نخست نیوز – برای یافتن پاسخی روشن، بیآنکه درگیر تشریفات اداری شوم، به سراغ دکتر محسن باقریان رفتم، استاد برجسته دانشگاه علوم و تحقیقات، دکترای مدیریت ورزش و مدیری نامآشنا در هیأتمدیره باشگاههای پرسپولیس، سایپا و دیگر مجموعههای بزرگ ورزشی کشور. دکتر باقریان که کارنامهای سرشار از اندیشههای نوین و نظریههای مدرن در مدیریت ورزش دارد، در گفتوگویی صریح به نکات کلیدی از تجربههای مدیریتی خود اشاره کرد. او از آخرین حضورش در باشگاه سایپا گفت ،جایی که در قامت عضو هیأتمدیره، ناگهان جای خود را به فردی با سابقه نظامی داد.
مقایسه میان یک نظریهپرداز و محقق ورزشی که در میدان تجربه نیز خدماتی ارزشمندی را در ورزش خلق نمود، با مدیری از حوزهای کاملاً متفاوت، خود نشانهای آشکار از تصمیمی عجولانه و بهدور از منطق بود. به باور ایشان، ورزش ایران امروز در دریایی پرتلاطم قرار دارد. هدایت کشتی باشگاهها باید به دست ناخدایانی سپرده شود که هم تجربه عبور از طوفانهای مدیریتی را داشته باشند و هم مجهز به دانش روز ورزش باشند. در غیر این صورت، سپردن مدیریت به افراد فاقد تخصص چیزی جز بحران، تنش و اتلاف سرمایههای ملی در پی نخواهد داشت. دکتر باقریان همچنین به نکتهای بنیادین اشاره کرد، ابهام در جایگاه واقعی وزارتخانهها در قبال ورزش کشور.
با هر تغییر دولت، وزرایی بر مسند کار مینشینند که یا شناخت کافی از ورزش ندارند، یا اولویت شان اصلاح ساختار ورزش نبوده و یا اصلا برنامهای مشخص برای راهبرد و نظارت بر باشگاهها ارائه نمیکنند. نتیجه این چرخه معیوب چیزی جز فرصتسوزی، ایجاد رانت و از بین رفتن استعدادهای ورزشی کشور نبوده است. او یادآور میشود که کارشناسان ارشد ورزش بارها برای اصلاح ساختار باشگاهداری پیشنهادهای علمی و عملی ارائه کردهاند، اما این پیشنهادها یا به اجرا درنمیآید یا به فراموشی سپرده میشود. نظام جامع باشگاه داری نمونه ی بارزی از این دست می باشد که در هاله ای از محاق مانده است.
با پاسخی برای این پرسش که ،چرا چنین طرحهایی عملی نمیشود؟ شاید تنها پس از پایان دوران مسئولیت وزرای ورزش قابل دریافت باشد. تحلیل روند باشگاه های ورزشی در سال های اخیر، بیانگر آن است که صرف دسترسی به ذخایر و ثروت های هنگفت ملی، نمی تواند ضامن موفقیت باشگاه ها بوده و گواه این امر نتایج ضعیف باشگاه ها و تیم های مطرح ورزشی وابسته به آن ها در سالهای اخیر است، جایی که فقدان دانش مدیریت و ثبات آن، توام با چاشنی بی کفایتی مدیران، این نتایج ناگوار را در بر داشته است. با این همه، یک نکته مسلم است، ورزش ایران نیازمند رنسانسی جدی در مدیریت است.
رنسانسی که تنها با بهرهگیری از دانش و تجربه چهرههایی همچون دکتر محسن باقریان میتواند شکل گیرد و امیدی تازه برای آینده صنعت ورزش کشور ایجاد کند. زمان به سرعت در گذر است و سرمایههای ملی در اختیار مدیرانی قرار میگیرد که نه تحصیلات مرتبط دارند و نه تجربه مدیریت باشگاهداری. اگر این روند اصلاح نشود، ورزش ایران در گرداب آزمون و خطا گرفتار خواهد شد، آزمونی پرهزینه که جز اتلاف سرمایههای ملی و خدشهدار شدن نام و آوازه ایران در آسیا ثمری نخواهد داشت.
مهرشاد عنبری











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید