نخست نیوز- گاهی تاریخ، با یک جمله تغییر مسیر میدهد.
این عبارت کوتاه، نه یک شعار بود و نه یک بیانیه سیاسی؛ فتوایی بود که معادلات قدرت را بر هم زد. در روزگاری که استعمار، اقتصاد ایران را نشانه گرفته بود، مرجعیت شیعه نشان داد که اقتصاد نیز میتواند میدان جهاد باشد و خرید و فروش یک کالا، گاه از یک معامله ساده فراتر رفته و به مسئلهای مربوط به عزت، استقلال و سرنوشت یک ملت تبدیل شود. فتوای میرزای شیرازی تنها تحریم تنباکو نبود؛ اعلام این حقیقت بود که هرگاه اقتصاد، ابزار سلطه شود، فقه شیعه نیز مسئولیت تاریخی خود را فراموش نخواهد کرد.
امروز، بیش از یک قرن از آن روز تاریخی میگذرد؛ اما آیا میدان نبرد تغییر کرده است یا فقط سلاحها عوض شدهاند؟
اگر دیروز «رژی» نماد نفوذ اقتصادی بود، امروز تحریم، نظام مالی، زنجیره تأمین غذا و تجارت جهانی، ابزارهای نوین سلطهاند. سالهاست که ملت ایران، فشار جنگ اقتصادی را با تحریم نفت، بانک، دارو، فناوری، حملونقل و تجارت تجربه میکند. در چنین شرایطی، «امنیت غذایی» دیگر صرفاً یک مسئله کشاورزی نیست؛ بلکه یکی از ارکان امنیت ملی و اقتدار هر کشور است.
از همین منظر، انتشار اخباری درباره احتمال استفاده از بخشی از منابع مالی ایران برای خرید غلات از آمریکا ــ فارغ از صحت یا جزئیات این اخبار ــ پرسشی مهم را در افکار عمومی ایجاد کرده است.
آیا شایسته است سرمایه ملت ایران، به جای آنکه پشتوانه تولیدکننده ایرانی باشد، صرف رونق کشاورزی کشوری شود که سالها سیاست فشار اقتصادی علیه همین ملت را دنبال کرده است؟
کشاورز ایرانی، یک سال با خشکسالی، گرانی بذر، کود، سم، سوخت و هزینههای تولید دستوپنجه نرم میکند و محصول خود را برای تأمین امنیت غذایی کشور تحویل میدهد؛ اما ماهها در انتظار دریافت بهای دسترنج خویش میماند تا شاید بتواند کشت سال آینده را آغاز کند. آیا در چنین شرایطی، حتی اندیشیدن به رونق مزارع کشوری که همزمان اقتصاد ایران را با تحریم هدف گرفته است، با عدالت، عقلانیت و حمایت از تولید ملی سازگار است؟
بیتردید، سیاستگذاری تجاری و تنظیم بازار، وظیفه دولت و نهادهای مسئول است؛ اما پرسش این یادداشت، فراتر از یک تصمیم اجرایی است. سخن از ظرفیتهای فقه اجتماعی شیعه در مواجهه با جنگ اقتصادی است.
گفتمان انقلاب اسلامی، همواره بر استقلال اقتصادی، حمایت از تولید داخلی، امنیت غذایی و کاهش وابستگی به بیگانگان تأکید داشته است؛ زیرا استقلال سیاسی، بدون استقلال اقتصادی پایدار نمیماند. از همین رو، پرسش این یادداشت صرفاً نقد یک تصمیم اقتصادی نیست، بلکه دعوتی محترمانه به تأمل فقهی درباره یکی از مهمترین مسائل روز است. این نوشتار نه در پی صدور فتوا، بلکه در پی طرح پرسشی است که پاسخ آن تنها در صلاحیت فقهای جامعالشرایط است: آیا قواعدی چون نفی سبیل، حرمت اعانت بر ظلم، حفظ نظام، صیانت از استقلال اقتصادی مسلمانان و حفظ مصالح عمومی، اقتضا نمیکنند که این مسئله در محافل اجتهادی حوزههای علمیه با نگاهی نو و متناسب با شرایط جنگ اقتصادی امروز مورد بررسی قرار گیرد؟
تاریخ نشان داده است که مرجعیت شیعه، هرگاه عزت و استقلال امت اسلامی در معرض تهدید قرار گرفته، با زمانشناسی، شجاعت علمی و اجتهاد پویا به میدان آمده است. فتوای تحریم تنباکو، گواهی روشن بر این حقیقت است که فقه شیعه، تنها برای عبادات فردی نیست؛ بلکه در بزنگاههای بزرگ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز نقشآفرین بوده است.
امروز نیز شاید زمان آن رسیده باشد که ابعاد فقهی «جنگ اقتصادی» با همان عمق و دقت بررسی شود؛ جنگی که گلولههای آن، معیشت مردم، امنیت غذایی، تولید ملی و استقلال اقتصادی را هدف گرفته است.
زیرا استقلال اقتصادی، بدون حمایت از تولیدکننده ایرانی تحقق نمییابد؛ امنیت غذایی، بدون امنیت خاطر کشاورز ایرانی پایدار نمیماند؛ و عزت ملی، با ترجیح اقتصاد بیگانه بر دسترنج فرزندان این سرزمین سازگار نیست.
تاریخ، یکبار پاسخ خود را از زبان میرزای شیرازی شنید.
امروز، در روزگاری که «نان» نیز به یکی از ابزارهای قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است، افکار عمومی تنها یک مطالبه دارد؛ مطالبهای مؤدبانه، علمی و برخاسته از دغدغه استقلال ایران اسلامی:
آیا زمان بررسی فقهی تحریم غلات آمریکایی فرا نرسیده است؟
《*دکتر محمد عباس عزیززاده
مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق عمومی*》










