نخست نیوز – علی عدالتیان – اگر امروز عید قربان گاهی در بستهبندیهای شیک و تراکنشهای بانکی برای خیریهها خلاصه میشود. اما در حافظهی تاریخی ما این عید گرهخورده با میدانهای خاکی صدای بعبع گوسفندها و سفرههای پهنی بود که بوی گوشت نذری اش تا خانههای همسایه میرفت.
قدیمترها قربانی کردن یک آیین جمعی بود. از یک هفته مانده به عید پیرمردهای محله در حال رایزنی برای خرید گوسفند بودند. خرید گوسفند آداب داشت گوسفندی که میخریدند باید بیعیبونقص میبود. صبح روز عید میدان کوچک محله تبدیل به کانون همبستگی میشد. مردها دور هم جمع میشدند با صلواتهای بلند قربانی را آماده میکردند و نکتهی کلیدی اینجا بود که گوشت حاصل از این قربانی در انحصار یک خانواده باقی نمیماند.
آن روزها رسم بود که بخشی از گوشت قربانی به رسم همسایگی و برای کمک به نیازمندان میان اهالی محل توزیع شود. این سنت فرصتی بود تا دلها به هم نزدیکتر شود و حس همبستگی در جامعه تقویت گردد. تقسیم گوشت نه فقط یک عملِ فیزیکی که نمادی از تقسیم شادی و همدلی بود. در آن دوران بیشتر کسانی که اقدام به قربانی میکردند تمام هزینهها را خودشان بر عهده میگرفتند و خبری از واریزهای جمعی یا اتکای گسترده به کمکهای دیگران نبود این خود گواهی بر توان مالی و اعتقاد قلبی بیشتر مردم به این سنت بود.
امروز اما با وجود پیشرفت ابزارها و راحتی کار آن طعم خوش همبستگی در بسیاری از محلات کمرنگ شده است. امروز با توجه به مشکلات اقتصادی و گرانی سرسامآور توان مالی بسیاری از خانوادهها برای انجام قربانی کاهش یافته است. سنت دیرینهی تقسیم گوشت قربانی چه به شکل سنتی و چه حتی در قالب بستهبندیهای امروزی تا حد زیادی به حاشیه رفته است. در بسیاری از محلهها دیگر کمتر شاهد این سنت پربرکت هستیم و اگر هم قربانی انجام شود، اغلب گمنام باقی میماند و اثری از آن همدلی عمومی و تقسیم گوشت میان همسایگان و نیازمندان دیده نمیشود. بسیاری حتی توان مالی لازم برای انجام خود قربانی را نیز ندارند. حالا بیشتر ترجیح میدهند پولش را واریز کنند و خیالشان راحت باشد که قربانی انجام شد. درست است که کارها سریعتر شده اما آن «خونشریکی» و آن «پیوند عاطفی» که با تقسیم گوشت میان همسایه و نیازمندان ایجاد میشد تا حد زیادی کمرنگتر شده است.
عید قربان در قدیم فقط قربانی کردن یک حیوان نبود قربانی کردن «منیت» و «تکروی» بود. شاید بد نباشد امسال فارغ از هر روشی که برای قربانی انتخاب میکنیم به آن روزهای ساده برگردیم. به روزهایی که اگر قربانی میکردیم بوی کباب خانهی ما، یادآور نیازی بود که شاید در همسایگیمان وجود داشت و ما با این کار سهمی در رفع آن ایفا میکردیم. بیایید این عید دوباره همسایگی و مراعات حال دیگران را فدای سرعت و سهولت زندگی مدرن نکنیم.











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید