نخست نیوز : از این منظر است که میتوان نقد را، میوه درختِ دانایی نامید. درختی که بامعرفت و صداقت آبخورده است. شاید در نگاه اول نقد، زبان امروز باشد اما به تامل میشود دریافت که در تجربیات بزرگان بهویژه حضرات معصومین، ترازهایی ثبت و معیارهایی احصا شده است که سنجش با آن خود میتواند بهترین نقد باشد. هم خوبیها و امتیازات را آشکار میکند و هم نسبت به ضعفها هوشیار میکند. به باور این قلم، با تامل در آموزههای حکمرانی مولا علی نیز به شفافیت میتوان جریانات را نقد کرد و رفتار خود را محک زد. آن حضرت هم در عهدنامه مالک و هم در نوشتهها و سخنان خود به دیگر عوامل حکومت به بیان بایستگیها برای ماندگاری حکومت توجه میدهند و هم حضرت تحلیلهای دقیقی از زوال قدرت حکمرانی دارند، که برای امروز و فرداها، بسیار مفید و درسآموز است. ازجمله “نشانه فروپاشی دولتها چهار چیز است: ضایع نمودن اصول، روی آوردن به فروع، مقدم انداختن فرومایگان و مؤخر انداختن اندیشمندان…” اگر به همین چهارگانه توجه کنیم، خطرات از ششجهت از ما دور خواهد شد. عدالت نیز چنین اقتضایی دارد. حکم عدل این است که اصول در جای خود به عمل درآید و فروع هرگز جای آن را نگیرد. افراد کمتوان هرگز نباید درجایی بنشینند که توان بالاتر از آنان را میطلبد. صاحبان خرد و توان نیز نباید به حاشیه رانده شوند. غفلت از این چهارگانه مهم، به زلزلههایی منجر میشود که بنای جامعه را هرچند رفیع و مقاوم باشد برهم میریزد. امام به موارد دیگری نیز ازجمله جور سلطان، ضعف سیاست، منازعه کارگزاران و… هم اشاره میفرمایند تا تراز زمامداری را به دست ما دهند. ترازی که با تنظیم رفتار خود و نظام سازی به این قواعد علوی، ماندگاری ما را امضا میزند. خوانش نگاه علوی، ما را نسبت به قویترین نقدها آگاه میکند. راه را بر انواع فساد میبندد. ما را در مسیر صلاح و اصلاح توانی مضاعف میبخشد. انقلاب هم جز این هدفی ندارد و مردم هم جز عدالت و تنظیم به نظم عدالت، چیزی نمیخواهند.











دیدگاهتان را بنویسید
ببخشید، برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید