نخست نیوز – با این حال، زنگ خطر برای مهدی تارتار به صدا درآمده، اما زنگ خطر با حکم برکناری تفاوت دارد.هفتههای ابتدایی فصل، برای بسیاری از مربیان زمان شناخت بازیکنان، آزمون تاکتیکها و رسیدن به ترکیب پایدار است. حتی مربیان بزرگ فوتبال جهان نیز برای پیادهسازی تفکرات خود به زمان نیاز دارند و نمیتوان انتظار داشت یک تیم تنها در چند هفته به هماهنگی کامل برسد.اما فوتبال ایران، بهویژه در استقلال و پرسپولیس، با یک مشکل جدی مواجه است ،کمبود صبر و افزایش فشار هواداری.. میلیونها هوادار حق مطالبهگری دارند، اما مطالبهگری نباید به دخالت در تصمیمات فنی تبدیل شود.
نگرانی اصلی زمانی شکل میگیرد که جریانهای لیدری یا هواداری، با فشارهای مستقیم و غیرمستقیم، مسیر تصمیمات فنی را تحت تأثیر قرار دهند. امروز نیز شبکههای اجتماعی میتوانند موجی از اعتراض را ایجاد کنند که گاهی از نقد فنی عبور کرده و به تخریب، توهین و حتی تهدید مربی میرسد.پرسش روشن است، وقتی برای جذب یک بازیکن میلیاردها هزینه میشود، چگونه میتوان اجازه داد فشارهای بیرونی، اختیار و استراتژی مربی را تحت تأثیر قرار دهد؟
البته تارتار باید درباره نتایج، ترکیب، تاکتیک و عملکرد تیم پاسخگو باشد، اما پاسخگویی با قربانی کردن مربی در نخستین بحران تفاوت دارد.باشگاه باید میان مطالبه هوادار، استقلال کادر فنی و منافع پرسپولیس تعادل ایجاد کند. آموزش و ساماندهی لیدرها و هواداران رسمی نیز میتواند بخشی از این مسیر باشد.پرسپولیس برای قهرمانی به مربی پاسخگو نیاز دارد، اما مربی پاسخگو، مربی بیاختیار نیست. اگر قرار باشد هر شکست به موج برکناری و هر تساوی به بحران تبدیل شود، هیچ مربیای فرصت ساختن یک تیم مدعی را پیدا نخواهد کرد.
مهرشاد عنبری










