نخست نیوز – از منظر «بهرهبرداری»: تمرکز بر بهبود کارآیی، کاهش هزینهها و بهرهوری بیشتر، استفاده از دانش و منابع موجود برای بهینهسازی فرآیندها و تمرکز بر بازارها و محصولات فعلی، و از منظر «اکتشاف»: جستوجوی فرصتهای جدید، نوآوری و توسعۀ محصولات یا خدمات جدید، پذیرش ریسکها و آزمایش ایدههای نو ، ورود به بازارهای جدید و یا ایجاد مدلهای کسبوکار جدید، راهبردهایی است که مدیران در سازمانهای دوسوتَوان به آن توجه دارند.
کتاب «سازمانهای دوسوتوان» به قلم دکتر محسن گلپور با یک مسئله اساسی در مدیریت امروز آغاز میشود: در جهانی که تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فناوری با سرعتی فزاینده در حال وقوع است، کشورها و سازمانها چگونه میتوانند خود را با تغییرات سازگار کنند، عملکرد موجود خود را حفظ و بهبود دهند و همزمان برای ساختن آینده آماده شوند؟
نویسنده برای پاسخ به این پرسش، ابتدا با نگاهی به تجربه جوامع و تمدنها در طول تاریخ، نقش عواملی همچون شایستگی رهبری و حکمرانی، مدیریت منابع، نوآوری و سازگاری، انسجام اجتماعی، آموزش و توانایی مواجهه با تهدیدهای داخلی و خارجی را بررسی میکند.
هدف از این بررسی، صرفاً مرور تاریخ نیست؛ بلکه استخراج الگوهایی است که بتواند در فهم مسائل امروز کشورها و سازمانها مورد استفاده قرار گیرد.
از نگاه کتاب، همانگونه که تمدنها و حکومتها در صورت ناتوانی در تشخیص تغییرات و اصلاح بهموقع ساختارها و رویکردهای خود در معرض افول قرار گرفتهاند، سازمانها نیز نمیتوانند با اتکا به شیوههای گذشته، در محیطی متغیر به فعالیت خود ادامه دهند. تغییر نیازهای مشتریان، ظهور فناوریهای جدید، دگرگونی مدلهای کسبوکار، افزایش رقابت، تغییر مهارتهای مورد نیاز نیروی انسانی و تحولات محیطی، سازمانها را ناگزیر میکند که هم توان اداره مؤثر وضعیت موجود را داشته باشند و هم ظرفیت لازم برای کشف و ایجاد فرصتهای آینده را توسعه دهند.
بر همین اساس، کتاب در فصلهای نخست، تصویری از روندهای جهانی و تحولات حوزههای حکمرانی، سیاسی و اقتصادی ارائه میکند و با بررسی تجربه کشورهایی مانند چین و نمونههایی از کشورهای منطقه، نقش سیاستگذاری، مدیریت و عملکرد دولتها را در ایجاد بسترهای توسعه و نوآوری مورد توجه قرار میدهد. این بخشها میکوشند به مدیر و تصمیمگیرنده نشان دهند که تغییرات محیطی چگونه شکل میگیرند، چه پیامدهایی برای سازمانها دارند و چرا شناخت محیط، پیششرط تصمیمگیری مؤثر است.
در ادامه، کتاب به موضوع «مدیریت تغییر» میپردازد و مقاومت در برابر تغییر و عوامل مؤثر بر ناتوانی سازمانها در مواجهه با تحولات را بررسی میکند. معرفی یک مدل معتبر مدیریت تغییر در این بخش، جنبه کاربردی کتاب را تقویت میکند و به مخاطب امکان میدهد تغییر را نه صرفاً بهعنوان یک مفهوم نظری، بلکه بهعنوان فرایندی قابل شناخت و مدیریت در سازمان مورد توجه قرار دهد.
