نخست نیوز – علی خسروشاهی – در این میان، اظهارنظر برخی مداحان و طیفهای تندرو، که گاه تفاهم را «حرام» یا نشانه «تسلیم» میخوانند، بخشی از این فضاست . این صداها یادآور فضای مخالفت با برجام در سال ۲۰۱۵ است .بااینحال، آنچه این بار متفاوت به نظر میرسد، واکنش سطوح بالای نظام است. رهبری با صدور پیامی، ضمن اعلام حمایت مشروط از تفاهم ، بر «تولید ناامیدی در مردم» بهعنوان خدمت به دشمن تاکید کرده و بهنوعی تندروها را به حاشیه راندهاند . این پیام، که با حمایت سران قوا همراه شده، خط قرمز جدیدی را مشخص کرده است؛ وحدت ملی و جلوگیری از ایجاد شکاف در جامعه .
برای جلوگیری از «نفاق» و دوقطبی شدن جامعه در این مسیر، چند نکته کلیدی است: پذیرش تفاهم بهعنوان یک «اقتضای عقلانی»: همانطور که برخی از مدیران نظام میگویند، «اتاق جنگ مذاکره با اتاق جنگ میدان یکی است». مخالفت با یک توافق، بهویژه هنگامیکه از بالاترین سطح نظام تایید شده، نباید بهانهای برای تخریب نظام یا تضعیف تیم مذاکرهکننده باشد.
تفکیک نقد از تخریب: جامعه نیازمند فضایی است که نقد کارشناسی را از اتهام زنی و ایجاد یاس تفکیک کند. ترویج «بدبینی» در میان مردم، دقیقا همان هدفی است که دشمن در پی آن است . تمرکز بر منافع ملی: همچنان که اقتصاد و آرامش روانی جامعه در گرو کاهش تحریمها و پایان جنگ است، باید پذیرفت که این تفاهم، یک «پیروزی» یا یک «ضرورت» اجتنابناپذیر برای خروج از فشارهای اقتصادی است . سنجه نهایی برای همگان، نه شعارها که بهبود معیشت و کاهش التهاب در کشور خواهد بود .
در پایان، نتیجهگیری این است که اصرار بر ایجاد تفرقه و القای ناامیدی در چنین شرایط حساسی، نهتنها کمکی به منافع ملی نمیکند، بلکه مصداق بارز همراهی با دشمن در ایجاد «شکاف» و «یاس» در جامعه است. راه عقلانی، تمکین به مصلحت نظام و حفظ وحدت برای عبور از این برهه تاریخی است.










