخص کنند و آن‌ها را جهت پیگیری به واحدهای مربوط بسپارند.

ب. انجام تمهیدات لازم: اگر به مسائل بحرانی به موقع پرداخته شود، اغلب زمان کافی وجود خواهد داشت که بتوان از روش‌های حل بحران در تصمیم‌گیری تحت شرایط ناپایدار استفاده نمود.

به عنوان مثال، روش درخت تصمیم‌گیری می‌تواند به مدیران کمک کند تا به ساختاربندی و ترتیب‌گذاری تصمیماتشان بپردازند. مدل‌سازی احتمالی نیز برای درک نتایج پیامدهای اقتصادی، مفید است. تقسیم‌بندی تصمیمات بزرگ به تصمیمات کوچک‌تر که به خوبی ترتیب‌گذاری شده باشند به سازمان کمک می‌کند تا بدون تحمل ریسک‌های زیاد حرکت کنند. همچنین، تدوین سناریو باعث می‌شود که در مورد مسائل بحرانی، چشم‌انداز داشته باشید.

ج. تغییر شکل تصمیم‌گیری: داشتن همراستایی در میان تصمیم‌گیرنده‌های محوری سازمان مستلزم این است که آن‌ها زمانی را به هم اختصاص دهند (حضوری، تلفنی یا به شکل ویدئو کنفرانس) تا بتوانند به مسائلی که در جریان است بپردازند، اطلاعات رد و بدل کنند، مسائل را به بحث بگذارند و تصمیمات به موقع بگیرند. تنها راه تحقق این امر، طراحی مجدد برنامه شرکت‌ها همگام با فرآیندها و پروتکل‌های شرکت است تا مشخص شود جلسات چگونه باید هدایت شوند.

د.‌ تجدیدنظر در فرآیند بودجه‌بندی شرکت: داشتن برنامه‌ریزی و فرآیند بودجه‌بندی متفاوت است که مستلزم تصمیم‌گیری در زمان مقتضی است. اما مهم است که بدانیم چرا داشتن بودجه سالانه مهم است: در این صورت، اختیار عمل مدیران و کارمندان بیشتر خواهد بود.

 

 

راسا موتور

دیدگاهتان را بنویسید