به گزارش نخست نیوز ،
روه علم و پیشرفت؛ جهانی را تصور کنید که در آن بیشترین همدلی را از یک ربات میگیرید، مشاورتان هوش مصنوعی است، و شریک عاطفیتان تنها چند خط کد است. این ایده علمی-تخیلی دیگر دور از دسترس نیست.هوش مصنوعی با وعدههایی چون کاهش هزینهها و افزایش دسترسی، وارد این عرصه شده است. اما آیا میتوان به یک چتبات اعتماد کرد تا درک عمیقی از احساسات انسانی داشته باشد؟ آیا جایگزینی تعامل انسانی با الگوریتمها، ما را به سوی جامعهای سرد و بیاحساس سوق نمیدهد؟در دل ستایشهای پرشور نسبت به فناوریهای هوش مصنوعی، پرسشی حیاتی نادیده گرفته میشود: اگر این ابزارها روابط انسانی را تخریب کنند، واقعاً چه چیزی به دست آوردهایم؟ نادیدهگرفتن این تهدید نهتنها ما را به انزوایی جدید میکشاند، بلکه آینده سلامت روانی کل جوامع را به خطر میاندازد.[تصویر گزارش توسط هوش مصنوعی تولید شدهاست]
پرواز بیهدف در آسمان تحولات دیجیتال
پلتفرمهایی مثل LinkedIn، در حالی که با شور و هیجان از دستاوردهای جدید هوش مصنوعی در رواندرمانی و سلامت روان مینویسند، کمتر به پیامدهای پنهان این تحولات اشاره میکنند. با نگاهی به چند نمونه واقعی، میبینیم که روند جایگزینی رواندرمانگران (تراپیستهای) انسانی با ابزارهای هوشمند شتاب گرفته است. از چتباتهای درمانگر مانند Woebot گرفته تا ابزارهای تحلیل احساسی شرکتهایی چون Ginger و Wysa، همه در حال آزمودن مرزهای انسان و ماشین هستند.به عنوان نمونه، Woebot ادعا میکند که میتواند احساسات کاربران را با دقت بالا شناسایی کرده و پاسخهای همدلانه ارائه دهد. در یک مطالعهی منتشرشده در JMIR Mental Health (2021)، پژوهشگران نشان دادند که استفاده از Woebot برای کاهش علائم افسردگی و اضطراب در برخی کاربران اثربخش بوده، اما همزمان درک «ارتباط واقعی» در این تعاملات زیر سؤال رفته است.گفته میشود بر اساس دادههای McKinsey Global Institute، هوش مصنوعی حوزههای مختلف، از جمله سلامت روان، بهرهوری را تا 38٪ افزایش دهد. اما اگر در همین حال احساس تعلق و ارتباط در جامعه 10٪ کاهش یابد، سود واقعی چیست؟
منبع فارس











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید