نخست نیوز – «مادر علی» یکی از اولیایی است که به تازگی از مدرسه غیرانتفاعی فرزندش انصراف داده. او با چشمانی نگران میگوید مبالغی که این مدارس مطالبه میکنند نجومی و خارج از توان طبقه متوسط و ضعیف است. انگار آموزش به کالایی لوکس تبدیل شده که تنها برای ثروتمندان در دسترس است. سال گذشته با وجود دریافت آن هزینههای سنگین مسئولان مدرسه کلاسها را به دلیل کمبود فضا به مسجد محله منتقل کردند. این بود آن امکانات ویژهای که بابتش وام گرفتیم و قرض کردیم؟
«پدرِ محمد» از وضعیت مدارس دولتی میگوید، جایی که قرار بود پناهگاه آموزش رایگان باشد. او با گلایه از دریافت اجباری مبالغی تحت عنوان کمک به مدرسه در هنگام ثبتنام ادامه میدهد. وقتی در کلاسهای ۴۰ نفره معلم حتی فرصت نمیکند نام دانشآموزان را صدا بزند چگونه میتوان انتظار یادگیری عمیق داشت؟ این تراکم جمعیت عملاً کیفیت آموزشی را به صفر رسانده است.
درد مشترک ما در تنگنای معیشت و تورم نمود بیشتری پیدا میکند. بسیاری از والدین به دلیل فشار هزینههای زندگی و درآمدهای ناچیز یا حتی بیکاری در این دوراهی تلخ ماندهاند. یا باید برای تأمین هزینههای مدرسه از نان شب بزنیم، یا با ادامهی این وضعیت قید تحصیل فرزندمان را بزنیم.
آیا واقعاً عدالت آموزشی در این است که دانشآموز در مدرسه غیرانتفاعی قربانی سوءمدیریت و زیادهخواهی شود و در مدرسه دولتی در ازدحام کلاسهای شلوغ خلاقیتش در نطفه خفه شود؟ گلایه ما از این است که چرا نظارتی بر این ارقام نجومی نیست و چرا مدارس دولتی از حمایت کافی برای ارائه آموزش باکیفیت برخوردار نمیشوند؟
آموزش طبق قانون اساسی حق همه کودکان است. نه بازیچهای در دست سودجویان یا باری بر دوشِ والدینی که هر روز در نبرد برای بقا بیشتر از پیش زیر چرخدندههای مشکلات اقتصادی له میشوند. ما نه به دنبال فضای لاکچری هستیم و نه خواستار معجزه تنها خواستار مدرسهای هستیم که در آن فرزندانمان بتوانند بدون تحقیر مالی و در محیطی استاندارد الفبای زندگی را بیاموزند. این بغض مشترک اولیایی است که نگران آینده نسل بعدی هستند.
نگرانی از آیندهای ناگوار
اگر این روند ادامه یابد جامعه با دو سرنوشت تلخ روبرو خواهد شد. یا سیل عظیمی از بیسوادی که سرمایه انسانی یک کشور را به نابودی میکشاند و یا شکاف طبقاتی عمیقتری که در آن تنها فرزندان سرمایهداران و صاحبان ثروت فرصت تحصیل و پیشرفت خواهند داشت و جامعه به دو قطب «دارا» و «ندار» مطلق تقسیم خواهد شد. آیا میخواهیم کشوری بسازیم که در آن تنها عدهای قلیل حق زندگی و شکوفایی داشته باشند و اکثریت در حسرت ابتداییترین حقوق شهروندی خود بمانند؟ آینده فرزندان ما آینده این مملکت است و نباید اجازه دهیم با بیتوجهی به آموزش این آینده تاریک و تباه شود.
علی عدالتیان











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید