ایران: غرور، تعصب حماسه
نخست نیوز؛ پدرام خسرو شاهی_ما یک ماموریت بسیار بزرگ داشتیم که بهاندازه فتح جام برایمان ارزش داشت و بهگونهای عجیب در طول چند دهه گذشته به یک طلسم بزرگ، مبدل گشته بود؛ پیروزی برابر فوتبال ژاپن.
آخرین خاطره شیرین ما نسبت به ساموراییها مربوط به فروردین سال 1384 است که درراه صعود به جام جهانی 2006 با 2 گل وحید هاشمیان در ورزشگاه آزادی موفق به شکستشان شدیم. این سلسله شکستهای متوالی باعث شده بود که فوتبال ژاپن برای ایران تبدیل به یک شمشیرزن شکستناپذیر شود. همیشه قبل از هر بازی بهگونهای خودمان را شکستخورده میدانستیم و بعد از بازی هم میگفتیم؛ خب فاصله ما با آنها همین است و نمیشود کاریاش کرد. نیمه نخست بازی روز گذشته که با برتری 1 بر صفر ژاپنیها تمام شد، تقریبا همه به یک شکست دیگر ایمان آورده بودیم و کمتر کسی باور به بازگشت داشت.
اما سرانجام لحظه موعود فرارسید. جای همه آنهایی که نبودند خالی. چه آن بزرگانی که دیگر فوتبال بازی نمیکنند چه رحمت شدگانی که به دیار باقی شتافتهاند. دیروز روز انتقام از همه آن شکستهای سریالی بود. فوتبال ژاپن در طول یک سال گذشته، بعد از عبور از آلمان و اسپانیا و شکست سایر تیمهای بزرگ، رسما خودش را از فوتبال آسیا جدا کرده بود و قبل از هر تورنمنتی در این قاره، خودش را قهرمان بلامنازع میدانست. شاید خواست خدا همین بود که آنها در پایان نیمه نخست، از پیروزی و برتریشان مطمین شوند.
چه شد ژاپن را اسیر کردیم؟
اما حقیقتا چه شد که بچههای ما در نیمه دوم نهتنها از حیث نتیجه که از همه لحاظ در آمار و مسایل فنی برتر شدند؟ مگر همین تیم 3 روز قبلش یک بازی پرفشار 120 دقیقهای مقابل سوریه را پشت سر نگذاشته بود؟ مگر ازلحاظ سنی بسیاری از بازیکنان ما مرز 30 سال را رد نکرده بودند؟ پس چه اتفاقی افتاد که ما آنگونه صاعقهزده به برگشتن بازگشتیم؟
اگر همهچیز را به بعد روحی و روانی و مباحثی چون غیرت بازیکنانمان مرتبط سازیم، ظلم بزرگی به داشتههای فنی کادر فنی و امیر قلعهنویی کردیم. اگر همانند تیم ملی فوتبال عراق با کاشتن اتوبوس و 100 دقیقه دفاع، موفق به شکست دادن دو بر یک ساموراییها میشدیم، شاید میشد غیرت و دوندگی بیامان بچهها را مولفه شاخص این شگفتی عنوان کرد. اما زبان آمار و مهمتر از آن نوع بازی تیم ملی فوتبال کشورمان پرده از یک حقیقت دیگر برمیدارد. آنچه تیم ملی فوتبال ایران در نیمه دوم ارایه داد، مجموعهای بود از برتری تاکتیکی و مایه گذاشتن بازیکنان از همه وجودشان. در نیمه دوم، امیر قلعهنویی همانی را نشانه رفت که چشم اسفندیار حریف بود. ارسال متوالی توپها به پشت مدافعان ژاپن و سپس استارتهای انفجاری سردار و محبی. ما با همین روش 2 گل زدیم که یکی از آنها تنها بهواسطه چند سانتیمتر آفساید اعلام شد.
نمیدانیم در نیمهنهایی و احتمالا فینال چه نتیجهای رقم میخورد اما جامعه ما محتاج این برد تاریخی برابر ژاپن بود. کدام عامل و اتفاق را میشناسید که همانند فوتبال میتواند در چشم برهم زدنی، جامعه را متحول کند؟ معجزه فوتبال، دستکم برای چند روز همه سختیها را از روی دوش ما برداشت. دولتمردان و تصمیم گیران در نوک هرم اداره کشور، بدون شک این پتانسیل بزرگ را دیدند.
این پتانسیل فوتبال ایران است. باید بیشازپیش به این مهم اهمیت بدهیم و با ساختار سازی از پایه، همان مسیری را برویم که پیش از ما بسیاری از کشورها رفتند. لیاقت فوتبال ما قهرمانی در جام ملتهای آسیاست نه در این دوره که در همه ادوار فارغ از اینکه آیا این نسل طلایی، این مهم بزرگ را انجام میدهد یا نه، باید به مدیران بالادستی اهمیت چندباره فوتبال را در شاد کردن ملت، گوشزد کرد.
این انرژی نهفته در دل ورزش و مخصوصا فوتبال است و چیزی به اسم هزینه در این مسیر نداریم بلکه هرچه بکاریم سرمایهگذاری بلندمدت است که در وقتش، هم سایهاش ما را از آفتاب سوزان محفوظ میدارد و هم میوهاش کام جامعه را شیرین میکند.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.