راهنمای کنترل استرس و حفظ آرامش در زمان حملات جنگی
به گزارش نخست نیوز،
فائزه شاهمنصوری
اولازهمه، مراقب خودت باش
در شرایط بحران، مغز ما به حالت “بقا” میرود و ممکن است با اضطراب، تپش قلب یا افکار هولناک روبهرو شویم. اما درست در همین لحظات، تمرکز بر تنفس، زمینگیر نکردن خود با اخبار لحظهبهلحظه و سادهسازی برنامهی روزانه، مثل آب بر آتش استرس عمل میکند.
سهگام ساده برای خودتنظیمی روانی:
نفس عمیق بکش. (۴ ثانیه دم – ۴ ثانیه نگهداشتن – ۴ ثانیه بازدم)
بدن تو حس کن. با تکان دادن انگشتان، ماساژ گردن یا حتی قدم زدن در فضای محدود.
ارتباط بگیر. با یک دوست، خانواده یا حتی دفترچهی یادداشت؛ حرف بزن، بنویس یا صدای خودت را ضبط کن.
کودکان: آیینهی احساسات ما هستند
کودکان متوجه همهچیز میشوند، حتی اگر زبانش را ندانند. در سکوت و نگاهشان، پرسشهای بیجواب موج میزند. اولین قدم، این است که احساس امنیت را به آنها منتقل کنیم، نهفقط با کلمات، بلکه با رفتار آرام خودمان.
پیشنهادهای ساده ولی موثر:
به زبان ساده برایشان توضیح بده چه اتفاقی افتاده، اما با اطمینان و امید همراهش کن.
بازیهای فیزیکی مثل بغل کردن، لمس آرام یا بازی با اشیا نرم ، کمک زیادی به تخلیه استرس کودک میکند.
اجازه بده احساساتش را بیان کند ، حتی اگر با گریه یا عصبانیت باشد. فقط کنارش بمان، نه اینکه او را اصلاح کنی.
سالمندان: تاریخنگاران روزگار ، با قلبهایی حساس
سالمندان معمولا باتجربههای تلخ گذشتهشان ، حساستر و آسیبپذیرترند. تنهایی، حس بیپناهی یا حتی احساس “بار بودن” برای خانواده، آنها را در سکوتی سنگین فرومیبرد.
با این چند روش ، دلشان را گرمتر کن:
با آنها حرف بزن، خاطره تعریف کن ، از تجربیاتشان بپرس.
اگر توان جسمیشان اجازه میدهد، در کارهای ساده همراهشان کن تا احساس مفید بودن داشته باشند.
مراقب مصرف دارو، خواب و تغذیهشان باش. بحران، سیستم ایمنی بدن را هم تحتتأثیر قرار میدهد.
در پایان…
ما نمیتوانیم صدای آژیرها را خاموشکنیم، اما میتوانیم صدای قلبمان را بشنویم؛ با آرامش، آگاهی و مهربانی. هر رفتاری که برای مراقبت از خود و اطرافیانمان میکنیم، یکقدم بهسوی بقا و معناست.
در دل جنگ هم میتوان انسان ماند… حتی اگر دنیا در حال فروپاشی باشد.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.