محور اصلی کتاب، مفهوم «سازمان دوسوتوان» است. سازمان دوسوتوان سازمانی است که میتواند دو قابلیت را بهصورت همزمان در خود ایجاد و مدیریت کند: از یک سو، بهرهبرداری مؤثر از منابع، دانش، بازارها و ظرفیتهای موجود و از سوی دیگر، اکتشاف، نوآوری و ایجاد فرصتهای جدید. اهمیت این مفهوم در آن است که سازمان را از انتخاب میان «حفظ وضع موجود» و «حرکت به سوی آینده» خارج میکند و به دنبال ایجاد توانمندی برای انجام هر دو در کنار یکدیگر است.
از منظر کاربردی، کتاب میتواند به مدیران کمک کند تا سازمان خود را از منظر میزان آمادگی برای تغییر، ظرفیت نوآوری، نحوه استفاده از منابع موجود و توانایی شناسایی فرصتهای آینده مورد بازنگری قرار دهند. همچنین، مفاهیم و چارچوبهای ارائهشده میتوانند در تصمیمگیری درباره اصلاح ساختارها، مدیریت تغییر، توسعه قابلیتهای سازمانی، تقویت خلاقیت و نوآوری و ایجاد تعادل میان فعالیتهای جاری و برنامههای آینده مورد استفاده قرار گیرند.
در بخش مربوط به ویژگیهای سازمانهای دوسوتوان، کتاب به موضوعاتی مانند فاصله گرفتن از الگوهای صرفاً سنتی، بازنگری در مفروضات موجود، تقویت پرسشگری، تشویق تفکر خارج از چارچوب و ایجاد زمینه برای بروز خلاقیت و نوآوری میپردازد. بنابراین، مخاطب صرفاً با تعریف یک مفهوم مدیریتی مواجه نیست، بلکه با مجموعهای از رویکردها و ویژگیهایی آشنا میشود که میتواند مبنای ارزیابی و بازطراحی شیوه مدیریت سازمان قرار گیرد.
یکی از ویژگیهای کاربردی کتاب، پیوند میان مطالعات تاریخی و جهانی با تجربه عملی مدیریت سازمانهای پیچیده است. نویسنده با تکیه بر سی سال تجربه مدیریتی، تلاش کرده است مباحث مطرحشده را از سطح نظری فراتر برده و به مسائلی نزدیک کند که مدیران در محیط واقعی سازمان با آنها مواجهاند؛ از جمله مقاومت در برابر تغییر، حفظ عملکرد جاری، ضرورت نوآوری، تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت و آمادهسازی سازمان برای آینده.
در مجموع، «سازمانهای دوسوتوان» را میتوان یک کتاب کاربردی برای مدیرانی دانست که با مسئله تغییر و آینده سازمان مواجهاند و به دنبال آن هستند که ضمن حفظ کارایی و دستاوردهای امروز، ظرفیت لازم برای نوآوری و حرکت به سوی فرصتهای فردا را نیز ایجاد کنند.
نویسنده تلاش میکند یک چارچوب فکری و کاربردی در اختیار مدیران قرار دهد تا بتوانند محیط پیرامون خود را بهتر بشناسند، ضرورت تغییر را بهموقع تشخیص دهند، موانع تغییر را شناسایی کنند و سازمان را به سمت ساختاری منعطفتر، نوآورتر و آمادهتر برای آینده هدایت کنند.
از این منظر، دستاورد اصلی کتاب، ارائه پاسخی به یک دوگانگی مهم در مدیریت است: چگونه میتوان بدون از دست دادن توانمندیها و مزیتهای فعلی، همزمان برای آینده نیز ظرفیتسازی کرد؟ مفهوم سازمان دوسوتوان، پاسخی است به همین نیاز و کتاب تلاش میکند این مفهوم را از سطح نظریه به سطح نگاه مدیریتی و کاربرد سازمانی نزدیک کند.
کتاب «سازمانهای دوسوتوان» نوشته دکتر محسن گلپور در ۳۶۸ صفحه را نشر بهشت رهسپار بازار کتاب کرده است.
جواد لگزیان










